بروم
با تمام دلبستگي هايم بايد روزي بروم
روزي كه در تمام شبهاي مرده ي زندگيم حتي به خواب هم نمي ديدم
رفتن از جايي كه در هوايش نفس كشيدم
عاشق شدم
و
تمام از دست داده هايم را به دست آوردم
عاشق دلي شدم به نرمي ولطافت ابرها
ابري كه وقتي مي گرئيد و مي باريد
وجود تشنه ام را سيراب مي كرد...
روزي كه در تمام شبهاي مرده ي زندگيم حتي به خواب هم نمي ديدم
رفتن از جايي كه در هوايش نفس كشيدم
عاشق شدم
و
تمام از دست داده هايم را به دست آوردم
عاشق دلي شدم به نرمي ولطافت ابرها
ابري كه وقتي مي گرئيد و مي باريد
وجود تشنه ام را سيراب مي كرد...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 17:29 توسط حميد
|