درد ودل
رسيدن به تو خياله مي دونم
تو ميگي يه روزي مال من ميشي
اما موندت محاله مي دونم
تو ميگي شبا دعامون مي کني
چشمه چات زلاله مي دونم
توي آسمون سرنوشت ما
ماه کامل هلاله مي دونم
تو ميگي پرنده شيم بريم هوا
غصه ما دو تا باله مي دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله مي دونم
طاقتم ديگه داره تموم ميشه
صبر تو رو به زواله مي دونم
آره ميري و نمي پرسي که اين
دل عاشق در چه حاله مي دونم
درد و دل
صدای باد زمستانی باز در دلم طنین می افکند.
تنها در خلوت زمستانی خود نشسته ام...
فکرم را دور میکنم از تمامی هیاهوی نکبت بار زندگی...از غم...از هر چه بدیست...
می خواهم به لحظات خوشی فکر کنم. به لحظه های ناب عشق...
به صدای عاشقانه ی پرندگان گوش کنم. روحم را رها می کنم...پرواز می دهم به باغ پرگل خیال...
پیراهن حریر گلدار بر تن با موهایی پریشان شده در باد.
شاخه گلی در دست...انگار به انتظار مانده ام...
نفس می کشم..چقدر سبک شدم..
همرا با پریهای خیال عشق میورزم..قدم می زنم...
بوی خوش عشق به مشامم می رسد.هوا عطر آگین از توست ...
مست میشوم...می بارم از شوق. در دل میتپم...تو می آیی...
با مردانگیت که بار هر چه غم است از بین می برد.
با قامتت که تکیه گاه را در خود نشان میدهد.با نگاه مهر بانت که تمامی دلتنگیهایم را نوازش می کند...
با نوازش دستهایت که عشق را بر تنم زمزمه می کند....
و آغوشت که انتهای هر چه خوبی ومهر بانیست.
و آمدنت که پایان می دهد انتظار شیرینم را ..
و نبض پر اضطرابم که برای عشق تو با شادی می زند...
نم نم باران عشق سرازیر میشود.
چهرهامان خیس از عشق
خیس از مهر ... در نگاه هم رشد میکنند....
کلبه عشق َکمی آنطرف تر انتظارمان را میکشد...
پا به پای تو به سوی کلبه می آیم.
آرامش....
عشق......
من و تو....
بروم
روزي كه در تمام شبهاي مرده ي زندگيم حتي به خواب هم نمي ديدم
رفتن از جايي كه در هوايش نفس كشيدم
عاشق شدم
و
تمام از دست داده هايم را به دست آوردم
عاشق دلي شدم به نرمي ولطافت ابرها
ابري كه وقتي مي گرئيد و مي باريد
وجود تشنه ام را سيراب مي كرد...
به نام خدای مهربان
|
آموختم که : تنها کسي که مرا در زندگي شاد ميکند کسي است که به من ميگويد : تو مرا شاد کردي ! ................................... امروز را برای بیان احساس به عزیزانت
غنیمت شمار شاید فردا احساسی نباشد ........... ..................................... این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است ........................................ فکر میکردم دل خودم وقتی میگیره میزنم زیر گریه... اما امروز انگار خدا دلش از من بیشتر گرفته بود... از دیشب یک دم داره می باره... قدم زدن زیر بارون بدون چتر... وقتی خیس میشی چقدر احساس خوبی بهت دست میده... احساس پاک شدن... ......................................... امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که میایی به سراغم نفسی نیست در من نفسی نیست نفسی نیست نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند
|
|
|
|
مهربانم ! امروز تو به دیروز مبدل می شود ، اما ممکن است فردای تو امروز نشود. پس قدر لحظه لحظه های عمرت را بدان ...
|
|
آدمك آخر دنیاست بخند آدمك مرگ همينجاست بخند
دستخطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخنــــد آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سرابست بخند آن خــدايي كه بزرگش خوانـدي به خدا مثل تو تنهاست بخنــــد
.............................
دعایی میکنم هر شب زدل بیرون رود مهرت ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد
...............................
دوست دارم که بفهمم خداوند چرا ما ادما رو درست کرد.اون که نیازی به ما به عبادت ما به زندگی ما نداشت. چرا مارو درست کرد ما ادمایی که فقط به هم دروغ میگیم به هم خیانت میکنیم ما ادمایی که فقط و فقط به خودمون به ارزوهامون فکر میکنیم. بعضی وقتها اونقد غرق ارزو و غرور میشیم که یادمون میره خودمون ارزوی یکی دیگه هستیم.بعضی وقتها انقدر غرق خیال و قدرت میشیم که حاضریم واسه رسیدن به هدفمون هر کاری بکنیم حتی جون هم نوعامونو به خطر بندازیم.
................................
درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد
................................
هرچه می خواهم غمت را در دلم پنهان کنم
سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن.
. ................................
خیال باورت را دوست داشتم اما دوریت را نمی خواستم
این قانون دنیاست به هر که دل ببندی
روزی آن را از تو خواهند گرفت
|
زندگی کردیم - اما باختیم
.............................
خداوند همیشه به عیادتمان می آید اما اکثرا ما خانه نیستیم. گلی که محبوب خدا باشد بدون باران هم رشد می کند.
...............................
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند. ..............................
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
|
|
گاهي اونقدر دلم میگیره كه به سختي نفس ميكشم
..............................
این لحظه ها هستند که می گذرند و ما در بطن آن ها می مانیم و فراموش می شویم
..............................
.............................. زندگی شاید همین باشد؟
.............................
زندگي آب رواني است، روان ميگذرد آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
..............................
کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد .............................. خدا منو ببخشه ... خدا منو ببخشه اگه دلي شكوندم اگه يه روز يه وقتي ، سر قولي نمومدم من كسي رو يه وقتي اگه تنها گذاشتم اگه يه روز دلي رو من زير پا گذاشتم خدامنو ببخشه اگه رو كوله باري غصه اي رو گذاشتم از خود به يادگاري اگه يه روز نديدم تو صورتي يه فرياد اگه دلم دلي رو نخواسته داده بر باد خدا منو ببخشه اگه نشنيدم آهي نديده من گرفتم حرفي رو تو نگاهي اگه توسط من ، كشته شد آرزويی نشنيده من گرفتم حرفي رو توگلويي
حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست خداوند در هر حضور جادویی نهان کرده برای کمال ما خوش آن روزی که دریابیم جادوی حضور یکدیگر را . . .
.............................
تورا گم کرده ام ... و اکنون لحظه هاي من گرفتار سکوتي سرد وسنگينند ... وچشمانم که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ... نمي داني چقدر غمگينند !!! چشم هاي تو برايم چراغی روشن در تاریکی شب بود نمي دانم چه خواهد شد پر از دلشوره ام... بي تاب ودلگيرم... کجایی که من بي تو هزاران بار ، در هر لحظه مي ميرم
|
|
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير ..............................
خنده ادما همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دل کمتر از ادم کشی نیست
...........................
من گرفتار سنگينی سکوتی هستم
که گويا قبل از هر فريادی لازم است
این دلتنگیها ربطی به غروب و آسمان دلگیرش ندارد. این ها بهانه است برای درد هایی که نه می توانم بگویم و نه می توانی بشنوی شان. دیگر چه فرقی می کند از کدام راه بروم وقتی قرار است تمام راه ها به نرسیدن ختم شوند... وقتی قرار نیست انگشت های سبابه ام هیچ گاه بهم برسند حتی اگر هزار بار دیگر هم چشمانم را ببندم و بهم نرسیدنشان را احساس کنم. مقصد دور نیست ... اصلا همین جایی که من ایستادم خود خود نرسیدن است وقتی نمی دانم آسمان برای چه کسی خورشید دارد یا شب ها به نگاه کدام ستاره فکر می کند ... دیگر چه فرقی می کند بغض من بر شانه ی کدام دیوار سنگینی کند؟...
..............................
تو مرا می شکنی و همین
ساده ترین قصه ی یک انسان است
................................
همیشه سکوت از بی حرفی نیست
گاهی سرشار از ناگفته هاست.
گویی بغضی که درگلویت هست مانع ازفریاد زدنت می شود.
هیچ کس آن چیزی نیست که ادعایش را دارد.
خسته ام از نامردمی ها. .................................
..................................
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ...
به كسي توجه نمي كنه ... از کسی خجالت نمي كشه ....
مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ...
آفتابي شه ...!!! کاش ...
کاش مي شد مثل آسمون بود ...
كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شه ...
................................ تنها شکستم تنها به زیر کوهی از غم ها شکستم
دیشب میان کوچه های دل سپردن در امتداد مرگ یک رویا شکستم با خاطراتم لحظه ها را گریه کردم آهسته در آغوش این شب ها شکستم فصل شکستم را خزان ها دیده بودند...! پاییزها دیدند من این جا شکستم دیشب از این جا قایق عشقت سفر کرد من هم کنار ساحل دریا شکستم... شاید تو می رفتی که من تنها بمیرم.. شاید به رسم خزان ها من شکستم...!
|
به نام خدای مهربان
![]() |
|
˙·▪●ღ کاش می شد برگشت به كودكی ღ●▪·˙ دور از غم و غصه و ناراحتی .......................................... برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری .......................................... مجنون را به محکمه عدل بردند گفتند: توبه کن گفت:خدایا عاشقم عاشقترم کن.
|
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی طرز راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی با کفش هایش راه بروم... **دکتر شریعتی** ............................................ ˙·▪●ღ کاش می شد برگشت به كودكی ღ●▪·˙ دور از غم و غصه و ناراحتی
|
به نام خدای مهربان
|
![]() |
|
˙·▪●ღ کاش می شد برگشت به كودكی ღ●▪·˙ دور از غم و غصه و ناراحتی .......................................... برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری .......................................... مجنون را به محکمه عدل بردند گفتند: توبه کن گفت:خدایا عاشقم عاشقترم کن.
|
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی طرز راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی با کفش هایش راه بروم... **دکتر شریعتی** ............................................ ˙·▪●ღ کاش می شد برگشت به كودكی ღ●▪·˙ دور از غم و غصه و ناراحتی |
تو تنها عشق منی
تو اخرین کسی هستی که اسمتو میزارم عشق ...
من بعد تو هیچ وقت عاشق نمیشم ...
هیچ وقت ...
اینو بهت قول میدم اگه تو بری منم میشم مثل همه ی ادمای
بدون دل و احساس ...
اگه تو با این همه مهربونی و دلسوزی تنهام بزاری
همه ی دنیا و ادماش واسم بی ارزش میشه ...
وقتی تو تنهام بزاری از بقیه باید چه انتظاری داشته باشم ...
مطمئنم هیچ کی دیگه نمیتونه واسم مثل تو بشه یا جای خالیتو پر کنه ...
ازت خواهش میکنم هیچ وقت تنهام نزاری ...
![]()
دوست دارم همه کسم![]()

زندگی یه پل قدیمیه ... به این فکر نکن که اگه تنها ازش
بگذری دیرتر خراب میشه ... به این فکر کن که اگه افتادی
کسی باشه که دستت رو بگیره
از
صمیم قلب دلم میخواد
اون فرد تو باشی تا در روزای سخت دستم رو بگیری ![]()
![]()
![]()
عاشقانه
با سلام اگه لطف کنید و در مورد این مطلب هم نظر بذارید ممنون می شوم . امروزه چه بلایی داره سر جامعه ما می آد که جوانان ما آرزوی مرگ می کنند اگه در روز با پنج نفر سر و کار داشته باشیم بدون شک دارند به نحوی از روزگار می نالند یا بیشتر آهنگ های غمگین دوست دارند تا شاد آیا ما در گذشته زمان نوجوانی هم آهنگ غمگین را به شاد ترجیح می دادیم فکر کنم که جواب بیشتر همان نه باشد من خودم یادمه که وقتی بچه بودم دلم می خواست ظبت صوت خونه روشن باشه یه نوار شاد بذارم داخلش و قر بدم ولی الا چی خاننده محبوبم شده داریوش و مجید خ رات ا و بیست و چهار ساعته هم هد می زنم در گوشم توی خیابون دختر پسر های زیادی رو آدم می بینه که دست تو دست هم و پا به پای هم دارن قدم می زنند اما هیچ کدومشون هدف واقعی ندارند ، چرا؟ به راستی چرا فکر می کنید که سر منشا این ضد ارزش ها کجاست؟این اولین شعر من است که سرودم البته اگه بشه اسمش رو شعر گذاشت خواهش می کنم نظرتون رو در مورد شعر من هم بنویسید &عشقم از مردم کوچمون دیگه سیر شده انگاری عشق توی این کوچه به زنجیر شدهنذاریم عشق بمیره ، یا شایدم دیر شده قهرمان قصه عشق دیگه دستگیر شده اگه کسی هم بخواد صبر کنه تا همسر ایده آل خود را انتخاب کنه سرنوشتش می شه مثل این خانوم که عکس رو می بینید. به نظر شما باید

روش پیدا کردن شوهر
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
این روش ها رو نمیدونم موثر هست یا نه ولی خوندنش در ادامه مطلب خالی از لطف
نیست یک کمی بخندید
۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین
::::::بوسه ٢٠ ثانیه ای با چارلیز ترون ١٤٠ هزار دلار...
در جشن خیریه نوبت فروختن بوسه با چارلیز ترون زیبای آفریقای جنوبی رسید. دو مرد سر بوسه تا ١٣٥ هزار دلار بالا آمدند ولی آخرین لحظه یک زن قیمت را به ١٤٠ هزار دلار بالا برد و اکسیون را برنده شد و روی بونه رفت و هنرپیشه معروف هالیوود را ٢٠ ثانیه بوسید
اثرات رابطه جنسی بر سلامت
یک رابطه جنسی سالم چگونه بر زندگی ما تاثیر می گذارد؟
این یک واقعیت انکارناپذیر است که رابطه جنسی سالم اثرات مثبتی بر سلامت جسمی و روانی ما دارد. اثرات یک رابطه جنسی بر روی سلامت توسط محققان زیادی مورد بررسی موشکافانه و دقیق قرار گرفته است که در ادامه به ۱۰ مورد از برجسته ترین آن ها اشاره می شود:
۱- کاهش استرس
محققان اسکاتلندی مطالعه ای بر روی ۲۴ زن و ۲۲ مرد که میزان رابطه جنسی خود را در یک دوره زمانی خاص ثبت کرده بودند، انجام دادند. و سپس میزان فشار خون و پاسخ آن ها نسبت به شرایط استرس زا را تحلیل و بررسی کردند. نتایج این مطالعه که در مجله Biological Psychology منتشر شد بدین صورت بود که”افرادی که دارای رابطه جنسی منظم هستند فشار خون و سطح استرس پایین تری نسبت به افرادی که این رابطه را به طور منظم تجربه نمی کنند دارند.”
۲- تقویت سیستم ایمنی بدن
دانشمندان در دانشگاه Wilkes University در تحقیقی که بر روی ۱۱۲ نفر از دانشجویان این دانشگاه انجام شد، میزان ایمنوگلوبولین A (یک نوع آنتی بادی در بدن که در پاسخ به ورود میکروب هایی خاص در خون ترشح می شود) موجود در خون آنها را با تعداد دفعات رابطه جنسی آن ها در هفته بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که “افرادی که یک یا دو بار در هفته رابطه جنسی دارند، دارای مقادیر بیشتر از ایمنوگلوبولین A هستند و در نتیجه کمتر از دیگران به بیماری ها دچار می شوند.”
۳- سوزاندن کالری و کنترل وزن
به گفته محققان هر بار رابطه جنسی که حدود ۳۰ دقیقه به طول بیانجامد باعث سوختن ۸۵ کالری در بدن می شود. در نگاه اول این مقدار سوزاندن انرژی ممکن است قابل توجه نباشد، اما در طول زمان باعث سوزاندن مقادیر زیادی انرژی می شود که به کاهش وزن نیز کمک بسیاری می کند.
۴- بهبود سلامت قلب و عروق
بنا بر مقاله ای که در Journal of Epidemiology and Community Health به چاپ رسید، داشتن دو بار رابطه جنسی در هفته باعث ۵۰% کاهش احتمال سکته قلبی در مردان می شود.
۵- تقویت اعتماد به نفس
بر اساس گفته محققان University of Texas چنانچه رابطه جنسی بر اساس عشق و علاقه دو طرفه باشد، باعث بهبود اعتماد به نفس در طرفین می شود و افزایش اعتماد به نفس نیز خود باعث بهبود کیفیت رابطه جنسی می شود.
۶- افزایش میزان صمیمیت
بر اساس مطالعاتی که در University of Pittsburgh و University of North Carolina انجام شده است، رابطه جنسی باعث افزایش سطح “هورمون اکسی توسین” در بدن می شود. این هورمون باعث افزایش میزان وابستگی عاطفی و افزایش صمیمیت در بین افراد می شود و به همین دلیل “هورمون عشق” نیز خوانده می شود.
۷- کاهش حس درد
با افزایش سطح هورمون اکسی توسین در خون، “اندورفین” نیز در خون بالا می رود. اندورفین یکی از مسکن های طبیعی است که در بدن ترشح می شود. دلیل این که بعد از رابطه جنسی، سردرد و یا درد مفاصل شما بهبود می یابد همین ترشح اکسی توسین و به دنبال آن ترشح اندورفین در بدن است.
۸- کاهش خطر سرطان پروستات در مردان
نتایج مطالعه ای که در British journal of Urology منتشر شد، نشان می دهد که مردانی که ۵ یا بیش از ۵ بار در هفته انزال داشته اند، ۳۰% کمتر به سرطان پروستات مبتلا می شوند.
۹- تقویت عضلات کف لگن در خانم ها
داشتن رابطه جنسی در خانم ها باعث تقویت عضلات کف لگن می شود.
۱۰- بهبود کیفیت خواب
افزایش هورمون اکسی توسین ناشی از رابطه جنسی، می تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند. خواب خوب هم به کنترل فشار خون و کنترل وزن کمک زیادی می کند.
عوامل تاثیر گذار بر روابط جنسی
2- احتمال جدایی و متاركه: زوجینی كه قصد جدایی از یكدیگر را دارند، رابطه ی جنسی ی كمتری با یكدیگرخواهند داشت. زوجینی كه به سمت طلاق پیش می روند اغلب سعی میكنند از صمیمیت میان خود بكاهند.
3- سن: این یك فاكتور پیش بینی كننده قوی است. هر قدر سن بالاتر رود احتمال كاهش روابط ی جنسی افزایش می یابد. اما در آن روی سكه وقتی رابطه جنسی در زوجین مسن روی میدهد، عموما رضایت بخش تر و از كیفیت بالاتری برخوردار بوده و عشق و محبت در آن پر رنگ تر است. این گلایه زنان جوان كه: "وی از شور و بنیه جنسی ی خوبی برخوردار است اما هیچ چیز از تكنیك های جنسی و عشق ورزی نمیداند." با افزایش سن كمتر به گوش میرسد. با افزایش سن زنان و مردان خصوصیات یك رابطه ی جنسی خوب و رضایت بخش را آموخته و همین امر باعث میشود با وجود كاهش بنیه جنسی و دفعات برقراری رابطه جنسی، رابط ی جنسی رضایت بخش تر و لذت بخش تر گردد.
4- سالهای تاهل: مردانی كه از تاریخ ازدواجشان خیلی گذشته، رابطه ی جنسی كمتری را گزارش میكنند. اما مدت ازدواج عامل پیش بینی كننده ی مهمی برای زنان بشمار نمی آید. البته تعداد روابط جنسی در مردان معمولا نسبی است.
5- رضایت و خوشبختی: جای شگفتی نیست كه هر قدر زوجین شادتر باشند و احساس خوشبختی بیشتری كنند، تمایل بیشتری به برقراری رابطه ی جنسی از خود نشان خواهند داد. زمانی كه شما دلباخته كسی باشید و از شغل و زندگی خوبی نیز برخوردار باشید، رابطه ی جنسی به مثابه پوشش و تزئینات روی كیك میباشد.
6- سطح سلامتی:كاهش سطح سلامتی معمولا موجب كاهش روابط جنسی در مردان میشود، اما در زنان این چنین نیست. چراكه زنان مسن برقراری رابطه ی جنسی را حتی در وضع ناخوشی و كسالت یك وظیفه و تكلیف میدانند. زنان بیمار و ناخوش برای برقراری رابطه ی جنسی مشكل خاصی نخواهند داشت، اما مردان قادر به پنهان كردن بیماری و تاثیرات مشهود آن طی برقراری روابط جنسی نخواهند بود. چراكه مردان برای برقراری رابطه ی جنسی ناچار به صرف انرژی و نیروی فیزیكی بیشتری میباشند. اختلال نعوظ، استرس، خستگی و بیماریهای قلبی-عروقی دلایل اصلی امتناع مردان از رابطه جنسی میباشد.
7- فعالیتهای مشترك: زنان و مردان متاهلی كه بیشتر با هم صحبت میكنند و كارها را بیشتر با یكدیگر(مشتركاً) انجام میدهند، از لحاظ جنسی فعالتر میباشند. سكس نهایت تجلی و ابراز عشق و صمیمیت است و بر خلاف سایر فعالیتهای مشترك تنها میان شما و همسرتان به اشتراك گذارده میشود. چنانچه زندگی ی جنسی شما افول كرده، بكوشید فعالیتهایی را به همراه یكدیگر انجام دهید مثل ورزش، رفتن به سینما، باغبانی، انجام وظایف خانه و غیره. این كار میتواند به رابطه شما روح تازه ای بدمد. راهكار دیگر اینست كه دانسته های خود را با یكدیگر تقسیم كنید. با این كار نه تنها به معلومات شما افزوده میگردد، بلكه فرزندانتان نیز بواسطه آن چیزهای جدیدی می آموزند. افزایش دانش و اعتماد میان زوجین با تسهیم اطلاعات خود با یكدیگر باعث افزایش میل جنسی خواهد شد.
8- تعداد فرزندان: فرزند بیشتر، رابطه ی جنسی بیشتر. علت: حضور فرزندان میتواند نمایانگر ثبات در ازدواج باشد. اما در عین حال زوجین بایستی خیلی خلاق باشند تا بتوانند در حضور فرزندان خود رابطه ی جنسی داشته باشند! بنابراین فرزند كمتر، فرصتهای رابطه ی جنسی بیشتر.
9- بحث بر سر رابطه ی جنسی: زوجینی كه جماع چندانی با یكدیگر ندارند، همچنین در مورد آن نیز خیلی كم و بندرت بحث و گفتگو میكنند.
پژوهشگران اینچنین استدلال میكنند كه این دسته از زوجین اینگونه پرورش یافته و خو گرفته اند كه رابطه ی جنسی اندكی داشته و از مطرح كردن آن نیز بی نیاز باشند. طرح این مسائل كه: "ما میتوانیم این...امتحان كنیم" و یا "من راحت نیستم وقتی ...." و یا "چرا ما هیچ وقت...." باعث افزایش رابطه ی جنسی شما میشوند. هر قدر زوجین رابطه ی جنسی بیشتری با یكدیگرداشته باشند، بیشتر هم درباره آن بحث میكنند. یكی از نشانه های هشدار دهنده در یك رابطه ی نابرابر و نامتعادل فقدان اختلافات و ناسازگاری هاست.زوجینی كه درباره ی هیچ چیز بحث نمیكنند، زوجینی هستند كه با یكدیگر گفتگو نمیكنند و در واقع خودشان را سانسور میكنند. دقیقا مشابه یك ذهن زندانی جایی كه یك نفر حكمفرما و غالب مطلق است و دیگری تنها فرمانها را بدون هیچ گونه اظهار نظر، به چالش كشاندن و مباحثه ای میپذیرد. این بحث نكردن ها باعث ایجاد هارمونی و تفاهم كاذب گردیده و صرفاً رنجش و تنفر به بار می آورد كه دیر یا زود خود را آشكار میسازند.
10- خشونت: یكی دیگر از یافته های غیر منتظره رابطه ی میان خشونت و فعالیتهای جنسی بیشتر در زنان است. برخی پژوهشگران آن را به این واقعیت استناد میكنند كه برخی از زوجین از فعالیت های جنسی به عنوان یك ابزار آشتی مجدد پس از نزاع و بگو مگوها استفاده میكنند. برخی هم معتقدند كه برخی زوجین در بیان عشق و یا خشم بیشتر فیزیكی عمل میكنند. رابطه ی همبستری و خشونت تنها در زنان وجود دارد و این اشاره دارد به اینكه برخی مردان از جماع به عنوان شكلی از كنترل و سلطه گری استفاده میكنند. به خاطر داشته باشید پیوند این چرخه ( نزاع-رنجش-جماع-آشتی) برای مرد و زن غیر سالم محسوب میگردد. این به مفهوم آنست كه ممكن است زوجی رابطه ی جنسی فراوانی با یكدیگر داشته باشند، اما كلیت رابطه از یك مشكل جدی رنج ببرد.(بدون جماع رابطه ای نیز وجود نخواهد داشت). علت دیگر آن میتواند اغواگر بودن خشونت باشد. مردان و زنان به دنبال تماشای فیلمهای ترسناك افزایش برانگیختگی جنسی را تجربه میكنند. اوج گرفتن آدرنالین در پی پاسخ جنگ یا گریز باعث افزایش میل جنسی میگردد. بنابراین پس از مشاجره با افزایش آدرنالین میل جنسی نیز افزایش می یابد. برای 70 درصد زنان غیر فمینیست كه سلطه مردان را مورد پسند قرار داده و تایید میكنند، جماع تنها فرصت ایمنی است كه شوهران میتوانند بر زنان خود تسلط و برتری داشته باشد. زنانی كه میپندارند آسیب پذیری ماهیت و جوهره وجودی زنانگی است، از سلطه پذیری هنگام برقراری رابطه جنسی خشنود میباشند.
11- داد و ستد جنسی: برخی زنان از رابطه ی جنسی به منزله یك خدمت قابل معامله، اقدام به بهره برداری میكنند. یعنی در قبال برقراری رابطه ی جنسی، همواره چیزی از شوهران خود مطالبه میكنند. در چنین روابطی رابطه ی جنسی میتواند ازهیچ تا بسیار زیاد در جریان باشد. حتی اگر رابطه ی جنسی میان چنین زوجینی فراوان باشد، از آنجایی كه روابط جنسی بر مبنای عشق و صمیمت استوار نیست، نمیتواند بیانگر رابطه ای پایدار و با ثبات باشد. از سویی بتدریج رابطه ی جنسی قداست خود را از دست داده و احتمال برقراری روابط جنسی ی خارج از ازدواج (نامشروع) در زوجین افزایش می یابد
چند راه محبت به همسر
- اگر ناراحت است به احساسش احترام بگذار.
- وقتی خسته است به او کمک کن.
- هر وقت به تنهایی احتیاج دارید و میخواهید با خودتان خلوت کنید، به او بگو که میخواهی مدت کوتاهی تنها باشی و به زودی پیش او خواهی بود.
- وقتی که دیگر نیازی به تنهایی نبود و پیش او بودید، با بیانی صمیمانه به او علت ناراحتی خود را بگو و او را مطمئن ساز که تقصیری متوجه ی او نبوده است.
- در حضور دیگران به او احترام بگذار از خوبیهایش تمجید کن.
- در جمع و میهمانی به او بیشتر از سایرین توجه کن.
- در مناسبتهای خوب زندگی، مانند سالروز ازدواج یا تولد و غیره با نوشتن مطلبی کوتاه ابراز عشق و علاقه کن.
- سعی کن حال و احساس او را درک کرده و بعد حرف بزنید. مثلا اگر حالش خوب است، بگو امروز خوشحال به نظر میرسی و یا اگر سرحال نبود بگو «فکر میکنم خسته هستی».
- سعی کنید، رفتارتان مثل روزهای اول آشنایی باشد. نخستین روزهای آشنایی را همواره به یاد داشته باشید.
- به کارهای منزل رسیدگی کن و اگر چیزی احتیاج به تعمیر دارد انجام بده و از او بپرس، کاری هست که بتوانید انجام دهید.
- صمیمیت را چاشنی زندگی کنید و به جای اینکه در مقابل یکدیگر بایستید به موازات یکدیگر حرکت کنید و به «ما شدن» بیندیشید. بال پرواز یکدیگر باشید.
- وقتی کاری برایتان انجام میدهد ، تشکر خود را بیان نما.
- با هم طوری صحبت کنید که از خواستههای یکدیگر به خوبی آگاه شوید.
- از همدیگر نظرخواهی کنید.
- به کارهای روزانهاش علاقه نشان بده، و از کارهایی که انجام میدهد سوال کن.
- سعی کنید در بیرون رفتن از منزل، لباس هر دوی شما مرتب و شیک باشد.
- سفرهای کوتاه در زندگی ترتیب دهید.
- برایش هدایای مناسبی تهیه کن.
- از محل کار به او تلفن بزن، حالش را جویا شو، به خصوص در شرایطی که بیمار است و یا اگر خبر جالب و خوشایندی دارید
ریشه متلک گویی درجوانان
مطلب خوشخو در صفحه هفت شماره صد و یك چلچراغ را خواندم او معضل را به خوبی نمایانده است و نتایج آن را كه باعث احساس و ایجاد بیامنی برای دختران و زنان میشود گفته و برای راهحل خواسته است. هر فرد به خاطر مسئولیت اجتماعی با مزاحممها مجادله كرد و به آنها اعتراض كرد.
اما چند نكته وجود دارد. ریشهها كجاست؟ دوستی دختر و پسر یك واقعیت موجود است اما نامشخص بودن چگونی این ارتباط و نامتوازن بودن آن باعث گردیده كه افرادی حقوق بیش از حد یا برداشتیهای ناصوابی از آن داشته باشد. در واقع متلك حاصل یك اشتباه در كدگذاری است. هنگامی یك دختر با پوششی خلاف عرف در اجتماع حضور مییابد در برداشت پسرانه این یك كد است كه با پاسخ متلك در انتظار پاسخ بعدی میماند. اگر پاسخی دریافت شد كدهای متوالی به یك ارتباط منتهی میشود. این كدگذاری ساده در دو حالت دچار مشكل میشود كد اولیه در واقع چیز دیگری بوده است و تنها این یك برداشت اشتباه بوده است مثلاً دختر تنها برای متفاوت بودن یا روی مد و بدون منظور خاصی این لباس را پوشیده است پس انتظار متلك كه پاسخ طبیعی لباس اوست را ندارد. گاهی پاسخها اتوماتیك میشود یعنی بدون این كه كد ارسال شود پاسخ (متلك) ارسال میگردد یعنی فرد بعد از چندبار موفقیت در اجرای «كد ـ پاسخ» اینبار كد پوشش خاص زن را به تمام زنها تعمیم داده و با دیدن هر دختر یا زن به شكل اتوماتیك به پرتاب تیر در تاریكی مبادرت میكند یا در اصطلاح پسرانه «حالا شاید پا داد» از طرف مقابل نیز دختران با چند بار هدف قرار گرفتن كد را تعمیم داده و نتیجه میگیرند«همه پسرا اینطوریان» این تعمیم در حال حاضر صورت گرفته و نوعی بیاعتمادی را در روابط عادی دختر و پسرها در موقعیتهای حتی كاری به وجود آورده است. چیزی كه من اسماش را گذاشتهام دید جنسی .
ولی راهحل خوشحو راهحل جوانانهای نیست چون كه اكثر جوانان حتی اگر خود به ارسال و دریافت این نظام كدگذاری نپردازند یعنی متلك نگویند یا لباس خاصی نپوشند نتایج تعمیم یافته آن را پذیرفتهاند یعنی پسرها، دختران را و دخترها پسرهارا اینكاره میدانند. پس وقتی شما مثلاً میخواهید اعتراض كنید هنوز این گمان وجود دارد كه شاید طرف مقابل دلش میخواهد یا در اصطلاحی كه ساختهایم كد اولیه را ارسال كرده است. از سوی دیگر در یك نظام اجتماعی دارای تقسیم وظایف اینجا وظیفه اجتماعی بر دوش شما وجود ندارد كه باید اعتراض كنید. (البته اگر كسی تقاضای كمك نكند تا وظیفه اخلاقی برای شما به وجود بیاورد) البته میشود وظیفه دینی یا امر به معروف را وارد این قضیه كرد كه به دلایلی نمیتوان از این دیدگاه وارد مساله شد. چون در حكومتهای دینی تولی اصلی امر بهمعروف اشتباهاً به دولت سپرده شده است. از سوی دیگر اكثر علما شرط امر به معروف را تاثیر آن میدانند.
اما راه حل چیست؟ این كدگذاری باید قطع شود. از دو جنبه میتوان این كدگذاری را قطع كرد اول كدگذاری صحیح یعنی آشنایی دختر و پسر دارای امكانات و موارد مشخص باشد كه این حالت آرمانیستا و تا حداقل عمر این نسل برای ایران قابل دسترس نیست. جنبه دیگر اصلاح فردی است. واقعاً اگر این را معضل جامعه میدانیم حداقل خود باید از این حلقه خارج شویم. و هركسی را متهم نكنیم. بسیاری از كسانی كه به دیگران در اینگونه موارد اعتراض میكنند كسانی هستند كه خود ناكام ماندهاند و حال دست به اعتراض میزنند. عدم ارسال كد اولیه و همچنین دریافت نشدن كد یا به اصطلاح خودمان بیخیال شدن گیرنده شاید تنها راه حل موجود باشد. اصلاح فردی یك راه طولانیست. از قدیم گفتهاند رطب خورده كی تواند كند منع رطب.
اما این كدگذاری تنها مخصوص شهرهای بزرگ است. مثلاً كد ارسالی در گراش چادر باز كردن است شاید این كد اصلاً حاصل آمدن باد باشد اما از سوی دریافت كننده در هر صورت پاسخ متلك ارسال خواهد شد. یا خنده معمولاً به عنوان یك كد تلقی میشود به همین خاطر خانوادههای دختران خود را از خندیدن منع میكنند. در واقع خانواده در نظام پسرانه خود خنده دختر را به عنوان كد تاویل میكرده هرچند كه به دختر اعتماد داشته و بداند او قصد ارسال كدی را ندارد ولی این گمان وجود دارد كه فردی دیگری ان را را یك كد بپندارد.
در همچین مواردی دو راه پیش پای ما قرار یا به نظر اجتماع و كد بودن این رفتار تن در دهیم و بیخیال خودمان بشویم. یا با پذیرفتن تبعات رفتارمان، سوتعبیرهای جامعه را بیخیال شویم. شاید روزی جامعه اصلاح شود. من هر دو راه را رفتهام این بستگی به این دارد كه چقدر حوصله اگر بشود اسمش را گذاشت مبارزه داشته باشیم. اما در این مورد هرگز نمیخواهم خندههای كشی را از دست بدهم. دیگرانی همیشه درباره ما فكر خواهند كرد بگذار این اجتماع در این سكون خود باشد. خندههای تو خیلی بهتر است
اموزش تیکه انداختن به دخترا2
مرحله دو: تاییدیه گرفتن برای مرحله ی یک - برای این که نه خودتون رو خراب کنید و نه این که بی خود مزاحمه کسی بشید که ازتون خوشش نمیاد. باید مطمعن شید که نگاه اول از رویه کنجکاوی و بی کاری و ... نبوده و واقعا یک check out واقعی بوده.باری این کار بعد از این که نگاهه اول انجام شد (بر خلافه ایده ی عمومی که انقدر به دختره زل به زن که از رو بره و بفهمه تو چه آدمه قوی ای هستی) شما نگاهتون رو بر می گردونید. نه با حالت بد، عادی. و سعی می کنید که دوباره یک نگاه بگیرید که مطمعن شید نگاه اول واقعی بوده. وقتی نگاه دوم رو گرفتید قبل از این که نگاهتون رو بر گردونید یه نیم لبخندی به دختره می زنید و خوب حواستون رو جمع می کنید ببینید عکس العملش چیه. اگر عینه گاو روشو کرد اون ور و خودشو ان کرد، کسی نیست که شما دنبالش می گردید. اگر اون هم یه ته لبخندی تحویلتون داد، می فهمید که مرحله اول به خوبی انجام شده و دختره مورد نظر برای مراحل بعدی آمادست.
مرحله ی سه: مرحله ی سه مرحله سختیه ، چون مرحله ایست که باید بدون این که تخماتون توی دهنتون بیاد برید جلو و ارتباط بر قرار کنید. بد ترین کاری که می تونید بکنید اینه که برید جلو بگید سلام من حسن قلی ام. چون دختره بلافاصله تو دلش می گن به من چه! بهترین کاری که می تونید بکنید اینست که به طور غیر مستقیم خودتون رو به جایی که دختره هست نزدیک کنید. هیچ وقت مستقیم به طرفش قدم بر ندارید که دارم میام باهات حرف بزنم ، خیلی بده. مثلا فرض کنید توی یک بار هستید و دختر دمه بار نشسته، نرید طرفه دختره ، به هوای گرفتن یه نوشیدنی برید جلو، انگار نه انگار که اصلا دختره هست اونجا ولی خودتونو به جایی برسونید که بتونید باهاش به راحتی صحبت کنید. (اگر وردارید بنویسید که آقا در شهره ما بار وجود نداره یا خودمو می کشم یا شما رو. نه، شما رو می کشم. بار نه کتابخونه، نه سوپرمارکت، نه پارک، نه مهمونی)یه حسنه بزرگ این کار اینه که اگر باهاش حرف زدید و خیطتون کرد و حمحل نداد کمتر حالتون گرفته می شه تا زمانی که مستقیم برید جلو. وقتی که نزدیک شدین و یه چند دقیقه گذشت یه سوژه از شرایطی که درش هستید گیر بیارید و باهاش سره حرفو باز کنید. نه با تته پته و هول شدن، خیلی راحت. مثلا تو همون باری که بالا مثال زدم می تونید بگید چه موزیکه خوبی، همیشه سه شنبه ها این سبک موزیک می زنه؟ (دیدید چی شد، نه سلام من قلی هستیم، نه من می تونم چند دقیقه وقت گرانبهاتون رو بگیرم و...) اصلا مهم نیست که دختره چی جواب میده یا شما چی می پرسید ، مهم اینه که شما می خواید برخورد دختر رو ارزیابی کنید. اگر علاقه مند به حرف زدن بود و شروع کرد به این که هرچی .. نمی دونم من دفه ی اولمه تو ... علامته خوبیه. اگر خشک گفت: نه یا مثلا نمی دونم یا .. وقتتون رو تلف نکنید، فقط می خواسته بکشونتتون جلو که برید بگید می تونم وقتتون رو بگیرم که بگه نه حالتون رو بگیره. حالا شما پاتک زدید مستقیم نرفتید جلو حاله خودش بیشتر گرفتس. اگر خیلی از دختره خوشتون اومده و جواب اول اونی که می خواید نیست ولی خیلی هم خشک و کوتاه نیست می تونید یه سوال دیگه هم بکیند. اگر دیدید باز اوضاع همونطوره، قبل از این که با یه برخورده بد مواجه بشید خودتون محل کار خود رو ترک گفته و به پناهگاه وارد شوید = فرار (از دوران جنگ خواننده داریم؟! یا همه کم سن و سالید)
مرحله چهار: این مرحله دیگه بستگی داره هدفتون از ایجاده اون ارتباط چی بوده.
بعد از این که دیدید نه واقعا به شما علاقه منده و حرف ها داره خوب پیش میره، بسته به جایی که هستید یه بهانه بیارید و اون جا رو ترک کنید. مثلا: تو بار - دوست داری بریم یه قدم بزنیم. تو کلاب: صدا اذیت می کنه، می خوای بریم بیرون راحت تر حرف بزنیم و ....
از این به بعدش رو خود دانید. به هرجا که دوست دارید ختم کنید داستان رو.
یادتون باشه ، خوشگل یا بد گل یا هرچی، اگر ظاهر آراسته داشته باشید، همیشه دختری پیدا میشه که از شما خوشش بیاد. لا اقل از هر صد تا دختری که می بیند یکیش از شما خوشش میاد. پیداش کنید و وققتون رو با 99 تای دیگه ای که از شما خوششون نمیاد تلف نکیند.

اموزش تیکه انداختن به دخترا
توجه:این مقاله صرفاً یک مقاله آموزشی است و هدف آن به هیچ وجه خنداندن شما نمی باشد!!!در ضمن در این مقاله سعی شده است که به همه اقوام و قبائل توجه شود و همه را به زیر سوال ببریم اگر احیاناً قشر خاصی فراموش شده است پوزش می طلبیم.
سلام .از اونجایی که تازگیا هر کس با مامانش دعوا می کنه سریع میره سر خیابون وای میسه و به خواهر و مادر شرعی ما تیکه میندازه من امروز تصمیم گرفتم یک میل بزنم در مورد چگونگی مخ زدن دختران مسلمان و غیر مسلمان ایرانی بدون اینکه این وسط حقی خورده بشه و یا شیشه ای شکسته بشه و ...
اولین قدم جهت مخ زدن یک همشیره انتخاب سوژه میباشد.یعنی باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده ! که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون وایمیسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح زیر می باشد بلا نسبت مثل سگ پا میدن!!!
1-اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل میزنن تو چشمای طرف!
2-اونایی که دبیرستانی هستند و در مقطع اول و دوم دبیرستان درس می خونند!
3-اونایی که خیلی تابلو رفتار می کنن و سرشون با گوششون بازی میکنه!
4-اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن!
5- اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن!
بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون شما میشن!
اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال دخترای فشن و با کلاس هستند , پس من سر همین موضوع تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید اما ابتدا به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع میکنم:
آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟
آیا شما جوات هستید؟
آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟
آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(یه چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز)
آیا شما لهجه دارید؟
آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟
آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟
و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در تفاوت داشته باشد؟
اگر جواب همه سوال های بالا بلی یا آره یا Yes هستند لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید .چون ما این نیاز شما را کاملاً برطرف میکنیم!
شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا بلیط اتوبوس داشته باشید!
قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم:
1-دخترای که پاتوقشون بالی شهر می باشد فقط به ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که به همون پایین شهر بسنده کنید!
2-دخترایی که پاتوقشونخیابون های خیلی با کلاس شهر می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان هایی پیدا نمیشه!
3-دخترایی که خودشون ماشین دارند و بنا براین مخشون زدنی نیست (نکته:90 درصد دختر ها اصولاً به این دلیل پا میدن که یه احمقی بیاد با ماشن ببردشون کافی شاپ و رستوران و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشین داشته باشه دیگه عمراً پا بده مگر در مواردی خاص!)
4-بعضی دختر های پایین شهر حتی به راننده تاکس هم پا میدن پس ایننقطه ها بهترین مکان برای تور کردن داف می باشد!
5-بعضی دختر ها شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور میکنن!
6- بعضی ها هم که دیگه نیازی به توضیح من نیست!!!!
7-دختر های پایین شهر هم دخترا دو دسته میشن:دسته اول اونایی که که در بالا 5 تا از ویژگی هاشون رو گفتم و این دسته حتی با جدول کنار خیابون هم طرح دوستی میریزند و دسته دوم که به دلیل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسی طرفشون نمیره....
اما نحوه مخ زدن:
الف: مخ زدن دخترای بالا شهری:
وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفیدDarki –شلوار مدل بوسینی ,Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا زد-یک تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا مشکی)- ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب- چشمای هیز و کشیده –ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه کافی! (یه چیزی تو مایه های خودم!)
روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و ... کاربردی نداره باید و باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید:
1- به بالای شهر رفته و جولوی یکی از مراکز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می پردازید.2-سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید 3- با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد). 4- وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز تجاری میشوید .5-سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید .(بتون قول میدم سوژه همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)6-سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.7- با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشین بریم!
تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید!
ب-دخترای وسط شهر :
وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206 بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون پا بده!)
روش مخ زدن:1-با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز میکنید و بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه دور بزنیم)اتول میزنید)
تبصره:87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار ماشین میشه.
ج.دخترای پایین شهر:
وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه های فردین باشه!
روش مخ زدن:پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید به سمتش و بش میگید:آبجی یه غلام لوتی نمی خوای؟!
تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف کنید!از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده شمال!!!
در ضمن خانومای عزیز که بشون بر میخوره لطف کنن اول برن با بی اف هاشون به هم بزنن بعد بیان اینجا به من فحش بدن که شخصیت دختر ها رو زیر سوال بردم

|
نرخ معمول 100 روپیه است (1.30 یورو) اما پیشنهاد دهنده ها باید برای دختران باکره پیشنهاد بالاتری بدهند ,برای هر کدام 20.000 روپیه,البته اگر دختر خیلی خوشگل باشه قبیله می تونه امیدوار باشه که تا 40.000 روپیه رو بدست می آورد قبیله "بدیا" درهند درسنتی دیرینه دختران 12-13ساله باکره خود را برای اولین شب همبستر شدن به مزایده میگذارند
رویترز درگزارشی ازاین مزایده سنتی به قلم خبرنگارش مینویسد:
مایل در غرب تاج محل در جاده شهر جاجپور ، توریست ها به طرف جایی می روند که کمتر از آن نام برده می شود .
یک مایل بعد از شهر براتپور در راجستان ، جایی که بزرگراه به 4 خیابان عریض می شود ، به علت انجام عملیات بر روی جاده ترافیک کند است . اما کارگرانی که به بلدوزرهایشان لم داده اند به جای دیگری می نگرند . گروهی از سرپناههای موقتی که دختران حدوداً زیر 18 سال اغلب بین 12 تا 15 سال ، نشسته و یا در حال دوره گردی هستند .
امشب یکی از این دختران در حالیکه بروی چهارپایه کنار آتش نشسته است درحال جلب کردن توجه رهگذران است . او با آرایش مصنوعی و صورت قابل توجه و ساری زیبای صورتی به حدی زیبا شده که گوی قصد رفتن به مهمانی دارد .اما حقیقت متفاوت است . سولی 14 ساله باکره است و یک مزایده برای اولین کسی که باید با او بخوابد برگزار میشود .
مجموعه سرپناههایی که او در آن زندگی میکند شامل 59 خانواده است . سنت قدیمی کلیه اعضای قبیله "بدیا" بر پایه فاحشگی است .
نرخ معمول 100 روپیه است (1.30 یورو) اما پیشنهاد دهنده ها باید برای دختران باکره پیشنهاد بالاتری بدهند . برای هر کدام 20.000 روپیه . البته اگر دختر خیلی خوشگل باشه قبیله می تونه امیدوار باشه که تا 40.000 روپیه رو بدست می آورد .او با این مبلغ دختر را تا هر وقت که بخواهد می توند داشته باشه .ساعتها روزها و حتی هفته ها .
دختری که بکارت خود رو از دست می دهد نمی تواند ازدواج کند .
سولی گفت که خوشحال است که وارد این کسب و کار شده است ."من خودم انتخاب کردم ". او می گوید . " من نمیدونم اون کار چطوریه . من می دونم که دخترای دیگه هم وارد این کار شدن ولی از اونها نپرسیدم که چطوریه."اون ادعا می کنه که اهمیتی نداره اون مرد چه شکلی باشه . با هر کسی که مبلغ بالاتری پرداخت کنه ، میرم ."
نیتا دختری که در کلبه بغلی زندگی می کند 4 خواهر دارد که همگی فاحشه هستند . او شلوار جین و یک تاپ کوچک پوشیده است و در حال سخن گفتن مدام می خندد .یکی از خواهرانش با اغراق از زیبایی نیتا تعریف می کند و امیدوار است که 40.000 روپیه را بدست آورد .(600 یورو) اون میگه تا 25.000 روپیه پیشنهاد داشتیم اما کافی نیست .
دو تا از خواهران نیتا ریتو 35 ساله و مانجو 25 ساله ، یکی از معدود خانه های سنگی روستا را برای خودشان ساختند و برای آن چیزی حدود 14.600 یورو پرداخت کردند .و این موفقیت باعث افتخار آنهاست .مانجو میگه"فقر و تنگدستی بیداد می کند و ما چیزی برای خوردن نداریم " آنها اعضای 50خانواده رو حمایت می کنند 35 بچه و 15 بزرگسال .
در نقطه ای دیگر از هندوستان تولد پسرها جشن گرفته می شود و خانواده عروس بایستی جهاز و پیشکش زیادی به خانواده داماد تقدیم کنند . و در برخی مناطق کمبود دختران برای ازدواج وجود دارد .و خانوده پسر می بایست مبلغ بسیار هنگفتی به خانواده عروس بپردازند .
شاید به این دلیل باشد که فاحشگی این دختران برای خانواده ها پول ساز است و هرکدام از این دختران می توانند وارد این حرفه شوند ، پس مبالغ بالا هستند . ریتو و مانجو برای 4 برادر خود این مبلغ را پرداختند و اکنون از عروس ها و برادرزاده هایشان حمایت می کنند .
آنها روزی 1000 تا 1500 روپیه درآمد دارند و البته قبل از اینکه دولت سرپناه های آنها را به خاطر عریض کردن اتوبان خراب کند ، این مبلغ بیشتر بود .
ریتو و مانجو می گن "ما به سرپناه کنار جاده نیاز داریم " " به دولت بگوئید برای ما در جایی خانه بسازند که بتوانیم کارکنیم . ما مجبوریم 25 تا 30 مشتری در روز داشته باشیم . الان میانگین 10 تا 15 تاست ."
![]()
بیشتر این زنان می گویند : دوست ندارند دخترانشان راه آنها را دنبال کنند . ریتو و مانجو هردو دختر دارند . دخترانیکه پدرانشان همان مشتریان هستند . ریتو می گه "دختر من درس می خواند و فارغ التحصیل خواهد شد و به این شغل و حرفه وارد نخواهد شد ." " من دیدم که این کسب و کار چیست و آن را برای او نمی خواهم | |||
|
عکسهای ازدواج پسر 24 ساله با پیرزن 82 ساله !!
reynaldo vavekche ، 24سال دارد که عاشق یک زن 82 ساله با نام Adelfa Volpesle شد و باهم ازدواج کردند!
این زوج عاشق در آرژانتین زندگی میکنند و برای ماه عسل خود به برزیل و اسپانیا سفر کرده بودند.
این خانم 82 ساله از دوستان خانوادگی این پسر بوده و هنگامی که مادر این پسر میمیرد عشق این دو شکل میگیرد و به یکدیگر علاقمند میشوند و هیچ چیزی باعث نمیشود که تفاوت سنی 58 ساله ایندو باعث بوجود آمدن مشکلی برایشان بشود.


عاشقانه
خسته ام،
میفهمید؟!
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از اینهمه تردید در عشق.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
همۀ عمر دروغ،
گفته ام من به شما.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را میفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!!
من چه میدانم از
حس پروانه شدن؟!
من چه میدانم گل،
عشق را میفهمد؟
یا فقط دلبریش را بلد است؟!
من چه میدانم شمع،
واپسین لحظۀ مرگ،
حسرت زندگیش پروانه است؟
یا هراسان شده از فاجعۀ نیست شدن؟!
بخدا من همه را لاف زدم!!
بخدا من به همه عمر به عشاق حسادت کردم!!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به سراب و گذر آب از رود!!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به هراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
من نمیدانم عشق،
رنگ سرخ است؟!
آبیست؟!
یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
عشق را در طرف کودکیم،
خواب دیدم یکبار!
خواستم صادق و عاشق باشم!
خواستم مست شقایق باشم!
خواستم غرق شوم،
در شط مهر و وفا
اما حیف،
حس من کوچک بود.
یا که شاید مغلوب،
پیش زیبایی ها!!
میشود قلب مرا عفو کنید؟
و رهایم بکنید
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود،
خسته ام درک کنید
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،
شاید عاشق بشوم.









به گزارش البرز این دختران دفعه اول کالای باارزشی هستند که تاجران تقریباً با کلاس حاضرند مسافتی را برای انجام این کار طی کنند .