ترس از مدرسه

ترس از مدرسه

 

اشاره:

هنوز چند روزی به شروع فصل مدرسه باقی نمانده بود که فرید کوچولو، با مامان تو خیابون ها، کوچه و بازارها از این مغازه به آن مغازه به دنبال خرید لباس فرم مناسبی بودند، که مدرسه گفته بود. حتماً باید رنگش سرمه ای با خطهای سفید روی آستین باشد! برای خواهر بزرگش هم روپوشی کرم رنگ با مقنعه ای سرمه ای که مخصوص بچه های راهنمایی بود! مجید برادر بزرگترش هم باید کله اش را نمره چهار می‌زد! دل تو دلش نبود، نمی فهمید اینقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چیه؟

 او دائم تو خانه می‌گفت: باز هم شروع شد، باید و سختگیری های مدیر و ناظم و اخم و تخم معلم را تحمل کنیم! باز هم تنبیه! باز هم درس! تکلیف و جریمه! حیف، چقدر زود گذشت، کاش اصلاً مدرسه نمی رفتیم! طفلک فرید، اینها را که می‌شنید و صحبت های مامان رو که می‌گفت توی مدرسه مواظب باش این کار را نکنی . درس نخوانی، خانم معلم کتکت می‌زند و شنیده بود، بچه های شیطون را می‌اندازند تو اتاق های تاریک و... بابا می‌گفت آخر که چی لیسانس بگیرند، بیکار و بی عار، ویلون تو خیابونها. فرید کوچولو اینها را می‌شنود .

 

 پاک ترس ورش می‌دارد، یعنی مدرسه اینقدر بده! چقدر سختگیرن! چند روز مونده به شروع سال پاشو توی یک کفش می‌کنه که من مدرسه نمی روم، جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد که مدرسه را دوست ندارم. دلیل اینکه بچه‌ها از مدرسه رفتن می‌ترسند چیست؟

 

ادامه نوشته

دو زبانگي زود هنگام : گزارش ماهیانه

دو زبانگي زود هنگام : گزارش ماهیانه

عنوان تحقیق :   دو زبانگي زود  هنگام  فارسي انگليسي د ر کودکان ایرانی

 

یادآوری 1-    پژوهش فوق، علمی و كاربردی بوده و بصورت عملی تا سه سالگی كودك ادامه خواهد یافت

 و  پیشرفت و شرایط كار، بطور مرتب ( ماهيانه ) در این قسمت گزارش خواهد شد.

 از افراد علاقمند دعوت می‌شود برای پیگیری و آگاهی از نتایج ادامه تحقیق،

به این بخش مراجعه نموده و نظر خود را اعلام نمایند.  

 

 یادآوری2-   نگارنده / محقق در زمان تولد كودك ، دانشجوي ترم ۳  دوره كارشناسی ارشد بوده است.

 

گزارش ماهیانه شرایط و  پیشرفت دو زبانگی کودک :

1- محیط زبانی كودك :

1-1    ارتباط زبانی مادر با كودك : مادر ، ضمن آنكه به زبان انگلیسی آشناست، 

فقط به زبان فارسي با كودك حرف می‌زند.

1- 2   ارتباط زبانی پدر با كودك : پدر ، با كودك فقط به زبان انگليسي صحبت مي‌كند.

1 3  ارتباط زبانی پدر ومادر با یكدیگر : پدر و مادر باهم به زبان فارسي حرف مي‌زنند.

1-4  همسالان كودك : همسالان كودك فارسي زبان هستند و اكثر اوقات ،

مشغول به بازی با همسالان فارسی زبان خود است .

1-5  استفاده از  وسایل صوتی- تصویری:  از لحاظ استفاده از وسایل صوتی- تصویری،

از ماهواره استفاده نشده است و تنها كودك از هفت ماهگي ،  روزي یك يا دو بار ،

 مجموعه سی دی های كارتون‌ انگليسي Magic English  را تماشا مي‌كند.

1-6  تولید واژگان كودك :

اولين واژه‌ي تولیدی كودك در نه ماهگي ، كلمه  « Daddy / Dad » بود.

1-7   فراگیری در مقابل  یادگیری  :  ذكر این نكته مهم است كه در این جا،

 هیچ گونه تلاشی آگاهانه  برای یادگیری (Learning ) زبان انگلیسی كودك انجام نمی‌گیرد؛ 

بلكه سعی می‌شود ارتباط زبانی انگلیسی با كودك، در شرایط كاملاً عادی و طبیعی انجام گیرد

و در نتیجه ، آنچه در این پژوهش ، در خصوص زبان انگلیسی كودك صورت می‌گیرد ،

فراگیری زبان (  Language Acquisition)، در شرایط كاملاً طبیعی، همانند زبان مادری است و

  بسیار متفاوت از یادگیری زبان (Language Learning ) است كه در آن فرد،

آگاهانه و با تلاش و تمرین و یا با حضور در كلاس‌های زبان اقدام به یادگیری زبان انگلیسی می‌كند.

 معمولاً ، گفته می‌شود كه در كودكان ،  سن مناسب یادگیری زبان دوم (Second Language Learning  ) ،

برای كودك ، بعد از سه سالگی یا پنج سالگی است.

 

1-8  مقایسه تولید و درك زبان انگلیسی كودك :

هیجده ماهگی :  میزان درك زبان انگلیسی كودك، به مراتب بسیار بالاتر از میزان تولید واژه است.

1-9  مقایسه میزان تولید و درك زبان فارسی و انگلیسی كودك :

 به‌نظر مي‌رسد ميزان درك و توليد كلمات زبان فارسي كودك بيشتر از زبان انگليسي است.

1-10 آمیختن واژه‌ها : گاهي اوقات، تصور مي‌شود كودك، در حالت بلاتكليفي، سردرگم است كه 

چه زباني را استفاده كند. بعنوان مثال ؛ برای اشاره به كفش، واژه‌ی « Shoe » را بكار می برد. 

درحالی‌كه  برای اشاره  به آب ، همان واژه‌ی « آب »  فارسی را استفاده می‌كند.

1-11  میزان ارتباط زبانی مادر  و پدر :  میزان ارتباط زبانی مادر  با كودك كه به فارسی صحبت می‌كند،

  بسیار بیشتر از مقدار ارتباط زبانی پدر با كودك است.

1- 12  مقایسه وضعیت فعلی كودك با گذشته :

در حال حاضر، كودك نسبت به ماه‌های پیش، علاقه كمتری به تماشای كارتون‌های انگلیسی نشان می‌دهد

 و اكثر واژه‌های تولیدی او « فارسی »  است. با این حال، در میزان رشد زبان انگلیسی

 پیشرفت قابل توجهی داشته است.

2- هوش كودك : در حال حاضر ، به‌نظر می رسد هوش كودك نرمال و خوب است.

3- رشد زبان اول كودك :  رشد زبان اول كودك نرمال و خوب است.

4- ضبط و ثبت رشد زبانی كودك : ميزان رشد زباني كودك، بصورت سمعي- بصري، ضبط و ثبت مي‌شود.

 

طراحي فعاليت هاي آموزشي

طراحي فعاليت هاي آموزشي 

 

روش نگارش و تنظيم طرح درس روزانه

طرح درس روزانه شامل پيش بيني مجموعه فعاليت هايي است که معلم از پيش براي رسيدن به يک يا چند هدف آموزشي در يک جلسه تدريس، تدارک مي بيند. طرح درس جلسات آموزشي سبب مي شود که معلم فعاليت هاي آموزشي را به ترتيب و يکي بعد از ديگري در مراحل و زمانهاي مشخص و به شيوه اي منطقي اجرا کند و نتايج حاصل از آن را براي تدريس در مراحل بعدي آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحي هر جلسه آموزشي، سازماندهي و ارزيابي دائمي جريان فعاليت هاي ياددهي - يادگيري را سبب مي شود.

 

در طول برنامه هاي آموزشي، گاهي، وقت و تلاش زيادي به دليل تکراري بودن مطالب و فعاليتها به هدر مي رود و يا حذف عمومي يا غيرعمدي بعضي مطالب ضروري به دليل کمبود وقت و يا فعاليت هاي بيهوده، به جريان آموزش آسيب مي رساند. مهمترين کارکرد طراحي آموزشي آن است که از تکرار مطالب بيهوده و حذف موارد ضروري جلوگيري مي کند.

 

طرح درس جزئيات لازم براي آموزش يک يا چند درس در مورد يک موضوع را تعيين مي کند. درسها ممکن است کوتاه و سي دقيقه اي باشند و چند ساعت به طول بينجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهني و فعاليت هايي که دانش آموزان بايد انجام دهند. از عواملي هستند که مدت زمان تدريس را مشخص مي سازند البته بدون نوشتن و تدوين برنامه و طرح درس هم مي توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم مي خواهد از کارآيي مؤثر در فرآيند تدريس برخوردار باشد. بايد طرح درس خود را دقيقاً تنظيم نمايد. در تنظيم طرح درس، اهداف رفتاري، انتخاب محتوا و فعاليت هاي آموزشي بايد در هسته مرکزي آن قرار گيرند. از فوايد توجه به سازه هاي فوق در فرآيند طراحي، موارد زير را مي توان نام برد:

ادامه نوشته

مراحل نوشتن طرح درس


مراحل نوشتن طرح درس مقدمه: طرح درس یا سناریوی آموزشی برای نخستین بار در سال 1918 توسط"فرانکلین بوبیت" مطرح شد و لزوم استفاده از سازماندهی در امر یاددهی – یادگیری مورد تأکید قرار گرفت. طرح درس به شکل امروزی آن، در سال 1950 به وسیله روان شناسان برجسته امر تعلیم و تربیت "بنجامین . اس . بلوم" شکل گرفت و در سال 1962 " رابرت گلیرز" نظرات تکمیلی خود را در راستای دیدگاههای بلوم مطرح کرد که تا به امروز نیز مدنظر برنامه ریزان و هدف گذاران آموزشی و دست اندرکاران امور آموزشی در سطح جهان بوده است. در ایران حیات مجدد "طرح درس" مربوط به هشت نه سال گذشته می باشد. لزوم استفاده از طرح درس، به عنوان ابزار کارآمدی در زمینه تکنولوژی آموزشی، در خدمت افزایش کیفیت نظام آموزشی کشورمان قرار گرفت. و طرح درس به عنوان برنامه ریزی و سازمان دادن به مجموعه فعالیتهایی که معلم در ارتباط با هدفهای آموزشی، محتوای درس و توانائیهای دانش آموزان برای مدت زمان مشخص تدوین می گردد مد نظر قرار گرفت. از محاسن طرح درس می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1-     طرح درس به معلم کمک می کند تا پیش بینی های لازم را برای تهیه وسایل آموزشی و رسانه ها به عمل آورد. 2-     داشتن طرح درس موجب می شود که معلم به تنظیم اوقات کلاس بپردازد و از ایجاد بی نظمی در کلاس جلوگیری کند. 3-   طرح درس موجب می شود که معلم فعالیتهای ضروری آموزشی را به ترتیب و یکی پس از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه های منطقی پیش ببرد و نتایج حاصل آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار دهد. 4-   با توجه به آنچه رفت، نقش و اهمیت طرح درس در بهبود امر یاددهی – یادگیری کاملاً مشهود و ضروری به نظر می رسد. لذا جزوه ی حاضر به منظور مطالعه و استفاده همکاران محترم جهت بهبود کیفیت آموزشی و ارتقای سطح یادگیری طراحی شده است. مراحل نوشتن طرح درس روزانه: به طور کلی برای تهیه یک طرح درس روزانه، مراحل و نکات زیر را به ترتیب دنبال می کنیم. 1- مشخصات کلی: ابتدا باید نام درس، موضوع درس، مدت جلسهأ شماره طرح درس، نام مدرسه، تعداد دانش آموزان، کلاس و دوره تحصیلی، نام معلم و تاریخ را در بالای صفحه کاربرگ طرح درس نوشته شود. 2- مشخص کردن اهداف کلی، جزیی و رفتاری: یک معلم آگاه هدفهای کلی و رفتاری موضوعی که قصد تدریس آنرا دارد مشخص می نماید. 1-2. هدفهای کلی: یک هدف کلی، یک عبارت واحد است که وضعیت فراگیر را پس از دریافت یک عمل آموزشی توصیف می کند . به عبارت دیگر هدفهای کلی آموزشی حاوی نتایجی هستند که معلم انتظار دارد، در اثر آموزشی که به دانش آموزان می دهد و فعالتیهایی از آنها برای یادگیری به عمل می آورند عاید آنان گردد. این قبیل اهداف مهم هستند و در معرض تعبیرهای گوناگون قرار می گیرند. 2-2. هدفهای جزیی: هدفهای کلی قابلیتهایی هستند که قرار است فراگیران پس از گذراندن مجموعه ای از تجارب یادگیری کسب کنندو چون این هدفها با واژه های کلی بیان می شوند معمولاً توضیح بیشتر ضروری است. این توضیح از طریق ارایه مجموعه ای از هدفهای جزیی انجام می پذیرد. 3-2. هدفهای رفتاری: پس از مشخص نمودن اهداف کلی و تجزیه آن به اهداف جزیی، اهداف رفتاری مطرح می گردد. هدفهای رفتاری عبارتند از اعمال، رفتارها ، حرکات وآثاری که قابل مشاهده کردن ، شنیدن ، لمس کردن و قابل سنجش باشند. این قبیل اهداف مشخص می سازند که دانش آموزان به هدفهای کلی رسیده اند. برای طرح هدفهای رفتاری رعایت چهار ویژگی و مخاطب، فعل رفتاری، شرایط و معیار و درجه، ضروری می باشد. در ضمن برای تدوین اهداف در نظر داشتن سطوح مختلف حیطه های(شناختی، عاطفی و روانی- حرکتی) الزامی می باشد. توضیح آنکه دانشمندان تعلیم و تربیت هدفهای تربیتی را در سه حیطه تقسیم بندی کرده اند . تغییراتی که در اثر تعلیم و تربیت در ذهن ایجاد می شود  ماهیت آن دانش و معلومات است در " حیطه شناختی" قرار داده اند. آنچه که به ارزشها ، نگرشها و احساسات مربوط می شود در " حیطه عاطفی" و آنچه که با مهارتهای حرکتی ارتباط پیدا می کند در " حیطه روانی – حرکتی " جای داده اند. 3- وسایل آموزشی: انتخاب رسانه های مناسب منجر به آموزش مؤثرتر خواهد شد. از یک رسانه آموزشی نمی توان در همه موقعیتهای آموزشی استفاده کرد. هر موقعیت آموزشی رسانه خاص خود را طلب می کند. بدون توجه به قابلیتهای رسانه های آموزشی در موقعیتهای مختلف، نمی توان از آنها استفاده مناسبی به عمل آورد. برای شناسایی یک رسانه ی مناسب ، ابتدا باید به چند پرسش پاسخ داد. این پرسشها عبارتند از: هدف از ایجاد ارتباط چیست؟ چه کسی می خواهد ارتباط برقرار کند و چه ویژگیهایی دارد؟ مخاطب ارتباط کیست؟ چه میزان پذیرش دارد؟ ویژگیهای او چیست؟ شرایط زمانی و مکانی برقراری ارتباط چیست؟ و برای انجام این کار چه امکاناتی وجود دارد؟ به طور کلی عوامل مؤثر در انتخاب رسانه ها عبارتند از: 1- نوع هدفهای آموزشی 2- ویژگیهای مخاطبان 3- روشهای فنون آموزشی 4- قابلیت رسانه برای انتقال پیام مورد نظر 5- جذابیت رسانه 6- کیفیت فنی هنری 7- عملی بودن و سهولت کاربرد 8- اقتصادی بودن. 4- روشهای تدریس:  با پیشرفت علوم و فنون و پیچیده شدن جوامع بشری ، نیازهای فردی اجتماعی نیز پیچیده تر می شود و برای ارضای نیازهای پیچیده احتیاج به علوم و فنون پیچیده تر می باشد. کسب علوم و فنون در سایه به کارگیری روشهای مفید و مؤثر ، جدیدو کارآمد در آموزش امکان پذیر است. به همین دلیل به منظور نیل به اهداف آموزشی تعیین شده بهره گیری از روشهای تدریس و الگوهای تدریس متناسب با هدفهای درس و نوع مطالب و بحث، نوع کلاس، تعداد دانش آموزان و غیره روشها و الگوهای خاص مورد استفاده قرار می گیرد. 5- قبل از شروع درس: هر معلمی قبل از شروع درس باید از حضور دانش آموزان آگاهی حاصل کند، همچنین مطمئن شود که آنان از سلامت روحی و جسمی برای شروع درس آمادگی دارند، زیرا دانش آموزان باید در آغاز درس احساس آرامش نمایند و مشتاقانه منتظر یاد گرفتن درس جدید باشند، پیش از شروع درس جدید چنانچه از قبل تکلیفی برای دانش آموزان تعیین شده است مورد بازدید و بررسی قرار گیرد و برنامه های دیگر با صلاحدید معلم انجام می گیرد. ولی باید توجه داشت که کارهای قبل از شروع درس نباید زیاد طول بکشد زیرا طولانی شدن این مرحله از شور و شوق اولیه فراگیران می کاهد. 6- ارزشیابی تشخیصی: پیش از آغاز درس جدید معلم باید رفتار ورودی دانش آموزان را مشخص سازد  دکترسیف معتقد است که : "رفتار ورودی بر آمادگی فرد برای یادگیری رفتاری تازه دلالت دارد. به سخن دیگر آنچه کسی قبلاً یادگیرفته است یا آنچه برای شروع به یادگیری مطلبی تازه می بایست یادگرفته باشد رفتار ورودی او نامیده می شود". معلم قبل از شروع درس جدید باید اطمینان حاصل کند که دانش آموزان مطالب درس قبل ، به خصوص مطالبی که دانستن آنها برای درس جدید پیش نیاز محسوب می شود را می دانند. به همین دلیل به هر طریق که لازم می داند از پیش دانسته های دانش آموزان ارزشیابی به عمل می آورد. نوع ارزشیابی بستگی به نوع درس و هدفهای درسی می تواند از سئوال شفاهی تا آزمون کتبی متغیر باشد توجه به میزان اطلاعات قبلی دانش آموزان، از این بابت که سطح درس دادن براساس آن تنظیم شود، ضروری می باشد.   7- آماده سازی: آماده سازی فعالیتی است که معلم از طریق آن سعی می کند ارتباط معنی دار بین تجربیات قبلی و انتظارات و نیازهای شاگردان با هدفهای آموزشی کلاس برقرار کند. معلم پیش از آنکه مطلب اصلی را به دانش آموزان ارایه دهد باید ذهن و حواس آنها را برای آموختن درس جدید جلب نماید. به طور کلی هدف از آماده سازی عبارت است از تمرکز بخشی حواس فراگیران، معرفی ضمنی غیرمستقیم موضوع درس به ایجاد علاقه و انگیزه و کنجکاوی در دانش آموزان برای یادگیری مطلب جدید. معلمان مسئولان پدیدآوری موقعیتهایی هستند که در کارآموزان و دانش آموزان ایجاد انگیزه کنندو آنان باید موضوعات درس و سایر مواد آموزشی را به گونه ای آراسته و ترتیب دهند که نیازهای فراگیرندگان برآورده شود. 8- ارائه ی  درس: این قسمت اساس طرح درس را تشکیل می دهد و باید به کاملترین وجه تنظیم گردد. درس جدید باید بر پایه دانسته ها و تجارب قبلی دانش آموزان طراحی و ارایه گردد، بطوریکه ارتباط منطقی درس جدید با مرحله آماده سازی حفظ گردد. مطالب ارایه شده باید دارای پیوستگی و نظم منطقی باشد معلم باید فعالیتهایی را که به روشها و فنون تدریس مربوط می شود در ارایه درس به اختصار مشخص نمایدو تنها نام بردن از عنوان کلی روشها و الگوهای تدریس کافی نیست بلکه لازم است نوع فعالیتهایی را که معلم می خواهد در جریان ارایه انجام دهد در این قسمت قید نماید. 9- فعالیتهای تکمیلی: انتخاب روش برای انجام فعالیتهای تکمیلی به موضوع و هدف درس بستگی دارد. به عنوان مثال، اگر درسی که ارایه می شود به جمع بندی نیاز دارد معلم باید نوع آن را انتخاب کند، آیا جمع بندی را به طور شفاهی انجام می دهد و یا به صورتهای دیگر و غیره. برخی از روشهای متداول برای انجام فعالیتهای تکمیلی عبارتند از: خلاصه نویسی روی تابلو(تخته سیاه)، یادداشت نکات درس توسط دانش آموزان، نمایش عروسکی و پوستر، ایفای نقش، سئوال شفاهی، مساله دادن – واحد کار(کارهای تحقیقی، پروژه ) و تکلیف شب. چنانچه برای تکمیل درس تمرین لازم باشد باید نوع تمرین و چگونگی انجام آن در طرح درس مشخص گردد. مثلاً اگر قرار است دانش آموزان تمرینهای کتاب را انجام دهند، باید تمرینهای مورد نظر با ذکر صفحه در طرح درس قید گردد. 10- ارزشیابی تکوینی: ارزشیابی تکوینی به معنای ارزشیابی در همه مراحل تهیه برنامه است. در سراسر فرایند تدوین برنامه باید انجام ارزیابی پرداخت و در هیچ شرایطی نباید ارزیابی را وانهاد. پس از پایان یافتن تدریس ، معلم از نتیجه ی کار خود و میزان آموخته های دانش آموزان ارزشیابی به عمل می آورد. ارزشیابی تکوینی می تواند جزء فعالیتهای تکمیلی نیز به حساب آید مانند بازدید دفترهای تمرین به منظور رفع اشکالهای موجود ، جمع آوری پاسخ های دانش آموزان در مورد سئوال مطرح شده در کلاس ، ثبت اشتباهات دانش آموزان در دفتر جبرانی و دقت در رفتارهایی که نشانه علاقه مندی و یا عدم علاقه دانش آموزان نسبت به درس نیز می تواند در ارزشیابی تکوینی قرار گیرد.             تذکر: زمان بندی طرح درس نیز به تناسب و صلاحدید معلم و توانائی دانش آموزان بر حسب یک جلسه آموزشی بین بندهای 5 تا 10 یعنی قبل از شروع درس، ارزشیابی تشخیصی، آماده سازی، ارایه درس ، فعالیتهای تکمیلی و ارزشیابی تکوینی تقسیم می گردد.   مشخصات کلی طرح درس:                                     کلاس :                          مدت:                             نام معلم: موضوع:                                    دوره:                        شماره طرح درس:                       تاریخ: هدفهای کلی جزئی و رفتاری(تحلیل آموزشی) دانش آموز در پایان این درس باید بتواند:         روش ها                                                             رویکردها:                                                   تئوری ها: حیطه های یادگیری شناختی دانستنیها   روانی حرکتی مهارتها   عاطفی نگرش ها     وسایل   زمان قبل از شروع درس       آماده سازی رئوس مطالب     فعالیتهای مربوط به روشها     ارایه درس جدید رئوس مطالب     فعالیتهای مربوط به روشها     تکمیلی رئوس مطالب     فعالیتهای مربوط به روشها     ارزشیابی ورودی     تشخیص     مرحله ای     پایانی      

لکنت زبان در کودکان

انجمن آلماني روان پزشكي و اختلالات ذهني كودكان و جوانان در توصيه اخير خود، پدران و مادران را از اينكه گفتار فرزندان خود را كه از لكنت زبان رنج مي برند تصحيح نمايند بر حذر داشت. به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي عرب آنلاين، اين انجمن علمي آلمان هشدار داد تصحيح دائمي اشتباهات گفتاري فرزندان و يا سرزنش آنان ممكن است به حاد شدن اين معضل بيانجامد. اين مركز علمي يكي از راههاي حل موقتي معضل لكنت زبان را گفتگوي زياد در فضايي آرام برمي شمرد. بر اساس توصيه هاي انجمن روانپزشكي آلمان مشكلات گفتاري كودكان اگر از شش ماه فراتر رود و همراه اين اختلالات ماهيچه هاي چهره نيز دچار تنش شوند نشانه وجود لكنت زبان در كودكان مي باشد كه اين مشكل در بيشتر موارد بدون دخالت مرتفع مي گردد. اين انجمن در ادامه مي افزايد اگر اين مشكل به مرور زمان حل نگرديد و اختلال گفتاري در كودك ادامه يافت بايد از متخصص گفتار درماني كمك گرفت تا كودك بتواند مانند ديگر همسالان خود به طور عادي صحبت كند.

 

ادامه نوشته

کودکان زبان اعتراض ندارند

کودکان زبان اعتراض ندارند
نادیده گرفتن عادتمان شده است. حتی اگر پای کودکانمان در میان باشد. شاید در این هنگام بیشتر از مواقع دیگر. چه، کودکان زبان اعتراض ندارند. شهر باید انسان‌محور باشد. این را بیشتر کارشناسان شهری می‌گویند. شهر بزرگ شده، رشد پیدا کرده اما توسعه هنوز غایب است. زنان، راهی محیط‌های کاری شده‌اند، اما از ملزومات حضور اجتماعی آنان در شهر خبری نیست.

ناديده گرفتن عادتمان شده است. حتی اگر پای کودکانمان در میان باشد. شاید در این هنگام بیشتر از مواقع دیگر. چه، کودکان زبان اعتراض ندارند. شهر باید انسان‌محور باشد. این را بیشتر کارشناسان شهری می‌گویند. شهر بزرگ شده، رشد پیدا کرده اما توسعه هنوز غایب است. زنان، راهی محیط‌های کاری شده‌اند، اما از ملزومات حضور اجتماعی آنان در شهر خبری نیست.کودک جزئی از جامعه انسانی شهرنشین است و توجه به او از اصول شهرنشینی، با این‌حال گویا این بخش از جامعه در شهرهای ما چندان جدی گرفته نمی‌شوند. مگر به مناسبت روز جهانی کودک آن هم با پخش چند کارتون. از آموزش اصول شهروندی گرفته تا رعایت ضوابط استاندارد محیط‌های ویژه آنها. چند مدرسه یا مهدکودک را سراغ دارید که با شرایط جسمی کاربر آن یعنی کودک همخوانی داشته باشد؟
ضوابط مهدکودک‌سازی
شورای عالی معماری و شهرسازی سال قبل ضوابطی را برای طراحی مهدکودک به تصویب رساند.
شاید این تها ضابطه موجود از سوی متولیان امر ساختمان باری ساخت مهدکودک به‌عنوان فضای مختص کودکان باشد، گو اینکه بر این ضابطه نیز نقدهای فراوانی وارد است، با این‌حال همین ضوابط ناقص نیز اغلب نادیده گرفته می‌شود. چه بیشتر مهدکودک‌ها، خانه‌های قدیمی هستند که تنها با رنگ کردن و چسباندن چند نقاشی به در و دیوار تغییر کاربری داده‌اند.در این ضابطه که با نام ضوابط طراحی معماری مهدکودک نامیده می‌شود، آمده است، ”اجراء مصوبه حاضر و پیوست آن در تمام طرح‌های آتی و در دست تهیه انواع مهدکودک اعم از دولتی، خصوصی و خودکفا از این تاریخ (۱۴/۲/۱۳۸۳) در سراسر کشور الزامی بوده و تمام مراجع مسئول تهیه، بررسی و تصویب و اجراء طرح‌های مهدکودک موظفند در مراحل مختلف تصویب، صدور پروانه و نظارت بر اجراء ضوابط مذکور را رعایت کنند.“با این همه از تصویب ضوابط طراحی مهدکودک تاکنون اتفاق خاصی در زمینه ساخت مهدکودک نیفتاده است.هر چند بندهای این مصوبه چندان با شرایط کودکان انطباق ندارد.علاوه بر ضوابط شورای عالی شهرسازی و معماری سازمان بهزیستی نیز ضوابطی را برای ساختمان مهدکودک لحاظ کرده که در اغلب بندهای آن با عنوان کلمه ”حتی‌المقدور“ بیشتر جنبه توصیه‌ای پیدا کرده تا مصوبه‌ای.برای مثال در این ضوابط آمده است: ساختمان مهدکودک حتی‌المقدور یک طبقه باشد. در غیر این‌صورت طبقه دوم به نگهداری شیرخواران و اطفال نوپا اختصاص یابد.
استاندارد دور از دسترس
”هر ساختمان باید سرپناهی محکم، کارآمد و زیبا باشد.“ این یک تعریف ساده است که محمد نجاری سی‌سی، کارشناس ارشد معماری و مدرس معماری دانشگاه هنر از ساختمان ارائه می‌دهد.وی می‌گوید: ”در طراحی ساختمان مهدکودک، کودک‌محوری اولویت دارد. به این معنی که ساختمان باید برای نگهداری موقت کودکان طراحی شود. بنابراین ایمنی کودکان در مدت زمان حضورشان در مهدکودک اصلی‌ترین نکته و دستورالعمل در ضوابط طرح و اجراء ساختمان است.“گو اینکه به زعم سی‌سی، منظور از ایمنی تنها استحکام ساختمان نیست، بلکه رفتارشناسی کودک و توجه ظریف به روحیات و اخلاق کودکانه و تأمین امنیت و بهداشت او باید مورد توجه قرار گیرد.”در کشورهای توسعه‌یافته و قانونمند مانند آلمان مسئولیت سنگین پذیرش کودک سبب شده تمام نکات و ضوابط ساختمانی، بهداشتی، آموزشی و مراقبتی مورد مطالعه قرار گرفته و در طراحی ساختمان مهدکودک لحاظ شده است.“مهندس سی‌سی درباره ضوابط ساخت مهدکودک در کشورهای توسعه‌یافته می‌گوید: ”ساختمان‌های مهدکودک در مناطق شهری باید در نقاطی اجراء شوند که سرعت خودروها در آن نقاط حداکثر ۳۰ کیلومتر باشد. ساختمان از شریان‌های اصلی تأسیسات شهری، برق فشار قوی، ترن و مترو و مراکز آلوده‌کننده دور باشد. در مسیرهای اطراف ساختمان مهدکودک تفکیک مسیر پیاده‌رو از سواره‌رو انجام شده باشد. ورودی مهدکودک نباید مجاور خیابان باشد. همچنین محدوده امنیتی برای کنترل عبور و مرور کودکان وجود داشته باشد.“گذشته از نکات قابل ملاحظه در مکان‌یابی ساختمان مهدکودک، ضوابط دیگری نیز باید در خود ساختمان رعایت شود.برای مثال مسیر حرکت کودک از خارج ساختمان تا داخل و داخل ساختمان نباید اختلاف سطح داشته باشد. استفاده از اشیاء تیز و برنده در محوطه‌سازی و فضاسازی مهدکودک مجاز نیست. سطل‌های جمع‌آوری و تفکیک زباله باید به لحاظ ترشح و نفوذ زباله کنترل شده و از دسترس کودکان دور باشد. طراحی فضای باز باید به شکلی باشد که در والدین احساس نگرانی ایجاد نکند. عناصر محیط باید به شکلی طراحی شود که احتمال بالا رفتن کودک از آنها سلب شود. طراحی فیلتر ورودی برای کنترل دمای داخل و خارج و تمیز کردن کفش‌های ضروری است. دستگیره در ورودی که در حالت معمول در ارتفاع یک‌متر طراحی می‌شود در مهدکودک از سمت داخل باید ارتفاع بیش از یک‌متر و ۵۰ سانتیمتر داشته باشد تا کودک نتواند آن را باز کند.
نمونه وطنی
نجاری سی‌سی به همراه دانشجویان معماری خود تحقیقی را در ارتباط با طراحی مهدکودک در ایران به انجام رسانده است. این تحقیق نشان می‌دهد در بیشتر مهدکودک‌های وطنی ضوابط استاندارد رعایت نمی‌شود. برای مثال در یکی از مهدکودک‌های زنجان، حیاط مهدکودک با ساختمان آن به اندازه‌ای اختلاف سطح دارد که ناچار چندین پله این دو فضا را به‌هم مرتبط می‌کند. آن‌هم پله‌هائی با بدنه فلزی و پوشش سنگی. فضاهای نامن داخل ساختمان، ساختمان‌های دو طبقه و پله‌های متعدد، روشوئی‌ها و دستشوئی‌های نامتناسب با قد کودکان و موارد متعدد این‌چنینی از دیگر مشکلات طراحی ساختمان مهدکودک در ایران است.محمد سی‌سی می‌گوید: ”در طراحی ساختمان مهدکودک باید سه بخش مورد توجه قرار گیرد. ۱ـ قسمت کودک ۲ـ قسمت کارکنان ۳ـ قسمت والدین. در طراحی مهدکودک، توجه به فضای کارکنان و مدیریت مهدکودک و تفکیک فضاهای استراحت، کاری، بهداشتی و کارکنان و جلوگیری از تداخل این فضاها با فضای کودکان حائز اهمیت است. فضاها باید با توجه به وسعت برنامه‌ها و تعداد کارکنان طراحی شود. فضای انتظار نیز باید در طراحی مهدکودک لحاظ شود. (فضائی که در آن والدین به انتظار کودکان می‌نشینند.) این فضا باید در مجاورت فیلتر ورودی و بخش مدیریت ساختمان قرار گیرد. در این فضا باید وسایل اندکی برای سرگرمی کودکان تعبیه شود.“به گفته سی‌سی در طراحی ساختمان مهدکودک نکات دیگری از جمله کوتاه بودن ارتفاع تابلوهای مخصوص کودکان و مرتفع بودن تابلوهای مخصوص بزرگسالان در نظر گرفته می‌شود.”در این محیط باید از رنگ‌های ملایم در کف و دیوار و رنگ‌های اصلی زرد، آبی و قرمز در وسایل دیگر استفاده کرد. درها باید امکان خروج سریع را برای کودکان فراهم کند. سرویس‌های بهداشتی کودکان باید به تناسب قد آنها طراحی شود. این نکات را باید در طراحی محل آویزان کردن وسایل شخصی کودکان با نصب لگوهای هر کودک (در مهدکودک‌های کشورهای پیشرفته هر کودک لگوئی را برای خود انتخاب می‌کند که معرف وسایل شخصی او است. برای مثال یک شخصیت کارتونی) رعایت کرد. در این فضا در محل قرارگیری کلید پریزها باید دقت کرد تا از دسترس کودکان دور باشد.“به اعتقاد سی‌سی پارکت به‌دلیل حفظ دمای محیط و تمیزی برای پوشش مهدکودک مناسب‌تر است.وی ادامه می‌دهد: ”ساخت این اتاق‌ها برای یک مهدکودک الزامی است. ۱ـ فیلتر ورودی ۲ـ هال مرکزی ۳ـ اتاق مدیریت همراه با محلی برای گفت‌وگو با والدین ۴ـ فضای انتظار والدین ۵ـ فضای سرگرم شدن موقت کودکان ۶ـ رختکن کارمندان ۷ـ سرویس کارمندان ۸ـ آشپزخانه و انبار ۹ـ سالن ورزشی و بازی دسته‌جمعی ۱۰ـ انبار وسایل بازی ۱۱ـ کارگاه نقاشی و کار با رنگ و کاردستی ۱۲ـ فضای مربوط به نظافتچی و انبار مربوط به آن ۱۳ـ کلاس‌های گروهی ۱۵ تا ۲۰ نفره کودکان (فضاهای گروهی باید برای اوقات قصه‌گوئی، نقاشی و بقیه فعالیت‌های مرتبط عملکردی باشد.) ۱۴ـ فضای سرویس هر گروه ۱۵ـ فضای استراحت کودک (در مهدکودک‌های استاندارد فقط یک مکان برای استراحت کودک آن‌هم برای کودکی که نیاز به استراحت دارد تعبیه می‌شود. چه خواب دسته‌جمعی کودکان معمول نیست. کودک به ذات اهل تحرک است نه خواب!) محوطه بازی کودکان باید پاکیزه باشد و در طراحی آن ایمنی کودک در نظر گرفته شود.“نگاهی به ضوابط مهدکودک استاندارد فاصله عمیق مهدکودک‌های وطنی را از شرایط مطلوب بیشتر به نمایش می‌گذارد. دلسرد نشوید. با اجراء مصوبات دست و پا شکسته مهدکودک‌سازی در کشور شاید کودکان نسل بعد فرصت بهره‌گیری از یک محیط مناسب را در زمان حضور والدین خود در محل کار داشته باشند.

موفقيت در امتحان

موفقيت در امتحان
چگونه بر اضطراب خود غلبه كنيم



 با رويكرد شناخت درماني
    امتحانات نزديك است. تا رسيدن تيرماه چيزي نمانده است. تا رسيدن فصل داغ تابستان و نشستن روي صندلي هاي امتحان. اين روزها در هر خانه اي، دانش آموزي هست يا دانشجويي؛ كه با بيم و اميد خود را براي امتحان آماده مي كند. در اين ميان دشوارتر از همه، حال و روز كنكوري ها است. زيرا امكانات محدود است و جمعيت بسيار. آنان دل نگران امتحاني هستند كه نتايج آن، اهميت دارد. اهميتي به اندازه سرنوشت. به اندازه آرزوهاي يك انسان.
    • اضطراب امتحان چيست؟
    اضطراب امتحان، نوعي خود مشغولي ذهني است كه با خودپنداري ضعيف و ترديد فرد درباره توانايي هاي خود مشخص مي شود و غالباً با شناخت منفي، عدم تمركز حواس، واكنش هاي جسمي نامطلوب و افت تحصيلي همراه است. هنگامي كه فردي درباره كارايي و توانايي ذهني خود در موقعيت امتحان، دچار تشويش و نگراني مي شود، به طوري كه اين احساس موجب كاهش و افت عملكرد واقعي او مي شود، مي گوييم دچار «اضطراب امتحان» شده است.مطالعات انجام گرفته نشان مي دهد كه دانش آموزان و دانشجويان در سرتاسر دنيا علايمي از اضطراب امتحان را نشان داده اند (همبري، ،۱۹۸۸ سيپ، ۱۹۹۱).سطح قابل قبولي از تنيدگي در زمان امتحان مي تواند با فعال كردن سيستم عصبي خودكار انسان، به هوشياري بالاتر و تلاش بيشتر منجر شود، اما اگر فرد نتواند نسبت به تنيدگي خود، واكنش درست نشان دهد و دچار اضطراب شود، عملكرد او دچار اختلال خواهد شد. تحقيقات انجام گرفته نشان مي دهند كه دليل به وجود آمدن اين اضطراب، هميشه كم كاري دانش آموز يا عدم تسلط كافي او بر محتواي دروس نيست. بالعكس، بسياري از اوقات دانش آموزاني با انگيزش و تسلط بالا، دچار آثار منفي اضطراب امتحان شده اند. تحقيقات جدي درباره اضطراب امتحان، از اواسط قرن بيستم آغاز شد. پژوهشگراني همچون تيلور (۱۹۵۳)، اضطراب امتحان را از طريق آزمون هاي خودارزيابي دانش آموزان اندازه گيري كردند. ساير پژوهشگران به جنبه هاي فيزيولوژيك، احساسي/ رفتاري و شناختي در اين باره پرداختند.
    • جنبه هاي فيزيولوژيك اضطراب
    براي درك بهتر موضوع، تصور كنيد نيمه شب است. خرگوشي در ميانه جاده تاريكي نشسته است. ناگهان در مقابل خود اتومبيلي را مي بيند كه به سرعت به سوي او مي آيد. در برابر نور چراغ هاي اتومبيل، از ترس بر جاي خود خشكش زده و قادر به فرار كردن نيست. فكر مي كنيد چه اتفاقي افتاده است؟ علم پزشكي نشان مي دهد كه اضطراب شديد، منجر به ترشح ناگهاني هورمون هاي آدرنالين و كورتيزول (كه همراه هم هورمون هاي آدرينوكورتيكال ناميده مي شوند) مي شود.اين ترشح تمام سيستم اعصاب مركزي، قلب و عروق، روده و معده، ماهيچه ها، آب بدن و متابوليسم خوني را تحت تاثير قرار مي دهد. قرار گرفتن در اين موقعيت مي تواند منجر به اختلال در عملكرد انسان شود. ساير جانداران نيز هنگامي كه در يك موقعيت خطرناك قرار مي گيرند، اگر تسلط خود را از دست بدهند، قادر به نشان دادن عملكرد مناسب نخواهند بود.
    • جنبه هاي احساسي/ رفتاري و شناختي
    پژوهشگران به تفاوت ميان اجزاي اضطراب امتحان در دو دسته شناختي (افكار منفي كه در جلسه امتحان، فكر امتحان دهنده را به خود مشغول مي كند) و احساسي/ رفتاري (علايمي همچون لرزش، پرش، عضلات منقبض، خشكي دهان، عرق كردن و...) اشاره كرده اند. (ليبرت و موريس، ۱۹۶۷)نتايج اين مطالعات نشان داد، عوامل شناختي (فكري) بيش از عوامل احساسي مي توانند بر روي نتيجه امتحان اثر منفي بگذارند (دفن باچر، ۱۹۸۰) به ويژه افكار منفي كه مربوط به خود امتحان هستند. اين ديدگاه مبتني بر نظريه شناخت درماني بود كه از نيمه دوم قرن بيستم در حوزه روانشناسي جايگاهي ويژه يافت. آنها معتقد بودند كه افراد مي توانند با كنترل كردن افكار خود، احساسات و در نتيجه رفتارهاي خود را كنترل كنند (يانگ و كلوسكو، ۱۹۹۳)به طور خلاصه، اساس نظريه شناخت درماني را مي توان در مثلث زير ترسيم كرد:
    افكار نامطلوب / احساس نامطلوب/ رفتار نامطلوب
    هدف شناخت درماني «كمك به فرد براي غلبه بر افكار و باورهاي مخرب و يافتن افكار و باورهاي سازنده تر» (مارتين وپير، ۱۹۹۲) است. يا سعي در اصلاح شناخت ها و نگرش هاي نادرست كه رفتار نامطلوب- آشكار يا ناآشكار- را به وجود مي آورد و به تقويت آن مي انجامد (ساندل و ساندل، ۱۹۹۳). آلبرت اليس، بنيانگذار روش درماني عقلي- احساسي، باور داشت بسياري از مشكلات احساسي و رفتارهاي مربوط به آن، از عبارت هاي غيرمنطقي نشات مي گيرد، كه افراد در موقعيت هاي بحراني به خود مي گويند. در اين زمينه فني كه توسط ولپ در ،۱۹۵۸ معرفي شد، فن ايست كردن فكري بود. ولپ توصيه مي كند هر بار با هجوم افكار منفي به ذهن فرد، او بايد به خود نهيب بزند: «بس است!!!» اگر اين روش با روش جايگزين كردن يك فكر مثبت و سپس به كار بردن عبارت هاي تقويت كننده همراه شود، موثرتر خواهد بود. آرون تي بك (۱۹۷۶) به اين نتيجه رسيد كه شناخت هاي منفي رايج ترين نشانه هاي افسردگي هستند. او به شناخت خطاهاي انديشه و ارتباط نگرش فرد با مشكلاتش اشاره كرد. ديويد برنز كار او را تكميل كرد و تحريف هاي شناختي را در ۱۰ عنوان دسته بندي كرد:
    ۱- تفكر همه يا هيچ
    ۲- تعميم مبالغه آميز
    ۳- فيلتر ذهني
    ۴- بي توجهي به امر مثبت
    ۵- نتيجه گيري شتابزده
    ۶- درشت بيني يا ريزبيني
    ۷- استدلال هاي احساسي
    ۸- به كار بردن عبارت هاي «بايد اين طور باشد»
    ۹- برچسب زدن (من شكست خورده ام)
    ۱۰- شخصي سازي (نسبت دادن علت تمام ناكامي ها به خود)
    جلسه امتحان، به صحنه نبرد مي ماند. در گذشته ها، آن گاه كه دو لشكر متخاصم در برابر همه قرار مي گرفتند، هر سپاه پرچم خود را به دست سربازي مي داد تا آن را پيشاپيش سربازان ديگر حركت دهد. آنها با نگريستن به پرچم خود احساس غرور مي كردند. توجه به اين نماد به آنها شهامت شروع حمله را مي بخشد. در مقابل نگريستن به پرچم سياه دشمن، مي توانست در دل هاي آنها رعب و ترس بيفكند.با شهامت و قدرت، پاي به جلسه امتحان بگذاريد. به پرچم دشمن افكار منفي خودتان توجه نكنيد.
    • آنچه نبايد در جلسه امتحان به آن فكر كنيد
    ۱- اگر قبول نشوم، ديگران درباره من چه فكري خواهند كرد؟ از نظر همه من يك شكست خورده كامل خواهم بود.
    ۲- تا به حال خيلي از امتحان هاي آزمايشي را خراب كرده ام.
    ۳- ديگران بهتر از من عمل مي كنند.
    ۴- اي كاش بهتر درس خوانده بودم.
    ۵- تمام زندگي آينده ام، سرنوشتم، به همين امتحان بستگي دارد. اگر قبول نشوم، همه چيز را باخته ام.
    ۶- افكار سرگردان: هر آنچه موجب تفرق حواس شما بشود، مثل: فعاليت هاي ديگر شما، فيلمي كه اخيراً ديده ايد، اخباري كه شنيده ايد، صحبت هايي كه با ديگران كرده ايد و ...
    در صورت بروز هر يك از اين افكار منفي، بلافاصله مداد را روي كاغذ بگذاريد و به نوشتن ادامه دهيد. اجازه ندهيد تفرق حواس، پاسخگويي شما را متوقف كند. خود را مشغول جواب دادن كنيد و همين كار به تمركز بيشتر شما كمك مي كند و موجب مي شود علايم اضطراب، رفته رفته شما را ترك كند.به خود بگوييد: «من الان فقط به سئوال ها، حل كردن و جواب دادن به آنها فكر مي كنم و نه هيچ چيز ديگر، در حال حاضر هيچ موضوع ديگري برايم اهميت ندارد.»آنگاه مداد را روي كاغذ بگذاريد و به پيش برويد. مرتب و تميز، گام به گام، با آرامش مراحل حل هر مسئله را طي كنيد. انگار در آن لحظه، در زندگي شما همين يك مسئله وجود دارد. در چنين حالتي پاسخ دادن به سئوال ها، مي تواند مثل حل كردن جدول كلمات متقاطع يا يك معما، جالب، سرگرم كننده و لذت بخش باشد! ممكن است در طول امتحان نتوانسته باشيد اين گونه عمل كنيد و ناگهان در ميانه امتحان به خود بياييد و ببينيد، نيمي از پاسخ ها را اشتباه، ناقص يا بدون جواب گذاشته ايد.نگران نباشيد. هنوز هم فرصت هست. بسي آدميان كه در نيمه اول زندگي خود اشتباهات بي شماري مرتكب شده اند اما با حفظ روحيه، نيمه بعد را به نقش آفريني مثبتي تبديل كرده اند و سرنوشت هاي ارزشمندي را رقم زده اند.به جاي تاسف خوردن براي خود، توجهتان را روي سئوال هاي بعدي متمركز كنيد، نفس عميق بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و از زمان باقيمانده حداكثر استفاده را ببريد. از خود سرعت عمل نشان دهيد، نه دستپاچگي. بر افكار منفي خود، آگاه بمانيد. آگاهي نيمي از پيروز شدن است. به افكار خود اجازه پيشروي ندهيد. حتي اگر بخواهد مثل يك اسب سركش، سوار خود را به زمين بيندازد.افكار منفي همچون قطاري است كه اگر سوار آن بشويد شما را به هر كجا كه بخواهد، خواهد برد. اما شما، امكان انتخاب داريد. مي توانيد سوار آن نشويد.باور داشته باشيد كه ذهن شما متعلق به شماست. خود شما مسئول كنترل آن هستيد، شما مي توانيد و بايد آن را كنترل كنيد.
    • چگونه درس بخوانم كه در امتحان موفق شوم
    دوبوا و استالي در تحقيقاتي كه در اين زمينه بر روي دانش آموزان انجام دادند، آنها را از نظر قصد و انگيزه يادگيري و روش ها و راهبردهايي كه به تبع آن براي درس خواندن انتخاب مي كنند، به سه گروه تقسيم مي كنند:
    ۱- دانش آموزاني كه فقط تحت شرايط زور و اجبار و براي رفع تكليف درس مي خوانند.
    ۲- دانش آموزاني كه براي تحت تاثير قراردادن ديگران، كسب بالاترين نمره و به قصد برتري جويي درس مي خوانند.
    ۳- دانش آموزاني كه براي فهميدن درس و كسب مهارت، درس مي خوانند.آنان از تحقيقات خود نتيجه گيري كردند كه قصد و هدفي كه دانش آموز براي يادگيري دارد، با راهبردي كه براي درس خواندن انتخاب مي كند، ارتباط مستقيم دارد. هدف هايي همچون رفع تكليف، نمره آوردن براي برتري جويي و تحت تاثير قرار دادن ديگران، معمولاً به راهبردهاي كمتر موثر همچون حفظ كردن مطالب مي انجامد كه خيلي زود هم از خاطر مي روند. در حالي كه هدف هايي همچون فهميدن درس، به انتخاب راهبردهاي موثرتري همچون كسب مهارت، يادداشت برداري، خلاصه كردن، فكركردن به راه هاي استفاده از آموخته هاي كلاس در مسائل مختلف و تمرين عملي آن مي انجامد.
    • روز پيش از امتحان انجام دهيد
    ۱- ليستي از مواردي كه بايد در جلسه امتحان همراه داشته باشيد، يا كارهاي لازم تهيه كنيد. بسياري از اوقات، وقتي عجله داريد، ممكن است ساده ترين مسائل را فراموش كنيد.
    ۲- از ساعت، روز و محل امتحان اطمينان حاصل كنيد.
    ۳- وقت خود را به گونه اي برنامه ريزي كنيد كه زودتر از زمان مقرر حركت كنيد، تا در صورت بروز پيشامدهاي غيرمترقبه به موقع برسيد.
    ۴- اطمينان بيابيد از اينكه آنچه مورد نياز است، همراه داريد: چند عدد مداد، خودكار، پاك كن و...
    ۵- در صورت نياز بطري كوچكي آب همراه ببريد، همين طور مقدار كمي مواد قندي، مثل آبنبات يا شكلات (كه سريعاً جذب بدن مي شود).
    ۶- صبحانه كافي بخوريد (به جاي شير، چاي توصيه مي شود زيرا معده و سيستم گوارش در اين شرايط ممكن است حساس باشد.)
    ۷- يادداشت هاي خود را از نكات مهم مثل (اصول و فرمول ها، جزئيات مهم تاريخ ها، مكان ها و نام ها خلاصه ها و جمع بندي ها) همراه خود ببريد و ساعتي پيش از امتحان نگاهي به آنها بيندازيد تا حضور ذهن داشته باشيد.
    ۸- پول كافي همراه داشته باشيد.
    ۹- ساعت مچي خود را همراه ببريد تا در هنگام پاسخ دادن متوجه وقت تعيين شده باشيد.
    ۱۰- لباس سبك و آزاد بپوشيد.
    ۱۱- با روحيه خوب به سر جلسه برويد.
    • توصيه هايي براي والدين
    ۱- انتظارات خودتان را با توانايي هاي فرزندتان هماهنگ كنيد و از او توقع بيش از حد نداشته باشيد و او را با ديگران مقايسه نكنيد.
    ۲- در روزهاي امتحان، فضاي خانواده را شاد و آرام نگه داريد و از مشاجره و برخوردهاي لفظي جلوگيري كنيد. امتحان را بخشي طبيعي از فرآيند آموزش بدانيد و نسبت به آن حساسيت فوق العاده نشان ندهيد. به فرزندتان اطمينان خاطر بدهيد كه نتيجه هر چه باشد در كنار او خواهيد بود و اگر مشكلي داشت او را ياري خواهيد كرد.
    • كلام آخر
    اگر خوب درس خوانده باشي، با تسلط بر خود همه چيز به خوبي پيش مي رود. اگر فقط در بعضي زمينه ها تسلط داري، بيشتر وقت را به پاسخ دادن به سئوال هاي آن حيطه اختصاص بده. اگر هم مستعد نيستي و احساس مي كني موفق نمي شوي، باز هم بايد خوشبخت بود چه اين بي شك از آن رو است كه بيش از اين از تو برنمي آيد. در اين صورت براي چه بايد فزوني جست؟ چرا غم آن چيزي را بخوري كه از دست تو برنمي آيد؟ آنچه از دست برمي آيد بايد همان را كرد. به قول رومن رولان در اثرش «ژان كريستف»: Als ich Kann «تا جايي كه بتوانيم!» قهرمان آن كسي است كه همان چيزي را كه از دستش بر مي آيد انجام دهد. ديگران همين را هم انجام نمي دهند.در هر شرايطي كه هستي به خداوند توكل كن كه ياد او آرامش دهنده دل هاي مضطرب است و بيش از توان بر هيچ انساني تكليف نكرده است. امتحان فرصتي است براي اينكه در دشواري هاي بعدي زندگي، ياد بگيري چگونه آرامش و تسلط بر خودت را حفظ كني. از اين فرصت استفاده كن!
    David Mcllroy، Exam Success، (London: SAGE Publications، 2005)، P74.
    
    جمله هاي زير را بخوانيد و در مقابل آن دور عدد مناسب، دايره بكشيد.
    
    
    پايين ترين مجموع امتياز ممكن: ۱۰- بالاترين مجموع امتياز ممكن: ۵۰- متوسط مجموع امتياز ممكن: ۳۰
    نمرات پايين تر از ،۳۰ نشانگر وجود علايم «اضطراب امتحان» به عنوان تهديدي جدي براي موفقيت در امتحان است كه مي بايست براي رفع اين مسئله اقدامات لازم انجام گيرد

نكاتي چند در مورد روشهاي صحيح مطالعه

 

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

 

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

 

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

 

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

 

شش روش مطالعه :

 

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

 

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

 

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

 

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

 

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

 

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

 

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

 

شرايط مطالعه

 

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

 

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

 

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

 

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

 

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

 

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري نمائيد

ادامه بحث نقاشی

به نظر من بهترین هنر برای کودک نقاشی و کاردستی است برای اینکه کودک به راحتی و آزادانه تفکرات خود را می کشد یا درست می کند.

کارگاه نقاشی کودکان نه برای این به وجود می آید که کودکان یک هنر مند واقعی ببار آیند بلکه برای پرورش و بروز استعدادهای آنان بهترین شیوه ،همین نقاشی است که آنان را با محیط اطراف خود آشنا می کند.

 

در نقاشی برای سنین پایین نباید موضوعی داده شود یا اینکه به آنها مدلی برای کشیدن تحمیل شود خود کودک در نقاشی برداشتی آزادانه از دنیای خودش دارد و چه بسا با دادن موضوع یا مدل جلوی شکوفایی استعداد و بروز خلاقیت او را بگیریم و اگر مو ضوعی به کودکی دادیم که درباره آن نقاشی کند نباید دخالتی در کار کودک داشته باشیم منظورم  این نیست که کودک را به حال خود رها کنیم تا نقاشی کند بلکه ما نیز در خلال کار نحوه درست رنگ آمیزی ، درست گرفتن قلم و قلم مو را به او یاد بدهیم روش کار من در کارگاه نقاشی برای کودکان به اینصورت است که اگر موضوعی را مطرح می کنم در مورد آن به بحث و گفت و گوی مختصری با کودکان انجام می دهم مثلا اگر موضوع ، میوه ها باشد در مورد رنگ آنها بحث می کنیم که فلان میوه به رنگ قرمز یا نارنجی ویا زرد می باشد و یا چند نمونه برای آنها می کشم البته بعد از کشیدن میوه ها آنها را پاک می کنم که فقط در ذهن آنها تداعی چند میوه شود ، بعد از این کار کاغذ نقاشی را در اختیار آنها قرار می دهم تا شر وع به نقاشی کنند در حین کار بچه ها یاد گرفته اند که کنجکاوانه سؤالاتی بپرسند و جواب بگیرند که آیا می توانم سبدی از میوه بکشم، یا سیب را با رنگ آبی رنگ آمیزی کنم در چنین مواقعی آنها را آزاد می گذارم که خودشان به نتیجه ای برسند و این نتیجه نیز برای آنها خیلی خوشحال کننده است  معمولا در کانون پرورشی فراخوان هایی برای مسابقات نقاشی از مرکز فرستاده می شود برای کار کردن این فراخوان ها همیشه سعی کرده ام فقط موضوع فراخوان را به بچه ها بگویم و قبل از آن در مورد موضوع فراخوان با هم بحث و گفت و گویی داریم و سپس شروع به کار می کنیم ، بچه ها از اینکه می خواهند در مسابقه شرکت کنند اطلاعی ندارند .در یک جلسه که یکی از بچه ها از مسابقه اطلاع پیدا کرده بود وقتی کاغذ نقاشی را به او دادم از اینکه می خواست در مسابقه نقاشی فلان کشور شرکت کند حراسان بود وحتی در پایان گفت نمی توانم نقاشی ام را تمام کنم در صورتی که همین کودک قبلا در چندین مسابقه نقاشی شرکت کرده بود و حتی در نقاشی از استعداد خوبی نیز برخوردار بود ولی از ترس اینکه می خواهد در مسابقه نقاشی بین المللی شرکت کند نتوانست کارش را به پایان برساند..

امید است که بتوانم با کمک همکارانم در مراکز استان  راهکارهایی را برای شناخت هنر کودکان به شما بگویم

 

 

 

مختصری در مورد آموزش نقاشی کودکان

 

 

از نظر جوانان ،هنرمند باید درست مثل یک دوربین عکاسی همه چیز را عیناً شبیه به خودش ترسیم کند .اما کودکان و خردسالان برعکس به نظر می رسد که بیشتر جذب رنگ ،نور،شکل می شوند تا شباحت به مدل.پژوهشی که در یکی از شهر های فرانسه انجام گرفته بود،نشان می داد که کودکان سنین 5الی 6ساله آثار نقاشان  معاثر را که غالباً انتزاعی هستند بسیار دوست دارند .در حالی که کودکان 7الی 8 ساله تابلوهای بدوی و 9ساله تا سنین بلوغ منظره  و صورت های واقع گرا را ترجیح می دهند. به گفته سوبس کودکان تا 9ساله به طرف رنگهای زنده کشیده  می شوند ولی پس از این سن ،زمینه های کمرنگ را ترجیح می دهند.به نظر می رسد نه تنها سن بلکه محیط نیز در ارجحیت دادن هنری کودکان موثر است.بنابرین میان کودکان و بزرگ سالان شیوه های مختلفی برای درک زیبایی در هنر وجود دارد .واین مسئله فقط به عوامل تکاملی بستگی ندارد. بلکه به تحت الشعاع بودن بیشتر بزرگسالان به فرهنگ عمومی هم مربوط است.کودک نیز به مرور که بزرگ می شود در وجود او تکامل حس زیبا شناسی در جهت خواستهای سیاق اجتماع پدید می آید.اگر به کودکان امکان شناخت محیط های گوناگون و کسب تجربه در جهات مختلف داده شود حس زیبا شناسی او تقویت خواهد شد. تمام این موضوع ها نشان می دهد که کودک چون دارای تجارب کمی است به شیوه مخصوص به خود ،در بیان اشکال مختلف هنری از آنها لذت ببرد که در محیط او وجود دارد .

 

 

 

ابزارهای نقاشی برای کودکان :

 

اولین کار این است که لوازم هنری مورد نیاز کودک را در اختیارش قرار داد.اگر وسایلی که در اختیار کودک قرار می گیرد مناسب او نباشد ،باعث می شود که کودک دلسرد شود.بطور مثال نباید نقاشی کودک را به کشیدن طراحی با مداد محدود کرد ،بلکه بایدطریقه استفاده از رنگهایی چون  ،پاستل ، گواش ویا مداد رنگی را به کودکان یاد داد . باید سعی کرد از رنگهایی چون  گواش ،چون براحتی روی کاغذ قرار می گیرد بیشتر استفاده شود. و باید به کودک بیاموزیم که از پاک کن و خط کش کمتر استفاده کند تا قدرت ذهن و دستانش در کشیدن نقاشی بیشتر شود . کاغذ نقاشی به نظر من کاغذ اشتناخ مناسب باشد مرغوب بودن کاغذ اشتنباخ به این است که رنگ را خوب به خود جذب می کند.  اصطحکاک قلم مو بر روی کاغذ باید خیلی کم باشد تا کودک براحتی به هر طرف که بخواهد خطوطی ترسیم کند .

 

 

بیان موضوعات آزاد هنری برای کودکان :

 

هدف از فعالیت هنری باروری عاطفی و غنای فکری هنرمند است. در عرصه نقاشی از نظر کودک ، چگونه اجرا شدن یک کار نقاشی نسبت به نتیجه و محصول کار اهمیت بیشتری دارد.کودک باید توانایی کسب تجارب مخصوص به خود داشته باشد و زمانی که یک کاری انجام می دهد احساس می کند،کاری مربوط به خود انجام داده.و به همین دلیل بزرگسالان نباید در ذهن کودک دخل و تصرفی داشته باشند  یا بخواهند آثار آنها را در جهتی خاص هدایت کنند یا بین چند کودک به یکی از آنها جایزه بدهند. در عوض بزرگسالان باید وسایلی را فراهم کنند تا کودکان براحتی بتوانند از آنها استفاده کنند و محیطی برای آنها فراهم کنند که کودک برای خلاقیت تشویق شود و خود تجاربی بدیهی و زیبا شناسانه پیدا کند . پس نتیجه می گیریم که تحمیل یک موضوع اجباری مثلاً وادار کردن تمام شاگردان یک کلاس به کشیدن منظره ، کار اشتباهی است .منظور من این نیست که یک مربی باید کاملاً کودک را به حال خود رها کند بلکه باید در حین کار او را به شیوه های صحیح کار آشنا سازد. وامکاناتی را برا او فراهم کند تا بتواند در محیطی محرک که خود را کاملاً راحت حس می کند ، از ژرفای وجودش ، به فعالیت بپردازد. در ضمن یک مربی هیچ وقت نباید با انتقادات منفی و مخرب باعث دلسردی کودک شود .

 

 

نقاشی از روی مدل وکپی کردن :

 

 

گاهی اوقات به بچه ها گفته می شود که از روی فلان مدل بکشید یا  روی فلان شکل کپی کنید و این به خلاقیت کودک آسیب می رساند و به طور ناگهانی قدرت خلاقیت را از او می گیرد. نباید فکر کنیم که به هر قیمتی شده کودک باید معیار ها و ادراک ها هنری معینی داشته باشد. باید به این نکته توجه داشته باشیم که کودکان هر کدام دارای خلق و خو و روحیات مخصوص به خود هستند. اگر کودکی از نقاشی های دیگران کپی بردارد می توان گفت که به خود و کار خودش اطمینان ندارد یا چیزی برای ارائه به دیگران ندارد و این کارها باعث می شود که کودک کم کم خسته شود و چه بسا ماءیوس و از کار خود دست بکشد و آن را ناتمام رها کند        

آموزش خلاق کودک محور چيست؟

 

امروزه در بسيارى از كشورهاى پيشرفته آموزش خلاق كودك‌محور به سياست و برنامه‌ى اصلى سامانه‌ى آموزش و پرورش تبديل شده است. آموزش خلاق كودك‌محور بر فلسفه‌ى آموزش مشاركتى و هميارى کودکان و آموزگاران و مربيان استوار است. در اين شيوه‌ى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هيجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مى‌شود و به ويژه بر رشد هيجانى و اجتماعى که بنيادهاى پرورش کودک را مى‌سازند، تاکيد مى‌شود.

در شيوه‌ى آموزش خلاق کودک‌محور، برنامه‌ريزى آموزشى، همسو با برنامه‌هاى پرورشى است. در اين شيوه، آموزش بدون پرورش بى‌معنا و بى‌هدف است. برنامه‌هاى آموزشى از پايين و با توجه به رغبت و گرايش کودکان طراحى مى‌شوند. در حالى كه در شيوه‌ى سنتى آموزش، پرورش سياست‌ها و برنامه‌ريزى‌‌هاى آموزشى از بالا به پايين و دستورى است، به رغبت و گرايش کودکان توجه نمى‌شود و جاى پرورش در اين گونه از آموزش همواره خالى است.

در آموزش و پرورش مشاركتى، ديدگاه‌ها و گرايش‌هاى ياد‌گيرندگان، سبب مى‌شود که آموزگاران و مربيان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جريان يادگيرى سمت و سو دهند. در اين شيوه انديشه و هنر کودکان شکوفا مى‌شود. آموزش خلاق كودك محور تراز رغبت كودكان را مهم‌ترين اصل در فرايند يادگيرى مى‌شناسد. تا زمينه‌هاى مناسب براى رغبت كودكان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى كه همه چيز با رغبت كودكان برنامه‌ريزى شود، آموزش به جريانى آرامش‌دهنده و بالنده تبديل مى‌شود. در اين وضعيت است که انگيزه‌هاى کودکان براى يادگيرى افزون مى‌شود.

گونه‌ى آموزش خلاق كودك محور، واگرايانه است. در حالى كه آموزش و پرورش سنتى، برپايه‌ى همگرايى و يکسان ديدن همه‌ى کودکان برنامه‌ريزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر كودك يک جهان متفاوت است که نيازها و گرايش‌هاى ويژه‌ى خود را دارد. برآيند چنين آموزشى به طور طبيعى کودکان خلاق‌ترى خواهند بود که توانايى درک بهتر و گشودن آسان‌تر رازهاى طبيعت و زندگى را دارند.

•  انديشه‌ها و تخيل‌هاى متفاوت، نقطه‌ى آغاز خلاقيت است. خلاقيت پديده‌اى دور از دسترس نيست، اگر گوهر وجودى كودكان را كشف كنيم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجسته‌ترين کارکرد بازى آزاد سازى انرژى‌هاى نهفته‌ى كودك و شکفتگى شخصيت اوست.

 

هنر مدرن و نقاشي كودكان

اولين گروه از هنرمنداني كه به نقاشي كودكان توجه كردند، اكسپرسيونيست‌هاي متقدم بودند. آنان به دليل نزديكي روحي و نوع كاركرد هنري‌شان در اواخر قرن نوزدهم به هنر كودكان به‌طور جدي اهميت دادند. خصايصي كه در نقاشي كودكان وجود دارد و برخي از آن ويژگي‌ها كه در مكتب اكسپرسيونيسم حضور دارد، به طور اجمال عبارتند از:


كژنمايي واقعيت بيروني، عدم اطاعت محض از طبيعت، عدم بهره‌وري از اصول و مفاهيم سنتي زيبايي‌شناسانه (غير خلاق)، مبالغه و اغراق در صور طبيعي، نمادگرايي و پرداختن به عواطف دروني، رازپردازي‌هاي سوررئاليستي، ديد رنگي، عواطف تند رنگي، هماهنگي‌هاي ناب تصويري عاري از صور عيني يا استعاري، پرداختن به انگيزش‌هاي آزاد ذهني (هنري)، سپردن خويشتن خويش به نيروهاي خلاق بيان شكل و رنگ، پرداختن به موضوع‌هاي خيالي، شاعرانه، افسانه‌اي و بيان قوي را در اختيار تجربه‌هاي ذهني قرار دادن، هادي دروني ناهشيار، شوخ‌طبعي هنري، تمايل به انگيزش‌هاي خودجوش، بي‌خيالي شادمانه و متانت، بي‌مقصدي در خلق اثر هنري و نهايتاً تنها قانون آنان «ضرورت دروني».


شايد علت توجه پيروان مكتب اكسپرسيونيست‌ به نقاشي‌هاي كودكان با عنايت به كودكي درونشان باشد و اين نزديكي هنري و فعاليت‌هاي آگاهانه‌ي هنرمندان خلاق باعث نوعي نگرش جديد در جهان هنر شد و موجب ابداع مكاتب هنري در قرن بيستم گشت. رويين پاكباز در تعريف «نقاشي كودكان» چنين مي‌نويسد : «نوعي بيان تجسمي خودانگيخته مربوط به كودكان و نوجوانان (تقريباً از ۵ تا ۱۵ سال) است كه با هنر بدوي همانندي دارد. با در نظر گرفتن محدوده‌ي هنر بچه‌ها، نوعي كمال احساس و بيان در آن قابل تشخيص است. در سده‌ي بيستم، همگام با ارزيابي‌هاي انگيزه‌هاي غريزي در فرآيند خلاقيت هنري، توجه به كيفيت‌هاي بارز رنگ و طرح در نقاشي‌ بچه‌ها نيز اهميت يافته است. بسياري از هنرمندان مدرن چون كله، پيكاسو و ماتيس عميقاً تحت تأثير بيان كودكانه قرار گرفته‌اند»(۱)



زماني كه هنرمندان بزرگي همچون كاندينسكي، كله، شاگال و بسياري ديگر براي يافتن شيوه‌ي جديد در هنرهاي تجسمي تلاش مي‌كردند، و قصد اين را داشتند كه انقلابي تازه در هنرهاي تجسمي به‌وجود آوردند و سنت‌هاي گذشته را درهم شكنند و طرحي نو دراندازند، به بيان كودكانه گرايش پيدا كردند. اين نگاه نو كه در ابتدا با واكنش‌هاي متعدد اجتماعي همراه بود در نهايت هر چه به انتهاي بيستم حركت مي‌كرد، حقايق بيشتر كشف مي‌شد و مسئله شفافيت عميق‌تري مي‌يافت و علت گرايش هنرمندان مطرح جهان و تئورسين‌هاي هنر نوين به سوي هنر كودكان آشكارتر مي‌گشت.




در جهان معاصر ده‌ها سبك و مكتب هنري در ‌جهان هنر به منصه ظهور رسيده است و در بسياري بيان ساده، بي‌آلايش و ابتدايي كودكانه مورد توجه قرار گرفته است. اين رويكرد زماني قوت گرفت كه «نوانديشي» در هنرهاي گوناگون ضرورتش بيشتر مشخص شد و هنرمندان بزرگي منابع الهام آثار خود را از نقاشي‌هاي كودكان يافتند.

پيكاسو براي منبع تخيل خود، آفريقا را كشف كرد و به‌دنبال آن تحقيقات مفصلي پيرامون هنر قبايل گوناگون آفريقايي، مكزيك، بربرها و انسان‌هاي بدوي و غارنشين انجام گرفت. اين پژوهش‌هاي جديد ثابت كرد كه هنر در قالب روحيات ملت‌ها و كيفيت تمدن‌ها به‌وجود مي‌آيد و برعهده‌ي نقاشان معاصر است كه به تمامي اين سبك‌هاي بياني خلاق غير مكشوف بپردازند و صادقانه اعتراف كنند كه هنر را صرفاً آكادمي‌ها به هنرمندان نياموخته‌ است بلكه بسياري از منابع خلاقيت همچنان وجود دارند كه كشف نشده‌اند.



در نتيجه هنرمندان به هنر كودكان براي دست‌يابي به بياني تازه توجه كردند و آن را نوعي بيان هنري به شمار آوردند كه داراي ويژگي‌هاي هنر انسان ابتدايي و سبكي همانند سبك هنرمندان نوپرداز آگاه امروز است. افزون بر اين، هنرمندان خلاق معاصر به اين نتيجه رسيدند كه هنر خود را چون نقاشي‌هاي كودكان ساده و پر رمز و راز ارايه دهند، البته به شكلي اصيل‌تر و مؤثرتر تا شايد انعكاس واقعي ايده ي هنرمند باشد.

كودك به‌‌آساني و بدون هيچ قيد و بندي از احساس و برداشت خود سخن مي‌گويد و آن را با خطوط و رنگ عرضه مي‌دارد. لذا برخي از هنرمندان از اين كاركرد، استفاده كردند و دلبسته‌ي آن شدند. از زبان آن‌ها بارها نقل شده است كه: «هنري كه هنرمند آگاه امروزي آرزوي رسيدن به آن را دارد، هنر كودكان است»(۲) هنري كه در عالي‌ترين و در عين‌حال ساده‌ترين شكل خود، با ما به سخن مي‌نشيند، هنري صادق. هنر كودكان در مقابل هنرهاي ديگر يك ويژگي شاخص دارد. اين خصلت مهم اين است كه هنر كودكان هنري است كه هيچ تمدن و فرهنگي آن را پژمرده نساخته است. رؤياي ديرپاي انسان براي بازگشت به روزگار كودكي و صداقت و رهايي است، رهايي از تأثيرات تمدن صنعتي.

ادامه نوشته

زبان

     هيچ كس انكار نمي كند كه دانستن زبان، يكي از مشخص ترين ويژگي هاي انسان است كه در تمام فرهنگ ها يافت مي شود. شايد به همين دليل ساده است كه زبان آموزي به عنوان وسيله اي براي تفكر و برقراري هرگونه ارتباط، پرانتزي در ذهن اجتماع فردي و جمعي باز مي كند و باز به همين دليل ساده است كه براي گريز از فرورفتن در تارهاي عنكبوتي جهاني شدن، ارتباطات و توسعه، راه گريزي جز پناه بردن به گوشه هاي دنج و سر فروبردن در لاك هاي خاكستري نيست.
     با گذر از مرزهاي جغرافيايي زبان و فرهنگ هاي مختلف و نقش به نقش، جايگاه برخي زبان هاي خارجي، به ويژه زبان انگليسي به عنوان زبان اول دنيا غيرقابل انكار است و براي همرنگ شدن با جماعت كره خاكي نشين. در كشور ما يادگيري زبان انگليسي ساده ترين راهي است كه به تك واژه ها و هجاهاي كوتاه و بلند در ادبيات تاريخي، علمي و انساني جهان رنگ و معنا مي بخشد. با اين حال در تلاش براي برقراري ارتباط با يكديگر در سكوي جهاني و به ويژه تسلط بر دانش، فناوري و اطلاعات نوين در جهان پيشرفته صنعتي، به لغات محدود و يا به زبان ايما و اشاره نمي توان اكتفا كرد.
     راهكارهاي حل اين مشكل و رسيدن به راه حل منطقي براي يادگيري زبان انگليسي در مرحله اول از كانال سيستم آموزش و پرورش كشور مي گذرد. نگاهي به عملكرد اين سيستم در دوره 6 يا 7 ساله تحصيلي به خوبي نشان مي دهد كه جايگاه آموزش زبان انگليسي در مدارس، نه اول و نه دوم بلكه در مرتبه هاي سوم و چهارم اهميت قرار دارد.
     زبان آموزي، ضرورت جامعه امروز
     از آنجا كه كشور ما در صف طولاني كشورهاي توسعه نيافته ايستاده است، براي پيمودن پله هاي طولاني اما كم عرض توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، ناچار از درگيرشدن درزنجيره جهاني شدن و مهره هاي ارتباطات فراگير است.
     پروانه حسيني، كارشناس ارشد آموزش زبان انگليسي و مدرس زبان دانشكده علوم پزشكي دانشگاه تهران با اشاره به اينكه زبان انگليسي، استفاده كاربردي دارد و صرفه هزينه براي يادگيري آن نوعي سرمايه گذاري است، مي گويد: زبان در مفهوم كلي و عام خود وسيله اي براي تفكر و ايجاد ارتباط است كه بايد آن را تقويت كرد تا بتوان حرفي زد و چيزي گفت.
     وي مي افزايد: زبان وسيله ارتباط بين انسان هاست كه نه تنها براي تقويت آن بايد تفكر كرد، بلكه بايد نوع نگاه به معلم و نيروي يادگيرنده و ديگر عناصر درگير با امر آموزش تغيير كند و فهم شود كه چه وسيله و هدفي بايد در پيش گرفته شود.
     تا كيد بيشتر اين كارشناس و مدرس بر روي نزديك كردن جايگاه زبان به زندگي واقعي است. وي معتقد است: آموزش زبان انگليسي بنا بر ضرورتي كه دارد بايد در خلال روابط و مناسبات اجتماعي گنجانده شود. زيرا اين زبان به دور از دنياي استعدادها و نيازهاي افراد نيست و هر فردي در هر مرحله از زندگي خود به اين آموزش نياز پيدا مي كند.
     به رغم ضرورت يادگيري زبان انگليسي و صرف هزينه هاي بي شمار در زمان و نيروي انساني، سيستم آموزش و پرورش در اين مهم، به سمت كاميابي متمايل نشده است. دكتر عباس گلدوست، معاون آموزشي جهاد دانشگاهي علوم پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي در اين باره مي گويد: براساس آمار سال 75، تعداد 19 ميليون دانش آموز در مدارس سراسر كشور تحصيل مي كردند كه اگر ساعت هاي آموزش زبان را در هزينه كلاس و معلم ضرب كنيم و اين رقم را در 7 سال دوره زبان آموزي از بين 12 سال ضرب كنيم، متوجه مي شويم كه كشور، هزينه هنگفتي را سالانه بابت زبان آموزي پرداخت مي كند ولي آيا به تناسب اين هزينه هنگفت، دانش آموزان هم مهارت مكالمه و ترجمه را ياد گرفته اند يا خير، پرسشي است كه روبه روي عملكرد سيستم آموزش و پرورش كشور مي نشيند.
     وي مي افزايد: نمي توان در جهان توسعه يافته امروز و با وجود ارتباطات سنگين و پيچيده تكنولوژي، از كنار اهميت زبان آموزي بي تفاوت گذشت. زبان آموزي، مسا له اي مهارتي است و با موضوع علم و دانش متفاوت است. با تكرار ياد مي گيرد. ولي متا سفانه در سيستم آموزش كشور براي اين تكرار، جايي وجود ندارد.
     اين پژوهشگر ضمن بيان اينكه كشور ما به دليل توسعه نيافتگي خود، ناگزير از دوزبانه شدن است، مي گويد: موانع و مشكلات بر سر راه آموزش زبان انگليسي در كشورمان بسيار است. من آن را تحت عنوان رنج دوزبانه شدن يا هزينه دوزبان شدن نامگذاري مي كنم كه جهان عقب مانده و توسعه نيافته، اين رنج و هزينه را به صورت الزام مي پذيرد.
     مدارس يا آموزشگاه هاي
     خصوصي زبان آموزي؟

     سال ها است كه آموزشگاه هاي خصوصي همپاي سيستم آموزش و پرورش، به آموختن زبان انگليسي به داوطلبان اهتمام دارند.
     حسيني، كارشناس ارشد آموزش زبان انگليسي مي گويد: فرضيه اصلي كه در ارتباط با عملكرد آموزشگاه هاي خصوصي زبان مطرح است، اين است كه آموزشگاه هاي خصوصي نسبت به مدارس و سيستم زبان آموزشي آموزش و پرورش كشور، عملكرد بهتري داشته اند. اما الزاماً اين آموزشگاه ها، بهتر از مدارس نيستند. تعداد اين آموزشگاه ها به تناسب افزايش تقاضا از سوي جامعه درحال افزايش است. يعني به تناسب بالا بودن تقاضا، آموزش هم به همان اندازه عرضه مي شود.
     وي در مقايسه اي تطبيقي بين عملكرد آموزشگاه هاي خصوصي زبان آموزي و نيز آموزش و پرورش كشور مي گويد: فضاي حاكم در آموزشگاه هاي خصوصي، رقابتي است و دست مسئولان و كارشناسان آن براي تعويض كتاب ها و به روز كردن آنها و نيز افزايش كيفيت كلاس ها و زمان آنها باز است ولي در مدارس اينگونه نيست. آموزش زبان بر پايه سيستم بسته و قديمي انجام مي شود و جالب اينكه افرادي كه جذب مراكز خصوصي زبان آموزي مي شوند، داوطلب برخورداري از اين نوع آموزش هستند ولي ممكن است دانش آموزان هيچگونه علاقه مندي به آموزش زبان انگليسي در مدارس و كلاس هاي درس نداشته باشند. گاهي اتفاق افتاده است كه برخي آموزشگاه هاي خصوصي زبان آموزي، با برخي مدارس قرارداد مي بندند تا برنامه هاي فوق برنامه مدارس را اجرا كنند كه اين هم تجربه اي موفق نداشته است.
     اين كارشناس مي افزايد: وقتي فردي نسبت به موضوعي اعتماد كرد بهتر مي تواند خود را با مجموعه آن وفق دهد. بنا بر فرضيه اي كه مردم شركت در آموزشگاه هاي خصوصي زبان آموزي را بر شيوه تدريس مدارس ترجيح مي دهند، اعتماد به سيستم اين آموزشگاه ها بيشتر مي شود و باعث مي شود كه آنها دستورات مجري را اجرا كنند. عامل ديگري كه بر ايجاد افزايش اين اعتماد تا ثير مي گذارد، اين است كه درس زبان انگليسي و آموزش آن در آموزشگاه ها درس اول و برتر است ولي در مدارس، برعكس اين موضوع مشهود است.
     وي به مسا له كنكور به عنوان مهم ترين عاملي اشاره مي كند كه باعث شده مدارس، دروس را طوري آموزش بدهند كه دانش آموزان براي ورود به كنكور آماده و موفق شوند و مي افزايد: به عنوان مثال وقتي بحث مكالمه و صحبت كردن به زبان انگليسي مهم ترين بخش زبان آموزي است، نمي توان به آموزش از طريق سيستم آموزش و پرورش كشور اميدوار بود. چرا كه همواره سايه سنگين كنكور، نحوه آموزش زبان در مدارس را با مشكل مواجه مي كند و جنبه كاربردي بودن آن ضعيف نشان داده مي شود.
     ضرورت تغيير كاركرد زبان آموزي
     نمي توان ضرورت مهاجرت ها و سفرهاي توريستي يا مذهبي را منكر شد. حتي در شرايطي هم كه امكان مهاجرت و اينگونه سفرها وجود ندارد، در كشور ما به دلايل مختلف فرهنگي و باستاني، هر ساله، هزاران زائر، توريست و علاقه مند به سوي اماكن مذهبي، بناهاي چندصدهزار ساله و مناطق ديدني كشور كشيده مي شوند. ناتواني بر زبان آوردن كلامي چند از خود، شهري كه در آن ساكنيم و ويژگي هاي فرهنگي مردمي كه در كنار آنها نفس مي كشيم، علامت سؤ ال بزرگي را پشت تمام گفته ها و ادعاهامان مي گذارد. شايد همه مسئول و مقصرند، از خود گرفته تا آنها كه با نام رئيس و كارشناس، صندلي هاي مسئوليت را در اختيار دارند.
     دكتر گلدوست، پژوهشگر در اين باره مي گويد: بايد براي آموزش و يادگيري بهينه زبان انگليسي از سوي هر مجري و دستگاه دولتي يا خصوصي، راه حل هاي قطعي، ميان مدت و بلندمدت پيشه كنيم تا ارتباطات جهاني تسهيل شود.
     وي مي افزايد: بخش ديگري از مشكلات در حوزه آموزش زبان انگليسي و فراگيري آن در كشور، از مشكلات اقتصادي ناشي مي شود. هزينه اين نوع آموزش به رغم سرمايه گذار بودن آن بالاست. سرانه مسافرت هاي خارجي نيز بالاست، در اين شرايط وقتي امكان برخورداري از آن براي تمام طبقات در مناطق مختلف كشور وجود ندارد، بايد به راه حل هاي معطوف به هدف پناه برد. به عنوان مثال مي توان در برخي مناطق، محلي تعريف شود كه مردم در آنجا تمام امور روزمره خود را به زبان انگليسي انجام دهند، در غير اين صورت، نمي توان بر رنج دوزبانه شدن غلبه كرد.
     پروانه حسيني، مدرس زبان دانشكده علوم پزشكي دانشگاه تهران نيز مي گويد: شايد بهتر اين است كه براي يادگيري بهينه زبان انگليسي در مدارس كشور، از معلمان متخصص استفاده كرد يا ساعات بيشتري را اختصاص داد، يا آنكه كاركرد زبان آموزي در مدارس را عوض كرد. در هرحال بايد سنجيده شود زمان و نيروي موردنيازي كه در مدارس براي آموزش زبان انگليسي صرف مي شود، تا چه اندازه با خواست جامعه متقاضي هماهنگ است.
     تحقيقات نشان مي دهد، يكي از مهم ترين و عمده ترين مشكلات مهاجران، عدم توانايي آنها در سخن گفتن به زبان انگليسي است. اين مشكل تا جايي پيش مي رود كه آنها حتي براي گذران امور عمومي و روزمره خود از برقراري يك رابطه ساده اجتماعي گرفته تا حضور در مجامع و جلسات عاجزند، به طوري كه پس از مدتي تبديل به موجودي مي شوند كه در لاك هاي خاكستري خود مي خزند و راه گريزي نمي انديشند.

ويگوتسکي و « ابزارانديشه »

لو سمونو ويچ ويگوتسکي ( 1896-  1934 ) يکي از پيشگامان روانشناسي نوين روسيه است. ويگوتسکي در سن  سي و هشت ساله  به  بيماري سل مبتلا شد و در گذشت .  ثمره عمر کوتاهش انديشه هاي بزرگش بود که تا به امروز اعتبار خود را از دست نداده اند . نظرات  او  تحول عظميي در علم روانشناسي و پداگوژيک بوجود آورد و نام او را  در رده نامهائي چون فرويد و پياژه  قرار داد.  الهام بخش ويگوتسکي  باختين - اديب روسي  بود.  

ويگوتسکي تحصيلات عاليه اش را با هنر و ادبيات آغاز کرد و در سال 1925 موفق به دريافت دکترا در روانشناسي هنر شد. وي پس از اخذ دکترا تمام هم و غمش را صرف تحقيقات روانشناسي –  بويژه روانشناسي کودک و پداگوژيک کرد ، با اين وجود  اوو افکارش  تا سالها  در چشم جهانيان ناشناخت ماند. در سال 1962 ترجمه ي ِ  کتاب « انديشه و زبان» به چند زبان زنده دنيا ، به جهانيان خبر از وجود گوهري گرانبها درعالم روانشناسي کودک و پداگوژيک داد.  شايد يکي از دلايل ناشناخت ماندن ويگوتسکي تا آنزمان ممنوع بودن آثار او بود.

 (آثار ويگوتسکي تا سال 1936 يعني دو سال پس از مرگ او -  ممنوع بوده است). در آن سالها قوانين خشک و متحجر حاکم بر علم و فلسفه ،  روانشناسي را مثل بقيه حوزه هاي علمي محدود کرده بود. نوانديشان  نه تنها حق ابراز انديشه  نداشتند بلکه آثارشان اجازه انتشار و  پخش نمي يافت.  پس از جهاني شدن  ويگوتسکي محققان شرقي و غربي (سال 1980) براي دفاع از نظرات ويگوتسکي که تا آنزمان بسيار يکجانبه تحليل و تفسير مي شد گرد هم آمدند.  نتيجه اين گردهمائي پا گرفتن  تفکر مبتني بر«تاريخ و ُ فرهنگ »  در غرب ِ آن روز شد و  به همت ِ آلئونشوف واژه « آگاهي» جاي خود را با اصطلاح «همياري » عوض کرد. تا آنزمان « آگاهي»  به معناي ترقي و پيشرفت بود و گاه نيز راسيوناليسم و روشنفکري  تعبير مي شد. يکي از دلايلي که  ويگوتسکي پدر تفکر فوق یعني آناليز بر پايه«تاريخ و ُ فرهنگ» -   تلقي مي شود ، اينست که او انسان را ترکيبي از هنر و ادبيات و تاريخ دانسته  و بررسي انسان بدون  در نظر گرفتن رابطه اش با اين پديده ها و ديگر پديده هاي اجتماعي را امري محال مي داند. بطور مثال ما در کتاب «روانشناسي هنر » مي خوانيم که « آگاهي»  جوهري  ديناميک دارد و فرم و محتوايش از فرهنگ و محيط متأثر است ، و بر خلاف «روشنفکري» که ريشه در مونولوگ دارد ،  « آگاهي»  بر« ديالوگ»پايه ريزي  مي شود.

 در نگاه  پياژه  «روشنفکري»  نوعي ساخت فکري و پيش فرضيه هنر و ادبيات است. او از ديالوگ به عنوان يک نورم نام مي برد ، اما چگونگي تغيير فکر و انديشه  و رابطه اش را با محيط فرهنگي فرد  به ما نشان نمي دهد. در حاليکه ويگوتسکي با ارائه تعريف خود از قوه تخيل و خلاقيت مي کوشد تا نقش و اهمييت جهان پيرامون را  در شکل گيري فرد به ما نشان دهد.

 به نظر ويگوتسکي انسان يعني تجاربش.  کودک ضمن تجربه کردن به تصاوير ذهني اش دست مي يابد و مي آموزد چگونه جهان پيرامونش را تعبير و تفسير کند. نقش  انسان هنگام تجربه کردن  ديالکتيکي است. در اين رابطه  ويگوتسکي  از ترم هاي ِ «بازسازي» و «خلاقيت » استفاده مي کند و معتقد است که فرد در تمام مراحل زندگي در حال «بازسازي» و «خلاقيت » است. آنچه  اينجا ويگوتسکي را از ساير محققان متمايز مي سازد  اينست که او بر خلاف پيشينيانش معتقد بود که همه افراد (کودکان)  خلاق هستند وشرط لازم قوه فکر و انديشه ، «بازسازي»  و« حافظه » است و در واقع فعاليت هاي خلاقانه است که فرد را به «بازسازي» مي کشاند و اينکه خلاقيت به معناي خلق آثار بزرگ نيست و حتا کوچکترين آفرينش فرد از همان خصلتي برخوردار است که آفرينش و خلاقيت افراد مستعد و آن متکي بودن آفريده ها به تجارب مي باشد.

ويگوتسکي همواره هنگام طرح نظراتش  از واژه «تخيل» به عنوان واژه اي زير بنائي استفاده مي کند و معتقد است که ميان «تخيل» و «واقعيت» تضاد وجود ندارد. «تخيل» متافيزيک نبوده و نيست ، بلکه رسيدن به آگاهي يا هنر ِ « ترکيب کردن» است.  پديده هائي که فرد از ترکيبشان به هنر خلاقيت مي رسد عين واقعيت هستند و اين روند در طول عمر انسان ادامه خواهد داشت. طبيعتأ هرچه امکانات و پديده ها يا تجارب روزانه فرد غني تر باشد ، حوزه «تخيل»  گسترش مي يابد. فرد هنگام تعبير و تفسير تجارب و احساساتش نيز از قوه «تخيل» استفاده مي کند (ص 9). آگاهي به احساسات معنا و مفهموم مي بخشد و در نتيجه فکر و احساسات دو پديده جدا از هم نيستند بلکه از يک و همان جنسند. «تخيل»  يعني پروسه تفسير کردن. اين پروسه  بسيار پيچيده وَ  لبريز از تغيير وُ تحول  وَ  تکثير وُ تقليل است.

 بازي هاي کودکانه  پايه و اساس خلاقيت را پي ريزي مي کند. هنگام بازي کودک تجاربش را تعبيرو تفسير کرده و به آنها روح مي بخشد، آن ها را به نمايش مي گذارد و در روند نمايش  آنها را به اشکال مختلف در مي آورد. او هنگام بازي به بازگوئي  يک داستان يا حکايت مي پردازد. داستان يا حکايتي که تجربه کرده است . بدين سبب « بازي » و« داستان پردازي »  ب عنوان اشکال فرهنگي که با حس زيبائي شناسي  آميخته اند ،  از يک خميره اند . 

2

طبق نظر ويگوتسکي کودکان هنگام بازي وارد حيطه ي ِ ادبيات ، تأتر و دراماتيک و نقاشي مي شوند.  همانطور که پيشتر آمد کودکان خمير مايه بازي هايشان را از بطن   و اقعيتها بيرون مي کشند و درست به همين لحاظ است که نقش برزگتر ها در فراهم آوردن شرايط ، حياتي و بنياني مي شود و پروسه َ رشد و تعالي  کودکان به عواملي   وابسته مي گردد که اساسش را دياگوگ با برزگتر ها تشکيل مي دهد.

به اعتقاد ويگوتسکي احساس و عقل همانند تخيل و واقعيت  دو روي يک سکه اند. و به نظر او هنگام بررسي ِ فرد و توانائي هايش بايد به او به عنوان يک کل نگاه کرد. به عبارت ديگر فرد مجموعه اي از توانائي هاست و توانائي هاي فرد نيز به نوبه   خود  به عنوان يک کل ، مجموعه اي از احساسات وُ عقل و تخيل وُ واقعيت ها يا تجارب ِ فردي  است. انسان براي آگاه شدن و آموختن  تصاوير ِ ذهني اش را خلق مي کند ،  وبه  همين  سبب راسيوناليسم روبروي هنر زيبائي شناسي ودر  تضاد با آن قرار نگرفته است.

پياده کردن انديشه  هاي  والاي ويگوتسکي در مدرسه  به معناي  خلاق کردن  علم پداگوژيک و بهبود اوضاع آموزش و پرورش و اعتلاي فرد است و طبيعتأ آگاهي ِ اولياء مدرسه از تئوري هاي پداگوژيک  اولين گام به سوي علمي کردن مدرسه است. ما نمي توانيم بدون علم به ريشه هاي پداگوژيک و تئوري هاي موجود،  انتقال دهنده اطلاعات ِ خود به نسل جوان باشيم. از اين گذشته مدرسه  به عنوان اولين پايگاه آموزش  ِ حقوق فردي ،  بايد خود به حقوق فردي احترام بگذارد. کودکي که اجازه رشد تخيلش را در مدرسه نمي يابد از همان کودکي خود سانسوري را مي آموزد.

 مي آموزد که حتا به خود دروغ بگويد. و اين يکي از نتايج علمي نبودن مدرسه وعدم آگاهي اولياء مدرسه از تئوري هاي پداگوژيک است.  

يکي از اصول اوليه آگاهي تعريف ِ دقيق مفاهيم به شيوه علمي است. تعريف ما از بسياري از مفاهيم در حد تعاريف عاميانه  محدود شده است ، براي مثال  تعريف ما از « قوه تخيل »   اغلب با واژه ي ِ « خيال بافي »  مخدوش مي شود.

تعريف ويگوتسکي از خلاقيت و قوه تخيل به شرح زير است:

خلاقيت فعاليتي انساني و به معناي آفريدن چيزي يا انديشه اي نواست.  نو بودن به معناي خلق کردن چيزي از درون ِ هيچ ، يا از درون يک خلاء نيست. ما از مشاهده اعمال و رفتار و کردار انسان ها در مي يابيم که همه ي  ِ اعمال و رفتار و کردار انساني پيرو خصلت دوباره سازي است. خصلت دوباره سازي در ارتباط  ِ مستقيم با حافظه و تجارب فردي است که امکان بروز مي يابد. اين بدين معناست که فرد هنگام آفرينش  ِ دوباره  ي ِ چيزي يا انديشه اي (دوباره سازي ) تجارب گذشته َ خود را « اغلب در قالبي ديگر »  تکرار مي کند. بطور مثال وقتي ما خاطرات کودکي خود يا سفري ،  ديدار دوستي يا حادثه مهمي از زندگي خود  را به خاطر مي آوريم در واقع داستان تازه اي از آنچه در گذشته براي ما رخ داده است مي آفرينيم و بدين طريق به دوباره سازي حوادث مي پردازيم. طبيعتأ -  تازه آفريده ي ِ ما -  گرچه رنگ و روي ِ ديگري از آنچه بوده است دارد ، اما به هر حال از تکرار ِ حوادث ِ اتفاق افتاده اي که جائي از حافظه ما را پر کرده اند  بوجود مي آيد . بنابراين بدون اتفاقات (يعني تجارب ما) خصلتي به نام خلاقيت  هستي نخواهد يافت. تجارب فردي  زندگي اجتماعي/ بيروني و زندگي تخيلي/ دروني  فرد را مي آفريند. تجارب فردي هنر ِ تطبيق  ِ خود  با محيط  را به فرد مي آموزند. تطبيق فرد با محيطش از طريق دوباره سازي عادت ها و روي داده ها صورت مي پذيرد. 

طبق نظر ويگوتسکي حالت پلاستيکي  عصب هاي مغزبه ما در دوباره سازي پديده ها

کمک مي کند. بدون اين حالت ، شکل پذيري و تغيير امکان ندارد. او با مقايسه َ موم وآب و آهن مي گويد که مغز خاصيتي همانند ِ موم دارد، آسان تغيير مي کند و تحت تأثير شرايط مختلف اشکال مختلف به خود مي گيرد. در عين حال عصب هاي مغز قادرند تغييرات را در خود ذخيره کنند. شرايط تغيير زماني روي مي دهد که برانگيزاننده ها stimuli به اندازه کافي قوي باشند و تکرار شوند .  

 در همين رابطه ويگوتسکي مغز را با ورق کاغذ تا شده نيز مقايسه مي کند. جاي تاخوردن در  محل ِ تا شده هميشه باقي مي ماند و در واقع شکل کاغذ را تغيير مي دهد. تا آنجا که با يک پُف کاغذ به سمت تا خوردگي اش خم مي شود. در جاي ديگري  ويگوتسکي مغز را با جاي چرخ ماشين بر روي زمين گِلي مقايسه کرده و مي گويد که حرکت چرخ بر زمين گلي ، امکان راهيابي ِ آينده را آسان مي کند ، زيرا که جاي چرخ ماشين راه را براي رفتن هاي بعدي  مي گشايد. مغز انسان نيز در صورت برخورد با برانگيزاننده ها ي کارا و مکرر دقيقأ مثل چرخ ماشين راه سازي مي کند. به عبارت ديگر مغز انسان ارگاني است که تجارب فرد را ثبت  و دسته بندي مي کند. چنانچه مغز داراي اين خصلت نبود و به يکسري  تجارب ِ محدود اکتفا مي کرد، انسان موجودي متکي  به عادت هايش مي شد که با کوچکترين تغيير و ُ تحول  عکس العمل نشان مي داد.  يعني دقيقأ بروز حالتي  شبيه عادت حيوانات.

 با اين تفاسير مغز انسان داراي دو عملکرد يا فنوکسيون مي باشد:  ثبت و نگاهداري تجارب وخصلت  آفريندگي و خلاقيت.  ويگوتسکي پس از ارائه تعريف خود از خلاقيت و قوه تخيل و شرح عملکرده هاي ِ مغز مي گويد : "  چون پاي قوه تخيل به ميان آيد ، اجازه بدهيد بگويم آينده ي ِ انسان در رابطه تنگاتنگ با جامعه اش و زندگي گذشته اش" (ص. 13 ) .

 به نظر ويگوتسکي فرد رد پاي ِ  برانگيزاننده هاي ِ گذشته اش را دوباره سازي مي کند، نه خود ِ برانگيزاننده ها را و مي گويد در واقع ما نه گذشته را ديده ايم ، نه آينده را ، اما تصويري از تصاوير ذهني ِ خود مي سازيم. پس خلاقيت  يعني فعاليتي که برانگيزاننده هاي ِ گذشته را تکرار نمي کند ، بلکه فرد تصاوير تازه و بديعش را از برانگيزاننده هاي ِ گذشته اش ترکيب و تنظيم مي کند. او روي برانگيزاننده هاي ِ گذشته اش کار مي کند تا شرايط و رفتار هاي ديگري از خود بروز دهد.  به اعتقاد ويگوتسکي چنانچه مغز آدمي قادر به اين پروسه هاي تغيير و تبديل نبود  ، آدمي در گذشته اش مي ماند و نمي توانست  خالق اينهمه چيز و اينهمه انديشه باشد. خلاقيت  از انسان موجودي متکي به آينده ساخته است که در زمان حال تغيير مي کند .

3

-  که به معناي تخيل Voobraenieدر حوزه روانشناسي و به  زبان روسي قوه خلاقيت و سازندگي، تصور و نمايش  است -  ناميده شده است.  تعريف روانشناسان از واژه تخيل متفاوت است از تعريفي ست که در  زبان عاميانه از اين واژه مي شود. اغلب در زبان ِ روزمره  آنچه با عادت هاي  حواس پنجگانه ما در تضاد بيفتد و درنگاه ما غير ملموس  و  دور از دسترس باشد، به تخِيل نسبت داده مي شود. اين در حالي است که تخيل فرض اوليه همه فعاليت هاي انساني است و بدون آن  وجود و تحقق فعاليت هاي فرهنگي و ُ هنري ، علمي و تکنيکي و غيره امري  محال مي باشد. 

ريبوت (1839 1916) پرفسور و استاد  کالج فرانسه مي گويد :" تمام کشفيات ما از کوچک تا بزرگ قبل از وقوع يا به تحقق رسيدن، ترکيبي از تخيلات ما بوده اند که در رابطه هاي  تازه شکل گرفته اند " (ص. 14) . ما از وجود کاشفان  بسياري از کشفيات بي خبريم. بطور مثال ما نمي دانيم چه کسي يا چه کساني ضرب المثل ها راساخته اند. در واقع نام کاشفان بخش کوچکي از کشفيات بر ما روشن است. ما اغلب بي آنکه نام  مخترعان را بدانيم يا اساسأ به آنان فکر کنيم از اختراعاتشان  بطور روزمره استفاده مي کنيم. چاقو ، قيچي،  داس و چکش-  اين  ابزار ساده  که بسياري از مشکلات ما را حل کرده اند و در روند توسعه خود به ابزارپيچيده تر مبدل شده اند يقينأ مخترعاني داشته اند که در حافظه انساني ما جاي نگرفته اند.اما آنچه اينجا حائز اهمييت است، ساده گي يا پيچيده گي ِ پديده ها و ابزار انساني نيست، بلکه اين تخيل متبلور شده انساني است که در آفرينش  پديده ها و ابزار انساني- از ساده ترين تا  پيچيده ترين ِ آنها - نقش اساسي را بازي مي کند.                                                                                                                             

به همين ترتيب تعريف روانشناسان از  واژه  ي ِ خلاقيت نيز تعريف متفاوتي است از آنچه ما در زبان عاميانه بکار مي بريم. خلاقيت در تلقي ِ عام اغلب مترادف با خلق آثاربزرگ و به جاي ماندني از نوع آثار هنرمندان و مخترعان ِ به نام  جهان است ، در حالي که از ديدگاه روانشناسان و از نظر علمي خلاقيت بر اساس بزرگي و کوچکي آفريده ها سنجيده نمي شود.  طبيعتأ در استعداد بي نظير کافکا ،  تولستوي ، داروين يا نيچه و انشتاين و ديگراني نظير اينان شکي نيست ، اما روانشناسان مي گويند  سنجش قوه خلاقيت براساس حجم يا اندازه آفريده ها -  عملي غير منطقي و غير معقول است ، چرا که گاهي آفريده هائي که به نظر ما بي ارزش مي آيند نقش و عملکردي  حياتي در حوزه خاص خود دارند ، بطور مثال وجود  و فنکسيون ِ يک چراغ قوه  در شرايط خاصي مي تواند از وجود  و فنکسيون ِ يک نورافکن  مهمترو حياتي ترباشد. همين امر در ساير حوزه ها  مثلا در ادبيات و هنر يا علم تاريخ و غيره  نيز صادق است. انساني ، جائي در گوشه اي از اين دنياي پهناورمي نشيند و  تمام نيروي انديشه و تخيلش را براي خلق اثري بکار مي گيرد که پيش از او ديگري يا ديگراني گامي يا گامهائي در يک وُ همان راه  برداشته اند. بطور مثال سبک امپرسيونيسم در حيطه هنر نقاشي نام ِ ونسان ونگوگ و پل گوگن - دو تن از خيل ِ انبوه ِ نقاشان امپرسيونيستي  که  آثار ارزنده اي از خود به جاي گذاشته اند ، را در ذهن ما تداعي مي کند، در حالي که ايندو خالق اين سبک نيستند وآنها تنها با تکرار تخيل و آفريده هاي پيشينيان خود واز ترکيب تکرارهايشان با تخيل خود سبک امپرسيونيسم را به اوج خود رسانده اند. 

 اما همانطور که آمد ، اينجا بحث بر سر بزرگان و نوابغ نيست، بلکه صحبت از افرادي است که به تنهائي اثري  - هر چند کوچک  مي آفرينند . ما با نيم نگاهي به جامعه  کوچک يعني  خانواده خود  و محيط خود مي توانيم جاي پاي تک تک افراد اين جامعه و آفريده هايشان را در ميان جمع ببينيم. اعتلا و معناي       هويت جمع در گرووجود تک تک اين افراد است. مدرسه  به عنوان جامعه بزرگتر ازخانواده نيز از افرادي تشکيل مي شود که هر يک به نوبه خود  نقشي را به عهده دارند. نقش ها مکمل هم هستند، نه مقابل و متضادهم.

همانطور که ريبوت مي گويد ما نام بسياري از کاشفان و مخترعان را نمي دانيم. ولي دانستن يا ندانستن نام يا نامها  اهميتي ندارد . آنچه اينجا حائز اهمييت است تعريف هاي ما ست که  به نگاه ما رنگ و روي

مي بخشد.  در علم روانشناسي تخيل و خلاقيت انسان -  به عنوان دو صفت از هم جدا نشدني -  به صورت  يک قانون عمل مي کنند نه  در قباي  تنگ ِ استثناء  و ما- اما-  چشم  به استثناء هاي بزرگ دوخته ايم و از ذره هاي   متبلور کل و اين حقيقت که کل بدون ذراتش هستي پذير نيست غافليم

به اعتقاد ويگوتسکي دوران  کودکي، زمان تمرين پرورش قوه خلاقيت و تخيل ماست. بازي هاي  کودکانه نه تنها  شرايط پرورش تخيل کودک را فراهم مي کنند ، بلکه خود به عنوان نوعي فعاليت تخيلي از تجارب و زندگي روزمره سرچشمه مي گيرند. تقليد پايه و اساس تجارب کودک است. کودک حتا اگر اسب سواري را خود تجربه نکرده و  به چشم خود سوارکاري را نديده باشد –  در کتاب ها و قصه ها و فيلم هاي تلويزيوني با اسب و اسب سواري و ُ سوارکاري آشنا مي شود. اسب و چوب در پيرامون کودک وجود عيني دارند. آنچه کودک هنگام بازي اسب سواري با يک چوب بلند مي کند، بهره جستن از امکانات محيطش و ترکيب آن امکانات با قوه تخيلش است. و خلاصه اينکه او بازي اي را به نمايش مي گذارد که اساسش را نياز ها و علايق فرديش،  تخيل و تقليد از واقعيت هاي پيرامونش بنا مي گذارد . علاوه بر تجارب ِ کو دک و امکانات محيط او و تخيلش زبان يکي از ابزارهاي مهم بازي هاي کودکانه است . به عبارت ديگر بازي  ها شرايط خلاقيت هاي زباني  را  نيز فراهم مي آورند. حيوان بازي و بازي هائي از اين قبيل تنها پرورش دهنده ي ِ تخيل و خلاقيت کودک نيست، بلکه به رشد جسمي او نيز کمک مي کند . اينجا قابل تذکر است که تأثير بازي ها در رشد جسمي کودک  مقوله اي سواي آنچه است که مورد ِ نظر ويگوتسکي و ساير روانشناسان در طرح اهمييت تخيل و خلاقيت است و شرح آن در اين متن نمي گنجد .   هنگام ارائه نظراتش داستان کودک سه سال و نيمه اي را بازگومي کند که روزي همراه با مادرش در گردشي روزانه به مرد شلي برخورد مي کند. مرد شَل توجه کودک را به خود جلب کرده و او را به دنياي  تخيلاتش مي کشاند . بخش اول گفتگوي کودک با مادرش به شرح زير مي باشد

- مامان! اين آقا هه رو نيگا کن. چه پاي عجيبي داره! (کودک منتظر عکس العمل مادر نشده و ادامه مي دهد). ميدونم  آقا هه سوار اسب بزرگي بوده و ُ افتاده روي يه سنگ بزرگ و ُ پاشو زخمي کرده. حالا بايد    دکترا يه دوائي واسش پيدا کنن تا خوب بشه ... و ادامه داستان مونوگ بلند کودک يا ديالوگ دروني اوست با خودش. مادر  قدم زنان ، در کنار او تظاهر به گوش فرا دادن مي کند و گاهي هم با ايجاد اصوات تأئيد و تأ کيد حرف هاي کودکش را تصديق مي کند . نتيجه ای که ريبوت از بازگوئي داستان فوق مي گيرد اينست که کودک تجارب شخصي خود را در فضائي تازه و با ترکيب هائي نو دوباره سازي مي کند و بدين ترتيب جوهر و ذات ساخته و پرداخته هاي او خلاقانه و ناب مي شود. کودک صحنه اي مي آفريند که فقط و ُ فقط آني و وابسته به آنچه که هست يا ديده است، نيست ، بلکه او از مجموعه آموخته هايش (که به زمان گذشته متعلقند) بهره جسته و نهايتأ  -  خود -  نقش اساسي را در صحنه پردازي هائي از ايندست بازي مي کند

ادگيري از ديدگاه يونسكو

يادگيري از ديدگاه يونسكو در قرن 21 به چهار بخش تقسيم مي‏شود. نخست، يادگيري براي دانستن كه در علوم پايه نشأت مي‏گيرد (حوزه و حيطه دانش/ آگاهي). دوم، يادگيري براي انجام كار (حوزه و حيطه توانش/ مهارت)، سوم، يادگيري براي با هم زيستن (حوزه و حيطه پرورش/ بالندگي) و چهارم يادگيري براي بودن (حوزه و حيطه بينش/ چشم‏انداز).

يونسكو قرن 21 قرن «قدرت فرهنگ» معرفي كرده است. يونسكو نقش آموزش و پرورش را براي بر داشتن فاصله‏هاي طبقاتي و تبعيض‏ها مهم دانسته و سرمايه‏گذاري در آموزش عمومي و آموزش و پرورش را نزديكترين راه براي تحقق عدالت اجتماعي و مردم‏سالاري مي‏داند.

جايگاه آموزش و پرورش در قرن 21

سازمان يونسکو در سال 1993 کميسيون بين المللي مستقلي را در زمينة آموزش و

پرورش براي سدة بيست و يکم تشکيل داد. رياست اين کميسيون به عهدة ژاک دلور بود و

گروهي از مشاوران برجسته از چهار گوشة جهان با او همکاري داشتند. وظيفة کميسيون

طرح انديشه هاي نوآورانه در زمينة آموزش و پرورش بود، به گونه اي که از رهگذر آن

نظام هاي تعليم و تربيت بتوانند با مسايل آينده، به طور بايسته و شايسته رو به رو شوند.

 

ژاک دلور دست آوردهاي کميسيون بين المللي آموزش و پرورش براي قرن بيست و يکم

را چنين بازگو مي کند: در آستانة سدة بيست و يکم، آيندة جامعة بشري تأمل و بحث هاي

شديدي را برانگيخته است. هر چند پيشرفت دانش، به ويژه علم و فن آوري (تکنولوژي)،

 اميد پيشرفت هاي بسياري را براي جامعة انساني در آينده برانگيخته است، اما رويدادهاي

اخير هر آن به ما گوشزد مي کند که جهان معاصر در معرض چه خطرهاي جدي و چه

انحراف هايي قرار دارد و تا چه اندازه در برابر تعارض ها آسيب پذير است. بنابراين

آموزش و پرورش يک ضرورت است، ضرورتي آرمان گرايانه. پيشرفت جامعة انساني

وابستگي شديدي به آموزش و پرورش دارد. به علاوة آموزش يکي از قدرتمند ترين سلاح

هايي است که ما براي ساختن آينده از آن برخورداريم يا بخواهيم متواضعانه تر سخن

بگوييم. آموزش و پرورش ابزاري است قدرتمند براي هدايت ما به سوي آينده.

 

وظيفة کميسيون بين المللي يونسکو براي آموزش و پرورش در قرن بيست و يکم، پاسخ به

اين پرسش شد، که چگونه آموزش و پرورش مي تواند نقشي پويا و سازنده در پرورش

افراد و جوامع براي سدة بيست و يکم ايفاء کند. آموزش و پرورش در رشد فردي و

اجتماعي نقش اساسي ايفاء مي کند.

 

آموزش و پرورش درمان معجزه آسا يا فرمول جادويي براي باز کردن درها به سوي

 دنيايي که آرمان ها تحقق مي پذيرند نيست، بلکه يکي از راه هاي اصولي و قابل دسترسي

 است که رشد انسان ها را عميق تر و هماهنگ تر مي کند و همگام با آن فقر، محروميت،

جهل، ظلم و جنگ را کاهش مي دهد. قرن آينده که با استيلاي يکپارچگي جهاني دست به

گريبان است، با خود تنش هاي ديرپايي را به همراه خواهد آورد که بايد بر آنها غلبه کرد.

 

تنش هايي بين جهاني شدن و محلي ماندن، همگاني شدن و انفرادي ماندن، سنت گرايي و

نوگرايي، ملاحظات کوتاه مدت و بلند مدت، رقابت و برابري فرصت ها، توسعة نامحدود

دانش و ظرفيت محدود بشر در جذب آن و معنويات و ماديات.

 

در برابر گوناگوني فرهنگ ها و نظام هاي اجتماعي، هر قدر هم که وسيع باشند، يک

چالش همگاني وجود دارد و آن از نو ساختن آرمان مردمي (دموکراتيک) شدن است، تا

بتوان پيوستگي اجتماعي ايجاد کرد و از آن محافظت نمود. در اين راستا، يادگيري در طول زندگي يکي از کليدهاي پيروزي در رويارويي با چالش هاي قرن بيست و يکم است.

کميسيون بين المللي آموزش و پرورش براي قرن بيست و يکم به مسؤوليت رئيس قبلي کميسيون اروپا، ژاک دلور، در اين گزارش پيشنهاد مي کند تکيه بر چهار ستون بنيادين که زيربناي آموزش و پرورش را تشکيل مي دهند، تمامي جوامع را قادر خواهد ساخت تا به سوي آرمان شهري عزيمت کنند که در آن هيچ يک از استعدادها که همچون گنجينه اي در نهاد هر انساني نهفته است، بي استفاده باقي نماند. اين چهار ستون عبارتند از:

- يادگيري براي زيستن

 - يادگيري براي دانستن

- يادگيري براي انجام دادن

- يادگيري براي با هم زيستن

 

تمرکز حواس در کلاس

یکی از شایع ترین مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهای درس، جلسات سخنرانی، سمینارها و کنفرانس هاست. بیشتر افراد با آن که با اشتیاق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر می شوند و به سخنران یا مدرس گوش می سپارند، پس از چند دقیقه حواسشان پرت می شود و وقتی به خود می آیند، می بینند که دقایقی چند گذشته و در این مدت کاملاً در جای دیگری بوده اند. شاید در یک جلسه دو ساعته، شما چهل دقیقه با تمرکز عالی به جذب مشغول باشید و هشتاد دقیقه دیگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهنی خودتان باشید. اگر شما بتوانید در همان کلاس، تمامی مطالب را بگیرید، خود باعث می شود که حجم عمده ای از فعالیت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شاید تا به حال با افرادی برخورد کرده باشید که فقط در کلاس حضور می یابند و بسیار کم در منزل مطالعه می کنند. معمولاً شما در این حالت به خود و اطرافیان خود می گویید: نمی دانم چرا با این که من ساعتها در منزل درس می خوانم یک دهم آن را هم نمی خواند، همیشه نمره های من از او کمتر است. شما باید توجه داشته باشید که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و متمرکز شماست که مهم است. بسیاری از اوقات شما ساعتها کتاب به دست دارید و مشغول مطالعه اید اما زمان مطالعه متمرکز و مفید شما از یک ساعت بیشتر تجاوز نمی کند. علاوه بر این، درصد مهم و عمده ای از یادگیری در کلاس درس صورت می گیرد. شاید خودتان تجربه کرده باشید که آموختن درسی که زمان تدریس آن، شما در کلاس حاضر نبوده اید، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فیزیکی چندان مهم نیست بلکه شما باید حضور مؤثر و متمرکزی در کلاس داشته باشید. ما هم اکنون می خواهیم تکنیکهایی را ارائه دهیم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانید دانش آموز و دانشجویی فعال و درگیر باشید

ادامه نوشته

چگونه بچه‌ها خوش‌‌خط می‌شوند؟

خوش‌خطی از جمله صفاتی است كه برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست كه این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا كه بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یك رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت كرد. در مطلبی كه در پی می‌آید، آموزگاری توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌كند. مخاطب برخی از این توصیه‌ها آموزگاران و  والدین و برخی دیگر خود دانش‌آموزان است. نویسنده معتقد است توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است كه همواره مورد توجه بسیاری  قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نكات توجه كنید:

علل بدخطــــی

* توجه نكردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تكالیف.

* تندنویسی تكالیف.

* استفاده از خودكار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در كلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ كند.

* خط نسخ  كتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند كلمه (محمد) اگر همین كلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

* بی‌توجهی به هنر.

* خط نسخ روی كاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای كمتری اشغال می‌كنند.

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و كلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میكند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

* فشردگی برنامه كلاسی در یك نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نكردن هم شكلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراكم بیش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضای مناسب و كافی برای نوشتن.
* دادن تكالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی كودكان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

* واكنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.
* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای كودكان است.

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

* ندانستن روش‌ و راهكارهای، خوشنویسی و اجرا نكردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط كه باعث تقویت روح لطیف در كودكان می‌شود.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تكرار و تمرین دانش‌آموزان.

 

راهكـــارهای رفـــع بدخطـــی

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهكارهای فراوانی معرفی شده است كه به ذكر برخی از آنها می‌پردازیم:

* در كلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

* تمهیداتی به عمل آید كه معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده كند.

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های كارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در كلاس حضور یابند.

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نكنند.

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های كودكان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف كردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در كودكان تقویت كنند.

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

* مقدار تكالیف با توانایی كودكان تناسب داشته باشد.

* تكالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی كودك شود.

* تكالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تكرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

* تكالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذكر استفاده كند.

* اهمیت انجام دادن تكالیف نوشتنی برای كودك مشخص باشد.

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های كودكان استفاده شود.

* هرگز نباید تكالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

* در نوع تكالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس توجه كنند.

* دانش‌آموزان به جهت‌های حركت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت كنند.

* كودك مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده كند.

* با رعایت نظم و پاكیزگی صفحه دفتر خود را كثیف نكند.

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یك اندازه نوشتن عادت كند.

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده كند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

* دانش‌آموزان عادت كنند واژگان را یك‌سره و یك باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر كلمه را بگذارند.

* بهتر است تا زمانی كه شاگردان به درست نوشتن عادت كنند، تكالیف خود را در كلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین كنند و نوشتن كلمات و رونویسی مختص به كتاب نباشد تا درست نوشتن كلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات كافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

*‌ یك رسم‌الخط یك دست و یكسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

* كتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

* نگاه كردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌كردن كلمات تحریری، كپی كردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه كردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌كید شود

 

جيغ زدن در كودکان

نوزاد از موقع تولد براي تأمين نيازهاي خود يا بيان مشكلات خود فقط گريه مي‌كند بتدريج حرف مي‌زند و با بيان كلمات نيازي خود را بيان مي‌كند. بعضاً مشكلات جسمي، مسائل شنوائي يا بيماريهاي كودك ممكن است با بي‌قراري، گريه كردن ممتد، جيغ زدن‌هاي طولاني باشد. اين يك وسيله براي ارتباط با محيط و  ابزار نياز يا مطرح كردن خود است. خشونت در كودكان يا پرخاشگري ممكن است باعث ايجاد اختلالات رواني و يا پرخاشگري شود. در مسير تكامل تكلم در كودكان ممكن است اختلالات شنوائي نيز با جيغ زدن همراه باشد. چرا كه كودك نمي‌تواند نيازهاي خود را در مسير عادي ابراز كند نمي‌تواند با كلمات بيان كند و با جيغ زدن جلب توجه مي‌كند. چنانچه جيغ زدنهاي كودك باعث جلب توجه و توجه بيشتر به كودك شود او شرطي مي‌شود و سعي مي‌كند خواسته‌هاي خود را با جيغ زدن به اطرافيان تحميل كند.

 

بسياري از بيماريهاي زمينه‌اي كودك بيماريهاي متابوليك و كلامي و يا اختلالات گوارشي و يا بيماريهاي عصبي و يا اختلالات رواني ممكن است حالت عادي كودك را تغيير داده و منجر به اين شود که ابراز نياز كودك به طرز عادي نباشد. تغذيه كودك خصوصاً در 6 ماه اول با شير بايد براساس نياز كودك باشد. ساعت مشخص براي او در نظر نگيريد هر موقع كه دوست دارد و به هر ميزان كه نياز دارد. بهترين شرايط آن است كه كودك در بغل مادر در شرايط كاملاً آرام تغذيه شود. هر نوع استرس در مادر يا كودك اين شرايط ايده‌آل را مختل كرده و باعث كاهش شير مادر يا اختلال در تغذيه كودك مي‌شود. محركهاي محيطي مثل صداهاي بلند حتي صداي زنگ تلفن، يا بازي با كودك در ضمن شير خوردن باعث اختلال در تغذيه او مي‌شود.


زمان شير خوردن كودك از پستان مادر بهترين زمان تبادل عواطف بين مادر و كودك است و اين زماني است كه مادر با كودك خلوت كرده و بهترين و عميق‌ترين عواطف انساني در پاكترين پيوندها مبادله مي‌شود. هر چه آرامش بيشتري در اين زمان بين مادر و كودك باشد ميزان شير دهي و طول مدت شيردهي بيشتر است كودكاني كه مادران در ضمن شير دهي آرامش بيشتري داشته باشد از آرامش بيشتري برخوردار هستند و راحت‌تر شير مي‌خورند، مسلماً رشد بهتري خواهند داشت. بعضي از كودكان به محض شروع تغذيه با شير مادر دفع مدفوع دارند و با كوچكترين تحريك گوارشي ممكن است دفع مدفوع نيز تحريك شود.

 

كودكاني كه شير مادر مي‌خورند ممكن است 7-8 مرتبه در روز دفع مدفوع داشته باشند بعضاً اين مدفوع آبي و حتي ممكن است سبز رنگ باشد و يا ممكن است همراه با زورزدن و بيقراري باشد اين واكنشها طبيعي است و مشكل خاص براي كودك ايجاد نمي‌كند بعضاً ممكن است تعداد دفعات دفع مدفوع كودك كم شود تا هفته‌اي يك بار دفع داشته باشد دربچه‌هاي كه شير مادر مي‌خورند اين مسئله نيز ممكن است طبيعي باشد. دفع مدفوع در اين حالت ممكن است با زور زدن، قرمز شدن صورت و كمي بي‌قراري باشد چنانچه دفع كودك به همين شكل باشد و مشكل حادي ايجاد نكند غير عادي نيست خصوصاً در 6-3 ماده اول اين واكنشها همراه دفع طبيعي است و داروي خاصي لازم نيست.

 

 

استاد جبار باغچه بان

  میرزا جبار عسگر زاده به سال 1264 شمسی در شهر ایروان پایتخت كنونی جمهوری ارمنستان به دنیا آمد و جدش از مردم تبریز بود. او فعالیت مطبوعاتی شامل همكاری با روزنامه های قفقاز از جمله ملانصرالدین و انتشار مجله فكاهی لك لك را داشت و با شدت گرفتن كشمكشهای قومی و دینی در ایروان ناشی از انقلاب روسیه به ناچار به همراه همسرش- صفیه میر بابائی – در سال 1298 شمسی به ایران كوچ كرد و از راه جلفا وارد شهر مرند شد و در آن وقت بیش از سی و چهار سال نداشت. جبار در مرند به شغل آموزگاری در مدرسه دولتی احمدیه مشغول شد و بر اثر كوششهای بی دریغ اش در تعلیم و تربیت و بهداشت شاگردان مورد توجه مدیر كل فرهنگ آذربایجان قرار گرفت و امكان انتقال جبار به شهرتبریزدر اواخر اردیبهشت سال 1299 شمسی فراهم شد. در این زمان جبار چون شیوه تدریس الفبای فارسی را نارسا دید روش تازه ای برای تدریس آن به كار برد كه موفقیت زیادی همراه داشت .

 

  جبار ضمن تالیف اولین كتابش برنامه كار آموزگار(1302) به نوشتن كتاب الفبای آسان (1303) پرداخت كه اولین كتاب الفبا آموز خودش محسوب می شود. در این كتاب برای اولین بار روش جدیدی مطرح شد كه آن را روش تركیبی یا روش آمیخته باغچه بان می گویند. این شیوه نه همانند شیوه كلی است كه در مكتب خانه ها و مدارس قدیم ایران به كار گرفته می شود و نه مثل شیوه تحلیلی است كه در مدارس جدید آن روزگار به كار می رفت. در شیوه باغچه بان ابتدا كل كلمه را كه كلمه كلید نامیده می شود به كودك نشان می دهند و سپس در قالب آن حروف جدید را به كودك می آموزند یعنی كل و جزئ كلمه به طور همزمان تعلیم داده می شود. بنابر این هم در تهیه مواد آموزشی و هم در تدریس محوریت خاصی در كتاب اول ابتدایی دارد .

ادامه نوشته

موسیقی درمانی چیست؟ ( )

 

در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت. اين همبستگي به يكي از خدايان يونان «آپولو» شخصيت و شكل داده است. آپولو هم خداي موسيقي و هم خداي طب بود. يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي تواند با برگرداندن هارموني و نظم در بدن سلامتي را براي فرد مورد استفاده به ارمغان آورد. پژوهش هاي انجام شده، نشان مي دهد كه غده تالاموس به عنوان مهمترين غده در مغز انسان محرك هاي صوتي را به وسيله سيستم هاي عصبي دريافت و در كنار حافظه و تخيل به آنها پاسخ مي دهد. غده هيپوفيز نيز كه از غده تالاموس فرمان دريافت مي كند به محرك هاي صوتي موزون پاسخ مي دهد، موجب بروز ترشحاتي مي شود كه نتيجه آن آزادسازي ماده آرام بخش به نام آندروفين خواهد بود. با توجه اينكه مهمترين اثر ماده مزبور، تسكين درد در انسان است به سادگي مي توان به ارزش موسيقي درماني كه عملا موجبات آزادسازي ماده آندروفين كه علاوه بر تسكين درد، موجبات انبساط و شادي را در انسان فراهم مي سازد، پي برد. تحقيقاتي كه توسط كولن در سال هزار و نهصد و نود و دو در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان «سنت جرج» لندن صورت گرفته، نشان مي دهد كه موسيقي به ميزان قابل توجهي در تسكين و تقليل وضعيت بحراني بيماران كه در بخش آي ـ سي ـ يو بستري بوده اند تاثير داشته است. زيرا ثابت شده است كه سيستم اعصاب انسان به محرك هاي موزيكال پاسخ مثبت مي دهد. موسيقي درماني يك فرآيند فعال است. در موسيقي درماني، ما انتظار داريم كه موسيقي ما را در برگرفته و در تمام وجودمان جريان پيدا كند. يادتان باشد كه از قوه تخيل مغز استفاده كنيد.  به خاطر داشته باشيد: «انرژي در پي انديشه مي آيد» هر جا كه فكر باشد انرژي هم وجود دارد. براي بهتر گوش كردن به موسيقي دو مطلب را به خاطر بسپاريد:

يك. صداي موسيقي در حدي باشد كه شما با آن راحت هستيد.

دو. خودتان را تسليم موسيقي كنيد.

 

در اينجا به كاربرد مواردي چند از موسيقي درماني اشاره مي شود:

كاربرد موسيقي درماني براي كمك به افراد عقب مانده با حركات ريتميك موزيكال مي توان مهارت در هماهنگي هاي حركتي را بهبود بخشيد، اشعار آوازهاي مخصوص را مي توان نوشت كه از طريق آن مراحل و روش هاي مهارت هاي خودياري مثل لباس پوشيدن و مسواك زدن را ياد بگيرند و به خاطر بسپارند. موزيك تراپيست ها، براي اينكه برنامه هاي درماني و روش هاي مؤثر براي در حال جريان ايجاد كنند، بايد برنامه ريزي دقيقي را به كار گيرند.

 

جريان برنامه ريزي شامل چهار مرحله كلي است:

يك. تعريف مشكل درمانجو يا زمينه نياز آن (سنجش)

دو. فراهم كردن هدفي براي درمانجو كه به رفع مشكل يا نياز او كمك كند.

سه. برنامه ريزي مناسب فعاليت هاي موزيكي

چهار. تكميل روش ها و فعاليت ها و ارزشيابي واكنش هاي درمانجو

مشاهدات و تجربيات اخير نشان داده است كه كاربرد موسيقي در درمان ناتواني هاي يادگيري اشخاصي كه آسيب هاي شنوايي دارند، اشخاصي كه آسيب هاي بينايي يا آسيب هاي گفتاري دارند، مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

كاربرد موسيقي درماني در نارسائي هاي گفتاري

افرادي كه در ارتباط كلامي مشكل دارند با خواندن آوازها و سرودهاي مخصوص مي توانند در شمرده تلفظ كردن اصوات، گفتار مورد نياز و مهارت در تشخيص لغات رشد و تمرين كنند. ريتم و صداي موسيقي همچنين مي تواند تقويت جريان تكلم را در اختلالات گفتاري مانند لكنت زبان آسان سازد. از موسيقي براي اشخاص زبان پريش (آفازيك) به عنوان روش براي برقراري رابطه كلامي مي توان استفاده كرد.

 

تكنيك شناخته شده، درمان آوازي ملوديك (Melodic intonation Therepy ( M.I.T

اين تكنيك، در اوايل دهه هفتاد ميلادي به عنوان يك روش ترميمي براي بخشي از مسائل گفتاري بزرگسالان زبان پريش به وجود آمده است. در اين روش جملات كوتاه در نمونه هاي ساده آهنگين، با آواز خوانده مي شود. به موازاتي كه بيماران عبارات و جملات را ياد مي گيرند، آهنگ ها كمرنگ تر و محو مي شوند، اين روش بر پايه اين نظريه قرار گرفته كه وقتي نيم كره سمت چپ، آسيب مي بيند مي توان به وسيله اغراق در آواز (ريتم، با تأكيد بيان كردن و جملات ملوديك) با كمك نيم كره راست مغز، تكلم را كمك، تحريك و تسهيل كرد.

 

كاربرد موسيقي درماني در درمان معلوليت هاي ارتوپدي

بنابر نظر «رودنبرگ» (هزار و نهصد و هشتاد و دو) از موسيقي مي توان در چند منظور درماني براي معلولين ارتوپدي استفاده كرد:

يك. كاهش حواس پرتي

دو. رهايي از تنش ها و حساسيت هاي شديد

سه. تقويت تمرين هاي عضلاني

چهار. افزايش احساس ارزش شخصي

فعاليت هاي مختلف موسيقي درماني مي تواند جهت بهبود وضعيت مفاصل و ماهيچه ها و افزايش هماهنگي حركات آنها كمك كرد. مثلا نواختن سازهاي انتخاب شده با شيوه هاي مخصوص مي تواند تحرك و استقامت مفاصل را افزايش دهد و با هماهنگي قسمت هايي از بدن را بهبود بخشد. مثلا نواختن پيانو براي حركت و خم كردن و كشش انگشت ها و از ريتم سازها براي افزايش دامنه حركات و منبعي براي الگوهاي حركتي. از نواختن ساز دهني براي كنترل بهتر دست ها و هماهنگي آن با دهان و تقويت ظرفيت هاي حياتي مي توان استفاده كرد. يكي ديگر از منافع يادگيري نواختن ساز براي معلولين، احساس كاميابي و رضايت است. نواختن ساز، احساس ارزش شخصي را افزايش مي دهد و اگر به صورت گروهي نواخته شود، رشد اجتماعي شان تقويت خواهد شد.

 

كاربرد موسيقي درماني در درمان سالمندان

سالمندي معمولا با درجاتي از زوال كاركرد جسمي و ذهني همراه است. كه اين درجات در افراد مختلف متفاوت است. بيشتر افراد مسن خصوصا آنهايي كه در خانه هاي سالمندان زندگي مي كنند، علائمي از اختلالات فكري و بدني دارند. بسياري از سالمندان مشكل پزشكي مانند بيماري هاي قلبي، ديابت، سرطان و يا فشارخون دارند. به علاوه عده اي نيز به دلايل عاطفي دچار افسردگي و تنهايي مي شوند.

موسيقي درماني مي تواند در زمينه تقويت كاركرد جسمي و روحي اين افراد مؤثر واقع شود. به عنوان مثال موسيقي همراه با تمرينات و ورزش هاي روزانه، مي توان احساس دردي را كه غالبا توأم با اين ورزش هاست از ذهن دور ساخته و يا انگيزه و محرك لازم را براي شركت در انجام اين قبيل ورزش ها و فعاليت هاي حركتي فراهم كرد. دست زدن نشاط انگيز و موسيقي ريتميك مي تواند ورم مفاصل انگشتان را صاف كند، اعتماد به نفس او را افزايش داده و انرژي مثبت را در اينگونه افراد تقويت كند. مهم است به خاطر بسپاريم كه موسيقي مورد علاقه سالمندان مانند ديگر اقشار مردم دامنه وسيعي دارد. علاقه آنها متناسب با سنشان تغيير مي كند. معمولا افراد مسن به آهنگ هاي معروفي كه در دوران جواني حوالي سنين هجده تا بيست و پنج سالگي گوش مي دادند، علاقه نشان مي دهند.

 


نقش والدين و اطرافيان در رشد گفتار و زبان کودکان

نقش والدين و اطرافيان در رشد گفتار و زبان کودکان

 

مطالعات موجود درباره ي فراگيري گفتار، نقش بنيادي مشارکت والدين در رشد کودک عادي را ثابت کرده اند. در مورد کودک معلول ذهني، اين مشارکت اهميت بيشتري دارد؛ زيرا قابليت هاي کودک در شرايط سني مشابه، از کودک عادي محدودتر است.

 


يکي از ابعاد مهم فعاليت والدين در مورد فراگيري گفتار، به انتخابهايي مربوط مي شود که آنها در موقعيت هاي گوناگون و ضمن رابطه کلامي با کودک به عنوان موضوع گفتگو يا پاسخ به پرسش هاي کودک، عملاً صورت مي دهند.

 

انتخاب گفتار مناسب به طور پويا براي مخاطب قرار دادن کودک، به معني ايجاد محيط گفتاري مناسب براي کودک در حال زبان آموزي است و آن عبارت است از محيطي که در آن، بزرگسال براي گفتگو با کودک، از گفتاري استفاده مي کند که با سطح زباني کودک از لحاظ توليد و درک سازگاري دارد. سطح پيچيدگي کاربرد گفتار از سوي بزرگسال، طبق تحول زباني کودک تغيير مي کند. همگام با رشد زباني کودک بزرگسال نيز ضمن مخاطب قرار دادن کودک، از گفتار به تدريج پيچيده تري بهره مي گيرد. در واقع اگر مي خواهيم به رشد گفتاري کودک کمک نماييم، ضروري است که چنين رفتار نماييم. گفتار بزرگسال بايد همواره کمي پيچيده تر از گفتاري باشد که با او وارد گفتگو مي شود. چنانچه شکاف بين اين دو گفتار بيش از اندازه عميق باشد، پيشرفت گفتاري کودک در اثر آن کند خواهد شد. در عوض، اگر اين شکاف ناچيز باشد، کودک از يک الگوي زباني به اندازه کافي پيشرفته محروم خواهد ماند و اين نيز موجب کندي رشد زبان خواهد شد. شکاف متوسط بين اين دو، يقيناً حد مطلوبي است که به رشد گفتاري کودک مساعدت خواهد نمود.

 

والدين و بزرگسالان، کودکان را صرفاً مخاطب قرار نمي دهند، بلکه نسبت به توليدات کلامي آنها و نيز ارزش اين توليدات از لحاظ بيان واقعيت و ويژگي هاي صوري(شيوه ي تنظيم گفته ها) واکنش نشان مي دهند. والدين هم شکل و هم محتواي گفته هاي کودکانه را اصلاح مي کنند. آنها بر گفته هاي کودکان، اجزايي را که کم دارد، مي افزايند؛ تا جمله هاي آنان از لحاظ شکل درست و از لحاظ معني قابل قبول باشد. به اين ترتيب، کودکان اغلب با گفته هايي که از سوي اطرافيان بزرگسال اصلاح مي شود، سروکار دارند.

 

 

والدين به طور صريح - به شکل کلامي يا غير کلامي- گفته هاي کودکانه را تأييد يا رد مي کنند. اين تأييد يا رد کردن ها احتمالاً مانند تقويت کننده هاي رفتار کلامي عمل مي کنند و در نهايت به گزينش رفتارهاي مطلوب - يعني درست از لحاظ دستوري و معنايي - و حذف يا تحديد قابل توجه رفتارهاي نامطلوب - نادرست از لحاظ دستوري و معنايي - مي انجامند.

 

بنابراين اهميت نقش بزرگسالان پيرامون کودک و بويژه والدين او، در فرايند يادگيري گفتار روشن مي شود. بنظر مي رسد اکثر والدين، اين اصول بنيادي را - دست کم به ميزان اندک - در رابطه ي کلامي با کودک به کار مي گيرند؛

 

  اما اين نيز روشن است که والدين از لحاظ کيفيت و کميت انگيزش هاي کلامي در مورد کودک و درستي الگوها و بازخوردهاي زباني، تفاوت هاي بسياري با يکدگر دارند. پژوهشگران معاصر عقيده دارند که تفاوت هاي فردي بين والدين در آموزش کم و بيش موفق گفتار به کودکان خود، دست کم تا اندازه اي دليل تفاوت مهمي است که از لحاظ سرعت رشد گفتار و تسلط تدريجي بر آن بين کودکان مشاهده مي شود.

 

 بنابراين به نفع والدين است که از نقش و مسئوليت خود در فراگيري توسط کودک آگاه شوند. با کودک بايد طوري صحبت کرد که با سطح درک او از گفتار مناسب باشد و سعي نمود در برابر سخنان کودک واکنش مناسب نشان داد. بديهي است که اين توصيه ها براي والدين کودکان عقب مانده، به همان اندازه يا بيشتر اهميت دارد. در کودک عقب مانده، توانايي هاي بالقوه رشد در مقايسه با کودک عادي، محدود است؛ در نتيجه، اطرافيان بايد باجبران ضعف هاي درونزا، بر فرايند رشد، تأثير مثبت بگذارند.

عوامل مؤثر بر رشد و تكامل: جايگاه كودك در خانواده

نوبت تولد كودك در خانواده

نمي توان گفت بهترين موقعيت را در خانواده فرزند چندم دارد. فرزند ارشد خانواده در محيطي رشد مي كند كه كودك در مركز آن قرار دارد و در آن نسبت به بچه هايي كه بعدا به دنيا مي آيند، فعاليتهاي خانواده بيشتر بر روي او متمركز است. فرزند اول خانواده در جريان رشد و تكامل خود از راهنمايي و كمك بيشتري برخوردار است، در طي طفوليت زبان پيچيده تري را از والدينش مي آموزد و به علت فشار پدر و مادر بر او، معمولا بيش از بچه هاي بعدي به موفقيت دست مي يابد. فرزند اول معمولا بهتر توسط بزرگترها پذيرفته مي شود و چون هماهنگي بيشتري با انتظارات اجتماعي دارد، آمادگي بيشتري براي پذيرش نقش رهبري دارد. از طرف ديگر مهارت والدين در مورد نقش پدر و مادري خود در ارتباط با فرزند اول كمتر و تمايل آنها به مداخله، اجبار، محدود كردن، و استفاده بيشتر از انضباط اجباري و تنبيهات مختلف نسبت به بچه هاي بعدي بيشتر است.اين امر ممكن است منجر به اين شود كه فرزندان اول احساس اضطراب بيشتري را از والدين خود دريافت كنند، به عبارت ديگر دائما از خود مي پرسند « آيا كار من درست است»؟ با اين حال تقريبا شكي وجود ندارد كه اگر فرزندان بعدي هم اندازه فرزند اول مورد راهنمايي و توجه قرار گيرند احتمالا به همان اندازه موفق و از نظر اجتماعي مقبول خواهند بود.

تاثير جايگاه كودك در خانواده به سرعت پايدار مي شود و تاثير شگرفي بر سازگاري شخصي و اجتماعي كودكان در سنين بالاتر مي گذارد. به عنوان مثال، شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد فرزندان اول بيشتر از فرزندان بعدي به سلامتي خود توجه دارند و در بزرگسالي بيشتر به پزشك مراجعه مي كنند آنها همچنين معمولا محتاطترند و كمتر ريسك مي كنند.

مشخص شده است كه جايگاه كودك در خانواده تاثير بسزايي در نحوه سازگاري بزرگسالان در امر زناشويي دارد. دليل اين امر اين است كه ما در دوران كودكي ياد مي گيريم نقشهاي معيني را در خانه ايفا كنيم و پس از ازدواج هم آن نقشها را ادامه مي دهيم. به عنوان نمونه، بهترين سازگاري زناشويي در مواردي ديده شده است كه شوهري كه بزرگترين برادر در خانواده خود بوده با زني كه از خواهران كوچكتر خانواده خود بوده است ازدواج مي كند. اگر اين جايگاه معكوس شود ممكن است سبب ايجاد اصطكاك گردد، زيرا در اين صورت زن دوست دارد بر شوهرش چنانكه در مورد برادر كوچكتر خود عمل مي كرده است، مسلط باشد. در ازدواجي كه زن و شوهر هر دو فرزند اول هستند امكان دارد رابطه اي پر برخورد در اثر تلاش هر يك براي تسلط بر ديگري، شكل بگيرد.

تعداد كودكان در خانواده

تعداد كودكان خردسال در خانواده تاثير مهمي بر رشد و تكامل كودك دارد. كودكاني كه چند خواهر و برادر خردسال دارند، مجبورند توجه والدين را با آنها قسمت كنند. اگر كودكي ضعيفتر باشد، ممكن است سهم اصلي توجه والدين نصيب او شود و سايرين نسبت به " نور چشمي" بودن او حساس شوند. در اين صورت رقابت، چشم و هم چشمي، احساسات منفي و رنجش در بين بچه ها اوج مي گيرد. به علاوه ممكن است كودك ضعيفتر گرفتار يك الگوي شخصيتي تابع، همراه با احساس بي كفايتي و مظلوميت گردد، در حالي كه فرزند قويتر ممكن است احساس كند نسبت به او تبعيض شده و ياد مي گيرد نقش رهبر را ايفا كند.

در خانواده هاي پر جمعيت فضا و امكانات كمتري وجود دارد. بچه ها دائما با يكديگر آميخته اند و انتظار مي رود با يكديگر بازي كنند، اسباب بازيها و دوستان مشترك داشته باشند و لباس يكسان بپوشند؛ حتي اگر يكي پسر و ديگري دختر باشد. اين امر آشكارا رشد شخصيت و فرديت كودك را سركوب مي كند.

چگونه مي توانيد به كودك خود كمك كنيد؟

در بسياري از موارد شما نمي توانيد همه چيز را در كنترل داشته باشيد، اما گاهي مي توان بعضي از فاكتورها را برنامه ريزي كرد و شرايط را با تدابير مناسب تغيير داد.

فاصله گذاري بين بچه ها ضروري است. در صورت امكان، زمان مطلوب كه كودك بايد قبل از تولد خواهر يا برادر ديگر، به تنهايي با والدين خود سپري كند 2 تا 5/2 سال است.

بعلاوه داشتن يك نگرش مثبت به وضعيت كودكان در خانواده، مقايسه نكردن و عدم تحريك حس رقابت بين آنها، توجه بيش از حد يا انتظارات خارج از توان كودك و بسياري از عوامل ديگر مي تواند سبب رشد و تكامل عادي همه كودكان در يك خانواده شود.

اگر حدس مي زنيد هنوز آمادگي لازم را براي فرزند دوم يا بيشتر نداريد يا اگر نياز به اطلاعات بيشتر داريد بهتر است با استفاده از كتابهاي مختلف و مشورت با متخصصين در اين زمينه راهنمائي هاي لازم را كسب كنيد. شايد در شرايطي هستيد كه با دو يا چند فرزند در خانه دست و پنجه نرم مي كنيد. اگر به نظر شما اوضاع عادي نيست بهتر است تا دير نشده به فكر چاره باشيد. گاهي تغييرات جزئي در برخي از نگرشها يا رفتارها مي تواند اثرات چشمگيري داشته باشد.

 

•    تغييرات طبيعي فيزيولژي بدن در دوران بارداري

•    تغييرات طبيعي فيزيولژي بدن در دوران بارداري
   در دوران بارداري در تمام دستگاههاي بدن تغييراتي ايجاد مي گردد كه اين تغييرات در برخي از دستگاهها نظير دستگاه توليد مثل بسيار مشخص بوده و در بعضي ديگر از قبيل دستگاه گوارش ، گردش خون ، ادراري و ... آنقدر مشخص نيست .اين تغييرات عبارتنداز :
•    تغييرات در دستگاه توليد مثل
•    تغييرات در دستگاه گوارش
•    تغييرات در دستگاه گردش خون
•    تغييرات در دستگاه ادراري
•    تغييرات در دستگاه تنفس
•    تغييرات استخواني و دندانها
•    تغيير در پستانها
•    تغييرات در پوست
•    تغيير در ترشح هورمونها
•    تغيير در وزن بدن
•    تغيير در سوخت و ساز بدن
•    كه به شرح دو مورد آخر مي پردازيم :

•    تغيير در وزن بدن
   در سراسر دوران حاملگي ، وزن مادر باردار بطور ميانگين حدود 10 تا 12 كيلوگرم افزايش مي يابد كه اين افزايش مربوط به وزن جنين ، وزن جفت ، مايع آمينوتيك ، اضافه وزن رحم ، اضافه حجم خون ، اضافه وزن پستانها ، ذخيره چربي و آب در نسوج بدن است . قسمت اعظم اين افزايش وزن در سه ماهه دوم و سوم آبستني صورت مي گيرد.
•    تغيير در سوخت و ساز بدن
   در جريان حاملگي ، ميزان سوخت و ساز بدن افزايش مي يابد . اين افزايش ، مادران باردار را قادر به تامين نيازهاي دوران بارداري مي سازد كه عمدتا مربوط به ذخيره مواد لازم جهت جانشين شدن بافتهاي از بين رونده طبيعي بدن ، رشد و تكامل جنين و تشكيل پرده ها و جفت ، آمادگي براي زايمان و بالاخره آمادگي براي شير دادن نوزاد است .
•    عوارض و ناراحتيهاي شايع در دوران بارداري
دوران بارداري غالب اوقات به طورطبيعي وبدون عارضه اي مهم سپري مي گردد ولي با وجود اين ، گروهي از زنان باردار دچار ناراحتي و عوارض گوناگون مي گردند . اغلب اين اختلالات جزئي بوده و جان جنين و مادر را تهديد نمي كنند ، ليكن عليرغم جزئي بودن ، نبايد از توجه به آنها غفلت نمود . مادر حامله بايد توجه داشته باشد كه اگر ناراحتي او ادامه يافت به اطلاع پزشك متخصص زنان برساند تا درمان گردد .
   برخي از ناراحتي ها و عوارض شايع دوران بارداري عبارتنداز :
•    برخي از ناراحتي ها و عوارض شايع دوران بارداري عبارتنداز :

•    1 – تهوع
•    2- سوزش معده و احساس ترش كردن
•    3 – نفخ شكم 
•    4- ويار حاملگي
•    5 – كمخوابي و بيخوابي
•    6 – يبوست
•    7 – واريس پاها
•    8 - انقباض عضلات پا
•    9 – ورم دست و پا
•    10 – بواسير
•    11- تنگي نفس
•    12 -ترشحات خوني و لكه بيني
•    1 - تهوع
   حالت تهوع معمولا در سه ماه اول حاملگي وجود دارد . در حدود نيمي از مادران حامله دچار حالت تهوع مي گردند .خوردن نان خشك يا بيسكوئيت حس تهوع را كم مي كند . اگر مادر سعي كند كه معده اش خالي نباشد ، حالت تهوع كمتر خواهد بود . مادر هرگز نبايد خود را تحريك به استفراغ نمايد .
    بعضي از مادران هر روز مختصري استفراغ مي كنند ولي اين حالت خودبخود ازبين مي رود . ولي گاه استفراغ بسيار شديد شده و حالت بيماري بخود مي گيرد . در چنين حالتي ، اگر استفراغ مادر ادامه پيدا كرد و مخصوصا اگر در نتيجه استفراغ وزن مادر كم شد ، بايد از پزشك كمك گرفت .
•    2- سوزش معده و احساس ترش كردن
    ترش كردن حالتي است كه شخص در قسمت بالاي معده و مري احساس سوزش مي كند كه ممكن است همراه با آروغ زدن باشد . اين احساس سوزش هيچ رابطه اي با قلب ندارد و در اثر تنبلي در فعاليت معده و روده و پس زدن شيره معده به داخل مري حاصل مي شود و در اصل حالت خفيفي از سوء هاضمه است .
   براي برطرف كردن اين حالت 1- دقت در رژيم غذايي و حذف غذاهاي چرب و دير هضم مي باشد . در ضمن بايد از تندخوري و پرخوري اجتناب نمود . 2- جويدن آدامس و 3 - خودن يك قاشق مربا بعد از غذا
   در صورت ادامه اين حالت و بروز ناراحتي هاي بيشتر بايستي به پزشك مراجعه شود.
•    3 – نفخ شكم
   انبساط روده و معده كه در اثر تجمع گاز در آنها حاصل مي گردد نفخ ناميده مي شود . نفخ ممكن است به تنهايي يا همراه با ترش كردن رخ دهد . علت نفخ اين است كه چون بزرگي زهدان و فشار آن مانع حركت طبيعي محتويات روده با سرعت معمولي مي باشد ، لذا باكتريهاي روده فعاليت زياد و غيرعادي نموده و ايجاد نفخ مي كنند .
    رژيم غذايي مناسب و پرهيز از غذاها و سبزيجاتي كه پرحجم و نفخ آور هستند مانند كلم ، خيار ، بادنجان ، گوجه فرنگي ، كلم پيچ ، حبوبات و پياز ، درمان نفخ شكم در دوران بارداري است . اين ناراحتي همچنين توسط داروهايي كه عمل هضم و جذب غذا را تسريع مي كنند برطرف مي گردد .
•    4- ويار حاملگي
   يك ميل هوسانه اي است كه نسبت به بعضي از مواد و غذاها پيدا مي شود .اگر چه اين حالت را بعضي از زنان غير آبستن نيز دارند ولي بطور مسلم ويار مخصوص حاملگي است . حالت ويار نه تنها نسبت به مواد غذايي عادي پيدا مي شود ، بلكه گاهي مواد ديگري كه جزو غذاها نيستند و براي بدن نيز مضر مي باشند ، مانند گچ ديوار ، خاك روي زمين و زغال مورد ميل و هوس خانمها قرار مي گيرند . ترشيجات و غذاهاي ترش ، از جمله موادي هستند كه زنان باردار ميل و رغبت زيادي به خوردن آنها نشان مي دهند .
•    5 – كمخوابي و بيخوابي
   اگرچه اوايل حاملگي معمولا با خواب راحت و زياد توام مي باشد ، ولي هفته هاي آخر آن اغلب همراه با كمخوابي و يا بيخوابي است . عوامل متعددي از جمله حركات بچه در داخل شكم ، تنگي نفس ، گرفتن عضلات و فكر زايمان موجب اين ناراحتي مي گردند . براي برطرف كردن آن ، اجتناب از پرخوري و نوشيدن مايعات زياد ، قدم زدن در هواي آزاد قبل از خواب و حمام كردن مفيد است .
  تعداد معدودي از زنان حامله ممكن است در هفته هاي آخر دوره حاملگي مجبور به استفاده از داروهاي مسكن خواب آور شوند كه مصرف اينگونه داروها حتما بايستي تحت نظر پزشك معالج باشد .
•    6 - يبوست
    يكي از عوارض بسيار شايع دوران بارداري است و علت آن بيشتر مربوط به كند شدن حركات روده در اثر فشار رحم بر روي دستگاه گوارش مي باشد . اگر مادر حامله قبلا هم دچار ناراحتي رگوارشي و يبوست بوده است ، در دوران حاملگي يبوست او زيادتر خواهد شد . زيرا مادر در دوران حاملگي كمتر راه مي رود و بيشتر استراحت مي كند ، عضلات صاف بدن فعاليت كمتري دارند و جنين كه در حال رشد است به روده فشار مي اورد .
   در صورتي كه يبوست مادر ادامه پيدا كند ممكن است منجر به پيدايش بواسير اگر مادر حامله دچار يبوست شد نبايد داروهاي ملين مانند روغن كرچك و مسهل هاي نمكي و شياف مصرف كند.
   براي جلوگيري از شدت يبوست بايد 1 - مايعاتي مانند آب ميوه به مقدار زياد بنوشد ،2 - ميوه ها و سبزيجاتي كه مواد زايد و جذب نشدني دارند مصرف كند ،3 - به تمرين و ورزش بپردازد و متحرك باشد .
    مادر بايد سعي كند عادت هميشگي اجابت مزاج خود را انجام دهد ولي هيچگاه نبايد براي دفع مدفوع به خود فشار بياورد .

•    7 – واريس پاها
•    واريس نتيجه اتساع وريدهاي سطحي ( عروق خوني كه خون بدون اكسيژن را به قلب مي رساند .) ران و ساق پا است و اكثرا نتيجه اضافه وزن پيداكردن در دوران حاملگي است . درد و ناراحتي ناشي از واريس را مي توان از طريق : 1 - بالا نگهداشتن پا و ساق و ران را كم كرد . 2 - مادر بايد پاهاي خود را روي صندلي يا  ميزعسلي يا چند عدد بالش قرار دهد . 3 - پوشيدن جوراب هاي مخصوص واريس نيز كمك مي كند .
•    8 - انقباض عضلات پا
   انقباض ناگهاني عضلات ساق پا ممكن است در دوران حاملگي اتفاق بيافتد .
•    دلایل انقباض عضلات پا
1-کم شدن جریان خون
2-کاهش کلسیم بدن
3-علل ناشناخته
راههای پیشگیری
1-مصرف روزانه موادغزایی سرشار ازکلسیم
2-مصرف قرص کلسیم
3-مالش دادن عضلات پا
4-بالانگهداشتن پادرزمان استراحت
•    9 – ورم دست و پا
   مختصر تورم ناحيه قوزك پا و يا ساق پا ، نزد اغلب زنان باردار تا حدي طبيعي بوده و بعد از زايمان برطرف مي گردد ولي اگر ورم زيادتر شده و قسمت هاي ديگر مانند دست و يا صورت را فرا گيرد بايستي درصدد درمان آن برامد . علت عمده ورم ساق پا و قوزك پا ، زياد شدن فشارخون وريدي است كه گاهي در اثر ايستادن مداوم روي پاها است ولي بيشتر به علت فشار رحم روي وريدهاي لگن ايجاد مي گردد . البته جمع شدن زياده از حد نمك در بدن نيز عامل مهم ديگري در پيدايش ورم مي باشد .
  پیشگیری ودرمان:
مختصر تورم قوزك پا ، احتياج به درمان خاصي ندارد و خودبخود با استراحت و رژيم غذايي مناسب از بين مي رود ولي چناچه ميزان تورم زياد بوده و مخصوصا دستها و صورت را فراگرفته باشد بايد تحت نظر پزشك متخصص دقيقا معاينه شده و مداوا گردد . مسلما رژيم غذايي كم نمك در برطرف كردن ورم پا ، نقش بسيار مهمي را بازي مي كند . تورم زياد بدن ، همرا با فشار خون بالا و آلبومين در ادرار از علايم مسموميت بارداري هستند و مادراني كه مبتلا مي شوند بايد شديدا مراقبت شده و تحت درمان كامل قرار گيرند .
•    10 - بواسير
   تعریف: بواسير در اثر بزرگ و گشاد شدن سياهرگهاي اطراف مقعد ايجاد مي شود حاملگي به تنهايي نمي تواند موجب بواسير شود ، مگر اينكه همراه با يبوست باشد . زيرا مدفوع سفت و زور زدن در هنگام دفع مدفوع دو عامل اساسي در ايجاد بواسير است .
 تحت چنين شرايطي سياهرگها بزرگ ، متسع و دردناك گشته و اغلب موجب خارش و خونريزي خفيف در اطراف مقعد مي گردد . بنابراين اولين اقدام براي درمان بواسير ، برطرف نمودن يبوست است . استفاده از حوله گرم در اطراف مقعد نيز در رفع موقت اين ناراحتي بي تاثير نيست . اگر بواسير شديد و باخونريزي توام باشد براي درمان قطعي مراجعه به پزشك الزامي است .
•    11- تنگي نفس
   بر اثر فشاري كه رحم بزرگ شده ، به ششها وارد مي كند ، در دو ماه آخر دوره حاملگي تنگي نفس امري عادي است . براي درمان تنگي نفس ، اگر خفيف باشد ، مادر حامله درحاليكه روي تختخواب دراز كشيده است مي تواند با قرار دادن تعدادي بالش در پشت خود بنحوي كه سر و شانه بالاتر قرار گيرند استراحت نمايند . بهتر است پنجره هاي اتاق مخصوصا اگر در فصل تابستان باشد باز نگه داشته شوند تا هواي تازه در اتاق جريان داشته باشد . در غير اينصورت هواي اتاق چندين بار در روز مي بايست تهويه گردد .
   اگرچه تنگي نفس در اواخر دوره حاملگي كاملا طبيعي است ، ولي اگر شدت آن به حدي است كه در موقع حركت و بالا رفتن از پله باعث ناراحتي مي شود مسئله را با پزشك بايد در ميان گذاشت . زيرا تنگي نفس ممكن است علاوه بر فشار رحمي ، به علت امراض قلبي  و يا ريوي باشد و در اينصورت مادران بايستي به طور دقيق معاينه شوند و تحت درمان قرار گيرند .
   معمولا يك يا دو هفته قبل از زايمان به علت پايين آمدن سربچه به داخل ناحيه لگن ، از شدت تنگي نفس كاسته مي شود .
•    12 -ترشحات خوني و لكه بيني
 وقتي زن حامله مي شود ، قاعدگي قطع شده و وجود هرگونه لكه بيني و يا غير طبيعي تلقي مي گردد . يكي از علل شايع لكه بيني و خونريزي در سه ماهه اول حاملگي ، سقط جنين و علايم تهديد به سقط است ، بخصوص اگر با دردهاي شكمي همراه باشد .
•    13 - پارگي پوست شكم
   در پوست ناحيه شكم بسياري از زنان باردار خطوط قرمز رنگي ظاهر مي شود كه بعد از زايمان به رنگ سفيد مايل به نقره اي در مي آيد . كه نشانه پاره شدن پوست است و معمولا از نيمه دوم بارداري شروع به ظاهر شدن مي كنند و در ماههاي آخر زيادتر مي شوند .
پيشگيري
 1 – مصرف متعادل ويتامين ها در دوران بارداري
2 – ماساژ روزانه و مرتب چرب كردن پوست با روغن زيتون و پمادهاي حاوي ويتامين 
•    13 - خارش پوست بدن
   خارش در ناحيه پوست شكم و دست و پا بيشتر از ساير نقاط است كه علت آن ممكن است حساسيت بدن به حاملگي باشد .جهت تسكين خارشها ي معتدل و ملايم پوست ، 1 – گرفتن دوش 2 – پاشيدن پودر در نواحي از بدن كه خارش دارد .
   در مواقع آلرژي ، از خوردن غذاهايي كه حساسيت ايجاد مي كنند مانند : تخم مرغ ، ماهي و ميوه جات مانند : توت فرنگي و گوجه فرنگي و هم چنين ادويه جات پرهيز نمود .
    اگر خارشها وسيع بود براي مداواي اساسي بايد به پزشك مراجعه شود .
•    15 – تكرر ادرار
   فشار رحم بر روي مثانه سبب مي شود كه در ماههاي اول دوران حاملگي تعداد دفعات دفع ادرار زياد مي شود و يا مادر فقط حس دفع ادرار داشته باشد . موقعي كه رحم تغيير وضع داد ، فشار رحم مادر از بين مي رود و ممكن است در آخر دوران حاملگي موقعي كه جنين در پايين لگن مادر قرار گرفت ، دوباره ظاهر مي گردد . علت ديگر آن كار كليه مادر در دوران حاملگي افزايش مي يابد .
   اگر تكرار ادرار مادر توام با سوزش يا علامت ديگري باشد بايد به پزشك متخصص رجوع كرد .
•    علايم مهم و خطرناك دوران بارداري
   زنان حامله ممكن است به طور ناگهاني و يا به تدريج مبتلا به علايمي گردند كه عدم توجه و سهل انگاري در آن موجب مخاطراتي براي مادر يا جنين يا هر دو باشد . در چنين مواردي بايد فورا به متخصص زنان مراجعه شود .
  1 – خونريزي يا خارج شدم مايع آمينوتيك ( مايعي كه جنين در آن شناور است .) از واژن .
  2 – سردرد ، تار شدن ناگهاني ديد و پيدايش سرگيجه
  3 – خيز و ورم صورت يا دست و پا
  4 – درد شكم توام با تهوع و استفراغ يا بدون آن
  5 – پيدايش تب و لرز
 

•   
تعاريف و كليات :
    بهداشت مادر و كودك عبارت از مراقبت هاي بهداشتي فراگير ، پيگير و جدي مادران باردار و شيرده و كودكان است كه اگر به خوبي اجرا شود ، مي تواند ضامن سسلامت و حامي كمال يابي انسان باشد و با حصول دو نتيجه مهم كمي و كيفي ، مارا به هدف پرورش نسلي سالم تر و بهتر نزديك كند .حاصل كمي اجراي اين مراقبت ها ،كاهش ميزان مرگ ومير مادران باردار در ايام حاملگي وهنگام زايمان و مرگ و مير كودكان بوده و برايند كيفي اجراي اين برنامه آن است كه همراه با كاهش اين ميزان ها كيفيت زيستي و رشد بيولوژيكي زنده مانده ها به نحوي همه جانبه و مطلوب افزايش مي يابد .كودكان از مرگ رسته ، به دستيابي توانائي هاي بالقوه جسمي ، رواني و عاطفي خود توفيق مي يابند و از اين راه به كيفيت بازده ملي در زمينه بنيادي و اساسي خود ، يعني نيوري سالم و رشد يافته انساني كمك خواهند كرد .
•    تعريف بهداشت مادر و كودك :
   بهداشت مادر و كودك رشته اي است از بهداشت عمومي كه مراقبت و محافظت كامل از زنان و كودكان را بر عهده دارد .
•    اهداف بهداشت مادر و كودك :
   هدف كلي از برنامه هاي بهداشت مادر و كودك ، تامين و نگهداري سلامت جسمي ، رواني و اجتماعي مادران و كودكان جامعه مي باشد كه از طريق ارائه خدمات بهداشتي ، پزشكي ، تغذيه اي و بهزيستي عمل مي كنند . بعبارت ديگر در بالا بردن سطح بهداشت و بهزيستي مادر و كودك و پرورش استعداد و توانائي آنان براي زندگي بهتر و تطابق كلي و مناسب تر با محيط مؤثر است .
•    دامنه فعاليتهاي بهداشت مادر و كودك :
با توجه به اينكه بهداشت مادر و كودك مراقبت كامل و كافي و مداوم و همه جانبه مادران و كودكان را در طول زندگي و به قولي ديگر ، داستان حمايت از نسلي به نسل ديگر را با هدف پروراندن نسل سالمتر و بهتر در بر مي گيرد ، لذا دامنه فعاليت بسيار گسترده اي دارد كه شامل :
•    ا- مراقبتهاي پيش از ازدواج
   شايد منطقي ترين راه براي ارائه خدمات بهداشت مادر و كودك چنين باشد كه زماني كه دختر و پسر جواني بنابر علائق و دوستي مي خواهند با هم ازدواج كنند خدمات بهداشت مادر و كودك آغاز گردد و آن مشورتهاي پيش از ازدواج با هدف پيشگيري از ازدواج نامناسب چه از نظر اجتماعي و چه از نظر پزشكي است .
   اين اقدامات عبارتنداز :

*   بررسي سوابق اجتماعي ، رواني و خانوادگي داوطلبين ازدواج .
*   معاينات كامل پيش از ازدواج بمنظور پي بردن به ناهنجاريها و      بيماريهاي مختلف ارثي ، اكتسابي قابل درمان و غير قابل درمان .
*   آموزش لازم به زن و مرد و تفهيم اينكه توجيه صلاحيت ازدواج الزاما نبايد توجيه كننده صلاحيت اجتماعي ، اقتصادي و رواني آنان براي مادر شدن يا پدر شدن باشد كه در اينجا نقش خدمات آموزشي و تنظيم خانواده در مراحل پيش از ازدواج و پس از آن روشن مي گردد . يك برنامه مترقي بهداشت خانواده هميشه بايد مراقب حاملگي ها و تولدها باشد كه مسلما تولد هاي خواسته پدر و مادر بهترين تولدهاست . در اين صورت باز هم اهميت فاصله گذاري مناسب بين ازدواجهاي زودرس و اولين تولد و بين تولدهاي پي در پي روشن مي شود و برنامه بهداشت مادران چنين رسالتي را به عهده مي گيرد كه به خاطر سلامت مادر و نوزاد خدمات تنظيم خانواده را نيز ارائه دهد .

•    2- مراقبت هاي دوران بارداري :
   هدف اصلي از اينگونه مراقبتها آن است كه حتي المقدور دوران بارداري بخوبي سپري وبه سلامت پايان پذيرد وازمرگ ومير نوزادان ومادران كه دراثر عوارض حاملگي ممكن است ايجاد گردد تا آنجا كه امكان دارد جلوگيري به عمل آيدوبالاخره ازناراحتيهاي روحي و جسمي دوران حاملگي و زايمان و نيز روزهاي بعد از زايمان كاسته شود .
    اگر چه حاملگي امري است طبيعي ، ولي در اثرتغييرات زيادي در كليه دستگاههاي بدن زن حامله بوجود مي آيد و نه تنها بارداري تغييرات جسمي در مادر ايجاد مي كند بلكه زن از نظر روحي نيز مشمول تغيير و تحول مي شود .احساسات مادر نسبت به خودش ، جنين يا نوزادش و همچنين همسرش تغييرات مهمي هستند كه در جريان حاملگي بايد تحت نظر پزشك متخصص قرار گيرد تا با پيدايش اولين علائم غير عادي اقدامات لازم براي حفظ سلامتي او به عمل آيد .
    مراقبتهاي دوران بارداري بايد با آگاهي بموقع از وضع غير عادي زن باردار و مواظبت كامل او بمنظور كاهش مخاطرات حاملگي و مرگ و مير مادر و جنين ارائه شود . در چنين صورتي با توجه به اينكه بزرگترين علل مرگ و مير مادران در كشور ما ، خونريزي ، عفونت و مسموميت هاي حاملگي است ، بايد زنان باردار تحت مراقبتهاي لازم قرار گيرند كه اين اصول عبارتنداز :
*  تشخيص آبستني .
*  توجه به شرح حال كامل زن باردار از نظر اجتماعي و پزشكي و سوابق زايماني او .
*  معاينه مرتب و مداوم زن باردار . دفعات اين معاينه با توجه به نيروي انساني و تجهيزات پزشكي منطقه و شرايط بهداشتي زن باردار متفاوت است ولي بهر حال علاوه بر يك معاينه كامل در اولين مراجعه ، آزمايشهاي لازم براي كنترل وزن ، فشار خون و ورم پا در تمام دفعات مراجعه زن باردار بايد انجام پذيرد . اين مراقبتها باعث مي شود كه آبستني هاي آسيب پذير را به موقع تشخيص داده و تحت مراقبت دراورد .



    منظور از آبستني آسيب پذير ، آبستني است كه در آن امكان ايجاد مخاطرات حاملگي و تهديد سلامت مادر و نوزاد بيشتر مي باشد بنحوي كه نوزاد احتمال ابتلاي بيشتري به نقايص جسمي ، عقلي و اجتماعي كه مانع رشد و تكامل استعداد و يادگيري طبيعي او مي شود خواهد شد . ريشه اين عوارض ممكن است مربوط به دوره پيش از زايمان و يا زايمان و يا پس از زايمان بوده و عوارض در نتيجه توارث يا محيط نامطلوب كه با هم يا بطور جداگانه تاثير مي نمايند بوجود آيد .
    در مراقبتهاي پيش از زايمان بايد عوامل آسيب پذيري مادر از جنبه هاي مختلف بررسي نموده و خدماتي را كه بتوانند در رفع اين عوامل ، سازنده باشند ارائه نمود .
•    اهم اين عوامل عبارتنداز :
الف : عوامل اجتماعي :
   نظير وضع اقتصادي و اجتماعي نامناسب ، فقر ، آبستني نامشروع ، مشكلات مربوط به ازدواج ، سقط جنين غير قانوني ، كمبود يا فقدان خدمات بهداشت مادر و كودك .
ب : عوامل پزشكي :
    نظير بارداري در سنين كمتر از 16 سال و بالاتر از 35 سال ، متناسب نبودن وزن با سن ( لاغري يا چاقي بيش از حد ) ، سوء تغذيه مادر ، بالا بودن تعداد زايمان ها ، عوارض شديد درزايمانهاي قبلي ،عامل  Rh وناسازگاري آن ، عوارض اوليه آبستني و ناهنجاريهاي بارداري و ساير بيماريهاي مادر .ئئئئئئئئئ

•    مراقبتهاي دوران بارداري از نظر سلامت مادران به شرح زير است :
*  جلوگيري و كاهش عوارض دوران بارداري
* كم كردن عوارض و خطرات زمان زايمان و آماده كردن مادر براي انجام زايمان طبيعي .
* بوجود آوردن حلت جسمي و رواني كامل بمنظور تامين سلامت مادر و تامين احتياجات جنين .
* كاهش ميزانهاي ابتلا و مرگ و مير مادران .
•    اهداف بالا در برگيرنده موارد زير كه در ارتباط با سلامت جنين و نوزادان مي باشد خواهد بود :

* پيشگيري از به دنيا آمدن نوزادان مرده و كاهش در تعداد آنها
* پيشگيري از سقط جنين و در صورت امكان درمان موارد تهديد به سقط .
* كاهش ميزان ناهنجاريها و بيماريها در جنين و نوزادان .
* كاهش ميزان مرگ و مير نوزادان طي دوران بارداري و بهنگام زايمان .
* تامين شرايط رشد و تكامل طبيعي در دوران جنيني ، نوزادي و كودكي .

•    3 – مراقبتهاي دوران زايمان و پس از آن :
•    در غالب كشورهاي پيشرفته ، ميزانهاي مرگ و مير كودكان بدليل مراقبتهاي ويژه بنحو بارزي كاهش شديد داشته است .ولي متاسفانه در اكثر ممالك در حال توسعه ، اغلب زايمانها به شيوه هاي سنتي و بدون توجه و رعايت اصول بهداشتي انجام مي پذيرد .
1- بهبود مراقبتهاي حين زايمان و پس از آن بمنظور پيشگيري از خونريزي ناشي از زايمان و عفونتهاي پس از آن

2- وجود اصول صحيح پرستاري پس از زايمان چه در بيمارستان و چه در منزل

3- توجه به بهداشت شخصي ، استراحت ،خواب ، اجابت مزاج ، وضع ادرار، وضع ترشح دستگاه تناسلي در مادر مواظبت از پستانها و معاينات مرتب پس از زايمان
•    4 - تنظيم خانواده
    اگرچه بدون توجه به بحث هاي ايدئولوژيك كه عده اي طرفدار افزايش جمعيت ، گروهي معتقد به جمعيت ثابت و عده اي طالب كنترل مواليدند ، تنظيم خانواده را اتخاذ يك سياست كلي منطبق بر شرايط اقتصادي و اجتماعي كشور براي رفاه بيشتر افراد جامعه بدانيم ، پيوستگي آن را با بهداشت مادران و اثرات مثبتش را بر كيفيت زيست افراد خانواده بخوبي در مي يابيم .
    در جوامع با باروري و رشد زياد جمعيت كه تعداد افراد كمتر از 15 سال در آنها چشمگير و قابل ملاحظه است ، بيشترين نياز بهداشتي ،  مراقبتهاي مادران و كودكان آنهاست و حجم درمان و مراقبت مورد نياز اطفال و كودكان بمراتب بيش از حجم مورد نياز در افراد جوان و ميانسال مي باشد . چراكه كودكان و اطفال بيشتر در معرض بيماري و مرگ و مير قرار دارند تا افراد جوان و ميانسال . از اينرو نسبت بالاتري از پزشك به جمعيت ، تخت بيمارستاني و ديگر خدمات درماني مورد نياز را طلب مي نمايد .
    در جوامعي كه ميزان باروري بالاست زنان ناگذير حاملگي هاي مكرر وبافواصل كوتاهي دارند . در چنين وضعيتي ميزان ضايعات حاملگي بالا ، ميزان مرگ و مير نوزادان زياد ، فقر غذايي شايع و رشد عقلي و جسمي كودكان اغلب غير عادي است . مادران نه تنها از عوارض و بيماريهاي دوران بارداري و زايمان در رنج هستند بلكه در مقابل عوارض و حوادث عمومي نيز مقاومت كمتري دارند . بدليل درگيري دائم آنها در مراقبت از اطفال متعدد ، آنهم در شرائط نامناسب ، كمتر فرصت بدست مي اورند كه از خدمات بهداشتي – درماني ، اگر هم وجود داشته باشد ، استفاده نمايند .
    حاملگيهاي مكرر با فواصل كوتاه ، خطر سقط و نارس بودن طفل را افزايش مي دهند . علاوه براين ، وقتي شير مادر تنها غذاي طفل باشد وقوع زايمان مجدد با فاصله اي كوتاه از زايمان پيشين ، طفل رادر استفاده از شير مادر مانع شده و وي را مستعد ابتلا به بيماريهاي سوء هاضمه مي سازد .
    بررسي ها نشان داده اند با افزايش بعد خانواده ، هزينه سرانه مواد غذايي كمتر شده و در نتيجه كمبود هاي غذايي و سوء تغذيه شايع خواهد بود . سوء تغذيه اگر چه مستقيما موجب مرگ و مير نمي شود ، ليكن موجب ابتلاء طفل به بيماريهاي عفوني گرديده و مرگ ومير ناشي از آنها را افزايش مي دهد .
    نكته : پايين بودن سطح بهداشت و درمان ناشي از كمبود خدمات بهداشتي – درماني بدليل رشد سريع جمعيت ، بيش از هرچيز سلامت مادر و كودك را تحت تاثير قرار مي دهد . چرا كه اين دو گروه بيش از ديگر گروه هاي جامعه در معرض بيماريهاي مختلف و مرگ ومير ناشي از آنها قرار دارند .
•    5-مراقبت از كودكان در سنين مختلف
   اگر هدف نهايي از خدمات بهداشتي را تامين سلامت اكثريت قريب باتفاق افراد جامعه بدانيم و اين هدف ايده ال را در مقابل اين حقيقت قرار دهيم كه در مناطق كمتر توسعه يافته دنيا ، يك پنجم از جمعيت ، زير 5 سال و دو پنجم زير 14 سال هستند ، متوجه مي شويم كه كودكان اكثريت عظيمي از ميليارها انسان روي زمين را تشكيل مي دهند كه به طور طبيعي نيازمنديهاي بيشتري به خدمات بهداشتي دارند .
   
    نگاهي به جمعيت ايران كه داراي رشد سريعي است نشان مي دهد كه اكثريت جمعيت در گروههاي سني پائين قرار دارند . توجه به اين گروه سني در هر جامعه ، سرمايه گذاري براي آينده مملكت است . بايد دانست كه در بعضي از جوامع ، كودكان بيمار با عمر كوتاه خود كه ناشي از پديده عدم تساوي  انسانها در مقابل سلامت و مرگ است با سنگيني بر دوش اجتماعند و بر عكس كودكان سالم و برخوردار از مزاياي بهداشت و فرهنگ و طول عمر ، بزرگترين سرمايه يك كشورند . بنابراين هرگونه اقدامي در جهت توجه به كودكان ، گامي براي به وجود آوردن مهمترين ساخت و بهترين بافت اجتماعي در آينده است . توجه به رشد و تكامل طبيعي در دوران كودكي بوسيله تغذيه خوب و حمايت بهداشتي ممتد و مداوم ، نمايانگر سرمايه گذاري مؤثر در بهداشت و سلامت آينده آنان است .
•    اهم اقدامات بهداشتي كه تحت پوشش بهداشت مادر و
كودك براي اين گروه سني مي توان انجام داد
•    تامين تغذيه كافي و مناسب
•    محافظت در مقابل عفونتها و بيماريها
•    محافظت در برابر سوانح
•    انجام معاينات دوره اي منظم
•    رفع هرنوع نقص جسماني و رواني در صورتيكه وجود داشته باشد
•    تشخيص زودرس و درمان هر نوع بيماري كه ممكن است كودك به آن مبتلا شود
•    فراهم نمودن محيط رواني و روحي كاملا رضايت بخش براي كودكان
•    تاسيس كلينيك هاي بهداشت كودكان براي حل مشكلات جسماني ، رواني و عاطفي آنان

•    نكته : رسالت بهداشت مادر و كودك تنها پائين آوردن ميزان مرگ و مير اطفال نبوده بلكه مي بايست اين موضوع را نيز در نظر گرفت كه اگر اين ميزان پايين مي آيد چه كسي و با چه كيفيتي زنده مي ماند ؟

•    بعبارت ديگر چگونه خدماتي بايد وجود داشته باشد تا كودك به جميع تواناييهاي جسمي ، عقلي ، رواني و عاطفي خود برسد . در اينجا به اين مفهوم بايد تكيه كنيم كه مبارزه با بيماريهاي واگير گروهي را به اسم  ” از مرگ رستگان ” در جامعه پديد مي اورد و رسالت بعدي بهداشت مادر و كودك اينست كه چگونه اين گروه كثير ” ازمرگ رستگان ” را به افرادي فهيم و توانا تبديل نمايد .
•     6 - مراقبت از كودكان معلول و عقب افتاده
    از آنجا كه كودكان معلول و عقب مانده حق دارند به همان اندازه كه يك كودك سالم و باهوش از زندگي لذت مي برد ، شاد باشد و از زندگي خود لذت ببرد ، بدين جهت لازم است با اقدامات بهداشتي و درماني لازم و برنامه ريزي هاي آگاهانه و اجراي پي در پي آنه ، اينگونه كودكان را به زندگي اميدوار ساخت تا آنان احساس كنند كه مورد علاقه اجتماعند و احتياجاتشان توسط جامعه شناخته شده است ، زيرا لازمه وجودي يك جامعه خوب آنست كه درك آگاهانه اي از مشكلات اين قبيل كودكان داشته و از آنها در همه جا حمايت كرده و در رفع معلوليت و عقب ماندگيشان كوشا باشد كه سهم اقدامات بهداشت مادر و كودك در اين زمينه نيز درخور توجه است .
•    فلسفه ضرورت خدمات بهداشت مادر و كودك
•    بعدعلمي

•    بعد آماري

•    بعد اجرايي
الف – بعدعلمي :
  براساس مباني كلي بهداشت و اصول شناخته شده پيشگيري از بيماريها .  باتوجه به مباني كلي بهداشت كه عبارت از اجراي مسائلي غير درماني ، تكيه بر اصل رفتارپذيري انسان در بوجود اوردن باورها و عادات بهداشتي و فراهم كردن شرايط مناسب محيط زيست انساني است ، اصل اساسي در مراقبتهاي بهداشتي مادر و كودك بكارگيري عوامل و توجه مسائلي است كه زمينه ايجاد دو جريان را بنحو زير فراهم مي سازد :
    جريان حركت مطلوب رشد و تكامل انسان از آغاز زندگي تا پايان كودكي كه در آن مهم ترين سير منحني رشدي ، بخصوص تكامل مغز صورت مي گيرد .
    جريان حركت زيستي اجتماعي انسان كه با تامين عوامل مؤثر بر رشد و تكامل افراد يك نسل ، زمينه بهبود رشد و پيشرفت نسلهاي بعدي فراهم مي شود .
ب – بعد آماري:
  براساس اختلاف ميزانهاي آمار حياتي حاصل از اجراي فعال يا غير فعال برنامه در كشورهاي مختلف .
   در اين زمينه با مقايسه آمار كمترين و بيشترين ميزان مرگ ومير مادران باردار ، نوزادان و كودكان كشورهاي مختلفي كه خدمات بهداشت مادر و كودك در آنها با ويژگيهاي جدي بودن يا نبودن ، فراگير بودن يا نبودن و مستمر بودن يا نبودن به اجرا گذاشته مي شود ، مي توان به روشني نقش ارزنده اين خدمات بهداشتي را دريافت .
ج – بعد اجرايي :

   
   مي دانيم كه يكي از شرايط مهم و اساسي در اجراي خدمات مختلف بهداشتي آنست كه هرچه بيشتر با عوامل مختلفي كه مي توان آنها را " معيارهاي انتخاب اولويت" ناميد هماهنگ باشد و مي بينيم خدمات بهداشت مادر و كودك به حد كمال از اين ويژگيها برخوردار است .

•    برخي از معيارهاي انتخاب اولويت عبارتند از :
1 – كثرت يا كميت افراد برخوردار شونده از خدمات .
2 – كيفيت حياتي يا آسيب پذير جمعيت تحت پوشش خدمات .
3 – اثرات آني و آتي حاصل از اجراي خدمات .
4 – استفاده هر چه بيشتراز خودياري مردم در پيشبرد برنامه و اجراي خدمات .
5 – پايداري خدمات عرضه شده بدون نياز به سازمان حفظ و حمايت مستمر.
 6– تنوع و سهولت عرضه خدمات .
    
با توجه به اين ابعاد در مي يابيم كه اجراي برنامه هاي بهداشت مادر و كودك مي تواند ارتقاء دهنده ، پيشگيري كننده و توانبخش باشد و از اين جهت بايد هر چه بيشتر و جدي تر ، به بسط و گسترش مراقبتهاي بهداشتي مادر و كودك توجه شود . چون نگاه نگران يك كودك معصوم سخت تكان دهنده است و امتداد خط اين نگاه به آينده ختم مي شود . چرا كه عدم توجه و مراقبتهاي بهداشتي لازم از كودكان مي تواند به عنوان عامل بسيار مهم در ايجاد يك حلقه معيوب بين رشد نامناسب يك نسل و بوجود آمدن نسلهاي ناسالم بعدي دخالت نمايد .

•    مسايل و مشكلات خدمات بهداشت مادر و كودك
•    عواملي كه موجب كندي حركات بهداشتي كشورهاي در حال توسعه بويژه جهان سوم دخالت دارند كه غالبا ناشي از فقر اقتصادي و عدم برخورداري از دانش و تكنولوژي پيشرفته مي باشد عبارتنداز :
•    دولتها مسائل بهداشتي مردم فقير را كه ضمنا آسيب پذيرترين اقشار مردم نيز مي باشند جدي نگرفته و بنحو كامل به اجرا نمي گذارند .
•    ارگانهاي ارتباط جمعي در زمينه آموزش بهداشت عمومي فعاليت پيگيري ندارند .
•    براي بالا بردن توان اقتصادي خانواده هاي فقير كوشش جدي صورت نمي گيرد .
•    برنامه هاي بهداشت و تنظيم خانواده با دقت به اجرا گذاشته نمي شود .
•    دانشكده هاي پزشكي ، آموزش بهداشت و زمينه هاي دروس بهداشتي را كم ارج و كم محتوا برنامه ريزي و طراحي نموده و با جديت اجرا نمي كنند .
•    كلينيكهاي بهداشتي ، پرسنل ورزيده و تحصيل كرده كافي نداشته و امكانات خدماتي آنان نيز بسيار ناچيز است .
•    كارائي و وسعت طيف تستهاي مختلف براي كنترل ، ارزيابي و پيگيري و يافتن عوارض مختلف و ناهنجاريهاي زمان كودكي در اين كشورها ضعيف بوده و بنحو مؤثر عمل نمي نمايند .
•    عدم تعادل كمي و كيفي بين رده هاي مختلف نيروي انساني ، توزيع نامناسب نيروهاي خدمات بهداشتي درماني در سطح كشور و فقدان امكانات فراگير سرپايي و بيمارستاني در مقايسه با جوامع پيشرفته ، عميقا به چشم مي خورد .
•    بالاخره به سيستم درمان خصوصي و مطب داري مي توان اشاره نمود كه در كشورهاي پيشرفته بيشتر به صورت درمان اصولي بوده ليكن در حال توسعه بويژه جهان سوم غالبا به شكل درمان علامتي و مصرف داروهاي بي هدف انجام مي گير د.
•    3 - تغذيه مادر
•    تمام احتياجات جنين از طريق مادر براورده مي شود . تغذيه ناكافي هم براي مادر و هم براي جنين خطرناك است و باعث مي شود جنين احتياجات خود را از طريق برداشت از عضله و استخوان براورده كند .
•    اگر تغذيه كافي نباشد باعث سقط جنين و يا نارس بودن جنين ويا متولد شدن كودك با وزن كم و اختلالات عصبي و مغزي مي شود . 

•    غذاهايي كه در طبيعت پيدا مي شود انواع مختلفي دارد اما آنهايي كه مورد نياز انسانها هستند شامل :
1 – مواد قندي و هيدراتهاي كربن
2 – چربي ها
3 – پروتئين ها
4 – مواد معدني ( املاح )
5 – ويتامين ها

•    مواد قندي :
•    بخش اعظم انرژي موادغذايي كه بشرمصرف ميكندازهمين دسته تامين مي شود. و چون ارزان قيمت است و تنوع زيادي هم دارد و راحت در دسترس مردم قرار مي گيرد .
•    هر فرد در روز حداقل100 گرم مواد قندي بايد مصرف كند . 
•    منابع مواد قندي : قند،شكر،عسل ،ميوه هاي شيرين ،گندم ،برنج ،ذرت ،جو ،حبوبات ،كشمش ،سيب زميني ،هويج ،چغندر و...
•    چربي ها :
الف : چربي هاي گياهي
ب : چربي هاي حيواني
   چربي ها مهمترين منبع انرژي هستند چرا كه يك گرم قند 4 تا 4.5 كيلو كالري انرژي آزاد مي كنند اما يك گرم روغن 9 كيلو كالري انرژي توليد مي كنند .
   منابع چربيها :روغن هاي كنجد ،زيتون ،ذرت ،آفتابگردان و...
•    پروتئين ها :
•    تامين كننده رشد و نگهداري بافت ها و شركت در ساختمان آنزيم ها و هورمونهاي بدن مي باشد .
منابع پروتئين ها :
گوشت ،تخم مرغ ،شير،ماهي ،ماست ،ودانه هايي مثل :گردو،بادام و...


•    كمبود پروتئين باعث بيماري كواشيوركور مي شود و همچنين اين افراد در برابر عفونت مقاومت كمي دارند . و اغلب  خستگي شديد دارند .
•    مواد معدني :


ازنظركميت حجمش كم ولي خيلي  با اهميت است .
منابع موادمعدني :كلسيم ،يد،پتاسيم ،منيزيم ،آهن و...
•    ويتامين ها :
•    اگرچه تامين كننده انرژي نيستندامابراي رشدوبقاي طبيعي بدن مورداستفاده قرار مي گيرد
•    زمينه هاي دخالت ويتامين ها :1-توليد مثل 2-حفظ سلامتي بدن 3- رشد
•    مصرف ويتامين ها :
•    مصرف بيش از حد ويتامين براي جنين مضر است . مثلا مصرف زياد ويتامين Aو Dدر دوران بارداري بر روي جنين مي تواند باعث شكاف كام ، ضايعات چشمي ، عصبي ، كليوي ، چسبندگي انگشتان ، ناهنجاريهايي در دريچه قلب و كند ذهني .
•    آسپرين كه داروي خوبي است مي تواند باعث ناهنجاريهايي مثل شكاف كام ، مرگ نوزاد در روزهاي اول زندگي و يرقان شود .
•    نكته : بچه هايي كه مادرانشان داروي مسكن مصرف مي كنند نسبت به بچه هاي ديگر توجهشان به محيط كمتر و فعاليت هاي مغزشان در روزهاي اول كندتر است .
•    بنابراين دستور كلي اين است كه در دوران بارداري به خصوص هفته ها و ماه هاي اول بارداري از مصرف هرگونه دارويي بدون تجويز پزشك خودداري شود . 
•    4 - داروها :
•    داروها مثل شمشيردولبه هستندكه يك لبه آن زندگي بهتر وسالمتر انسان راتسهيل ميكند و لبه ديگرسلامت انسان رابه خطرمي اندازد. بي ترديدجنينكه خودكمترين اختياري درمصرف ياعدم مصرف دارو ندارد ممكن است بيشترين آسيب راازلبه عارضه زاي آن دريافت كند.
•    تاثير داروها :
•    الف ) تاثير مستقيم : دارومستقيما وارد بدن جنين مي شود وبه صورت نابهنجاري دراندام هاويااختلالات عصبي بروز مي كند.
•    ب ) تاثير غيرمستقيم : در اين حالت دارو ازطريق اثربرديناميسم جفت ،فعاليت رحم ،تاثير برمتابليسم بدن مادر وتغييردرفعاليت قلبي عروقي وياتنفسي وي مي تواندموجب اختلال تغذيه واكسيژن گيري جنين رافراهم كند
•    داروهايي كه براي افسردگي استفاده ميشود ازقبيل ايمي پيرامين ونورتريژتيلين باعث ناهنجاري دراندام ها ،صورت وبرروي سيستم عصبي مركزي واستخواني جنين تاثيرگذار مي باشد. داروهاي ضد سرطان مي تواندناهنجاري هاي مختلفي رابراي جنين به وجودآورد.
•    مصرف كورتيكواستروئيدها ممكن است موجب مرگ جنين ،شكاف كام ،آنانسفالي،خفگي پس ازتولد،كم وزني نوزاد،سندرم داون ونابهنجاري هاي قلبي وغددفوق كليوي شود
•    تالوميد كه مصرف آن درآبستني ممنوع شده است به عنوان يك داروي آرامبخش تاثيرات سوء زيادي روي نموجسماني جنين داشته است مثلا فقدان استخوان هاي ران وبازو
•    5 - عامل Rh و ناسازگاري خون مادر و جنين
افرادي كه داراي Rh هستند ، در گلبولهاي قرمز خونشان ماده اي دارند كه در برابر سرم خاصي باعث انعقاد خونشان مي شود . برعكس افرادي كه داراي عامل Rh منفي هستند اين ماده را در خون خود ندارند .
بنابراين براي افرادي كه خونشان داراي Rh مي باشد اصطلاح Rh مثبت و كساني كه خونشان فاقد عامل است اصطلاح Rh منفي را بكار مي برند .
•    گروه هاي خوني :
•    بر اساس وجود يا عدم وجود آنتي ژن A و B تشكيل شده اند .
    كسي كه آنتي ژن A دارد : A
    كسي كه آنتي ژن B دارد :B
    كسي كه آنتي ژن A وB دارد :AB
    كسي كه آنتي ژن ندارد : O
و هر كدام از اينها مثبت و منفي دارند .
 بدن مادر در برابر آنتي ژن واكنش نشان مي دهد كه اگر خودي باشد واكنشي نشان نمي دهد ولي اگر غيرخودي باشد واكنش نشان داده و برعليه آن آنتي بادي توليد مي كند .
اگر به كسيكه آنتي ژن A دارد آنتي ژن B تزريق كنيم چون براي بدن ناشناس است آنتي بادي توليد مي كند و ايجاد ناسازگاري مي كند .
•    ناسازگاري خون مادر و جنين نيز از اين امر مستثني نيست و اين اختلال هنگامي رخ مي دهد كه گلبولهاي قرمز جنين داراي آنتي ژن A و يا B بوده و در عين حال در پلاسماي خون مادر آنتي كور ضد A و B وجود دارد . به بيان ديگر هرگاه آنتي ژن هاي A و يا B جنين به مادر منتقل شود ، مادر آنها را به عنوان جسم خارجي نگريسته و آنتي كورهاي ضد A و يا B ضد را ترشح مي نمايد كه اين آنتي كورها از راه جفت به جنين رسيده و در تركيب با آنتي ژن هاي موجود در پوسته گلبولهاي قرمز جنين ، آنها را هموليز و در نتيجه بسياري از نوزادان به علت از بين رفتگي گلبولهاي قرمز خون ، با زردي و يرقان به دنيا مي آيند . ناسازگاري تقريبا در حالتي اتفاق مي افتد كه گروه خوني جنين A يا B بوده و مادر از گروه خوني O باشد .
•    6 – پرتوهاي راديو اكتيو :
در ماه هاي اول مي توانند بر روي جنين تاثيرگذار باشند و ناهنجاريهايي مثل ضايعات چشمي ، اختلالات عصبي و عقب افتادگي هاي ذهني . پرتوهايي مثل اشعه X
•    7 – مشروبات الكلي :
•    بعضي از دانشمندان معتقدند كه دوران جنيني مي تواند به اندازه كل دوره زندگي انسان خطرناك باشد پس مادران بايد خيلي مراقب باشند . اگر مادري به الكل اعتياد داشته باشد ؛ بچه را در معرض خطر نارسايي قلبي ، ضعف عمومي ، ناهنجاريهاي حسي و حركتي كه سندرم الكلي جنين را پايه ريزي مي كند . مصرف سيگار باعث سقط خودبخودي جنين مي شود . 

•    8 – مواد مخدر :
مادراني كه در دوران بارداري معتاد به مواد مخدر باشند بچه هايشان نارس و كم وزن به دنيا مي آيند .
•    9 – سن مادر :
سن مادر در سلامتي جنين تاثير دارد . بررسي شده درصد مرگ و مير نوزادان در مادران زير 20 سال و بالاي 35 سال بيشتر از كساني است كه بين اين سنين است .اگر مادري در سنين پرخطر بچه دار شود ، نوزاد او خطر مرگ در نوزادي و ناقص بودنش زياد است .
•    10 – ضربه و عوامل مكانيكي :
از ورزش هاي سنگين و مسافرت هايي كه احتمال تصادف دارد بايد خودداري شود چون موجب سقط جنين مي شود .
•    11 – وضعيت روحي و عاطفي مادر :
در زمان بارداري وضعيت روحي از چند جهت مهم است . مهمترين مسئله اينست كه فرزندش سالم باشد و محيط خانواده بايد براي ادامه حياط و بارداري مادر مناسب باشد كه مادر از نظر روحي مشكلي نداشته باشد .
 
   بررسي ها نشان ميدهد كه حالت روحي مادر مثل ترس ، نگراني و اضطراب دستگاه عصبي مادر را تحت تاثير قرار مي دهد و يك سري مواد شيميايي از طريق خون مادر ترشح مي شود و وارد خون جنين مي شود و رشد جنين را تحت تاثير قرار مي دهد . و عوارض بعدي آن مثل اينكه بچه خوب غذا نمي خورد ، بي خوابي هاي شبانه ، نفخ و دل درد ، گريه هاي مستمر و ... پس بايد سعي شود كه محيط خانواده از همه نظر براي بارداري مهيا باشد .
•    تغذیه مادر وکودک
•    تقسیم بندی مواد غذایی :
•    1- هیدراتهای کربن یا موادقندی

•    این مواد از 3 عنصرکربن ،هیدروزن واکسیزن تشکیل شده اند بخش اعظم انرژي موادغذايي كه بشرمصرف ميكندازهمين دسته تامين مي شود. و چون ارزان قيمت است و تنوع زيادي هم دارد و راحت در دسترس مردم قرار مي گيرد .

•   

•    اختلالات ناشی ازسوخت ساز کربوهیدراتها

•    درشخص سالم مقدارقندخون درحالت ناشتا درحدود 80تا یکصد میلی گرم در 100میلی لیتر خون است .نیم تا یک ساعت پس ازصرف غذای حاوی هیدراتهای کربن ،قند خون افزایش می یابد وممکن است حداکثر به 160 الی 170 میلی گرم در یکصد میلی لیتر برسد
•    بیماری قند از رایج ترین اشکالات است دراین بیماری هورمون انسولین که جهت ورود گلوکز به داخل سلول لازم است وجود ندارد ویا کم است بنابراین سلول نمی تواند گلوکز را از جریان خون به میزان طبیعی بردارد و مورد استفاده قرار دهد .این امر سبب افزایش گلوکز در خون می گردد واگر این مقدار به بیش از 160 میلی گرم در یکصد میلی لیتر برسد ،گلوکز از راه ادرار دفع می شود .
•    وجود گلوکز در ادرار دلالت بر امکان بیماری قند می کند ودر این صورت کربوهیدرات مصرفی می بایستی تنظیم شود تا مانع تغییر میزان آن درخون گردد.  
•    بیماری دیابت با نشانه هایی چون پرخوری ،پرنوشی وپرادراری وبا علایم افزایش قند خون وپیدایش قند وبالاخره استون در ادرار همراه است .
•    کاهش قند خون که در نتیجه گرسنگی طولانی یا پس از تزریق مقدار زیادی انسولین ویا برخی بیماریهای غدد مترشح داخلی ممکن است بروز نماید که با علایمی چون ضعف عمومی وبیحالی ودر موارد شدید با حالت اغماء همراه است


•    2- چربیها

•    براساس توصیه شورای تحقیقات جهانی تغذیه,لازم است 20 تا 25 درصد کالری در غذای روزانه به وسیله چربی ها تامین گردد . همچنین به منظور حفظ سلامت بدن بهتر است مقدار چربیها ی اشباع نشده بیش از چربیهای اشباع شده انتخاب و مصرف گردد . روغنهای مایع نظیر روغن زیتون ، ذرت و افتابگردان حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع بیشتری هستند.   
•    اختلالات ناشی ازسوخت ساز چربیها

•    افزایش چربی خون :
•    افزایش چربی خون عبارت است ازافزایش غلظت چربیهای سرم خون است 

•    تصلب شرابین
•    عارضه ای است که با تغییرات استحاله ای لایه داخلی شریانها همراه است در این عارضه مواد چربی در دیواره داخلی شریانها رسوب می کنند
•    چاقی
•    چاقی به معنی ذخیره شدن چربی اضافی دربدن است اگر مقدار غذایی که خورده می شود بیشتر از میزانی باشد که بدن برای ایجاد انرزی موردنیاز خود مصرف می کند، غذای اضافی بصورت چربی در بافت چربی ذخیره می شود ومنجر به چاقی می شود
•    و ممکن است فشارهای  روحی روانی نیز باعث چاقی شود
•    3- پروتئین ها

•    نقش پروتئین ها در تامین رشد ونگهداری بافتها ،تنظیم موازنه آب ،نگهداری  PHخون وشرکت در ساختمان آنزیمها ،برخی از هورمون ها وپادتنها حائز اهمیت فوق العاده است .
•    رقم 8/0 گرم پروتئین به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن در افراد بالغ را می توان به عنوان حدود تقریبی در نظر گرفت .
•    اختلالات ناشی از سوخت وساز پروتئین ها

•    بیماری فنیل کتونوریا از مهمترین آنها به شمار می رود بعضی نوزادان به طور مادر زادی قادر به تولید آنزیم های لازم جهت متابولیسم فنیل آلانین نمی باشند .
•    بیماری هموسیستین اوریا نیز از فراوانترین اختلالات مادرزادی است در این بیماری آنزیم متیوناز (وابسته به ویتامین B6 است )وجود ندارد وبا عقب افتادگی ذهنی ،اسکلت غیر عادی واشکالات بینائی همراه است
•    اختلالات ناشی از کمبود پروتئین

•    از اختلالات اساسی تغذیه ای که در نتیجه کمبود مواد پروتئینی در بدن بروز می نماید کوارشیورکور وماراسموس قابل ذکرند .در کواشیورکور با وجود کمبود کالری کافی در رژیم اما ماراسموس حالتی است که به موارد کمبود کالری که غالبا با کمبود پروتئین نیز همراه است اطلاق می شود .

•    نشانه های اولیه کمبود پروتئین عبارتند از کاهش وزن بدن ، وقفه در نمو ،خستگی وبیحالی ،تحریک پذیری ،تاخیر در التیام زخم ،کاهش مقاومت در برابر عفونت وتشنجات مداوم عضلانی ، در اثر ادلمه کمبود پروتئین اختلالات دیگری چون ورم ، بی کفایتی کبد ، کاهش غلظتروتئین های خون ،کمخونی ،ورقه ورقه شدن پوست ،تغییر رنگ موها وریزش آنها نیز ظاهر می شود .
•    4- مواد معدنی

•    این گروه از مواد غذایی شامل تعداد ی عناصر غذایی می باشند که به صورت املاح معدنی در غذای انسان وجود دارد مواد معدنی عبارتند از : کلسیم ، فسفر ، پتاسیم ، گوگرد ، سدیم ، کلر ، منیزیم ، آهن ، روی ، مس ، منگنز ، ید ، کروم ، فلوئور ، کلبات ، مولیبدنیوم ، سلنیوم
•    اهم وظایف برخی از مواد معدنی مهم در بدن انسان به شرح زیر است :
•    کلسیم : شرکت در ساختمان دندان واستخوان ها ، تنظیم آهنگ وریتم طبیعی ضربان قلب ، کنترل تحریک پذیری عصبی وعضلانی .مهمترین نشانه های کمبود کلسیم عبارت از نرمی استخوانی به شکل راشی تیسم ،پوک استخوانی وهیپوکلسیمی می باشد .
•    منابع کلسیم : زرده تخم مرغ ، حبوبات ، غلات ، گردو، انواع کلم ها ومارچوبه و...

•    فسفر : این عنصر مانند کلسیم در ساختمان دندانها واستخوان ها وارد می شود به علت توزیع زیاد فسفر در غذاهای مختلف دلیلی مبنی بر کمبود فسفروجود ندارد کمبود ممکنست در افرادیکه مقاذیر زیادی آنتی اسید مصرف می کنند مشاهده شود .
•    منابع فسفر : گوشت ،ماهی ، طیوروتخم مرغ و...
  پتاسیم  : تحریک پذیری عصبی وعضلانی را کنترل وتنظیم می نماید . به علت وفور زیاد پتاسیم در غذاهای مختلف دلیلی مبنی بر کمبود پتاسیم وجود ندارد اما در شرایط محرومیت کامل غذایی ،ضایعات شدید بافتی مانند سوختگی های شدید وبیماری کلیوی ،ضعف شدید عضلانی
  منابع پتاسیم: گوشت ،ماهی ،غلات ، میوه وسبزیجات و...
•    آهن : در ساختمان هموگلوبین وبیسیاری از آنزیمهای موثر در تنفس سلولی شرکت دارد بدین جهت عنصر آهن نامبرده درانتقال اکسیزن بوسیله هموگلبین ویا ذخیره آن وتنفس سلولی نقش مهمی ایفاء مینماید.
•    کمبود این عنصر انسان را مبتلا به نوعی کم خونی می کند که با علایمی چون رنگ پریدگی ، ضعف ، کوتاهی دفعات تنفسی ، بی اشتهای وکاهش نسبت اعمال حیاتی بدن  مشخص می گردد .
•    منابع آهن : جگر ، گوشت ، زرده تخم مرغ ، غلات ، سبزیها واسفناج

•    ید : از اجزای متشکله هورمون تیروکسین است که این هورمون از نظر تنظیم نسبت تبادلات مربوط به انرزی در بدن ، رشد وتکامل ومتابلیسم بسیاری از عوامل مغذی وظایف مهمی را بعهده دارد اغلب در میان شیر خوارانی که مادرانشان در دوران نوجوانی وحاملگی ید کمی مصرف کرده اند وهمچنین در نواحی که گواتر اندمیک وجود دارد زندگی کرده اند بیماری کرتینیسم مشاهده می شود این کودکان از هیپوتیروئیدیسم رنج می برند ، از نظر فیزیکی کوتاه قد بوده وبه عقب ماندگی ذهنی نیز مبتلا می باشند .
•    افزایش فعالیت غده تیروئید نیز موجب بروز بیماری گواتراگزوفتالمیک می گردد که افزایش نسبت متابلیسم پایه ای ، عدم تحمل نسبت به گرما ، کاهش وزن ، تحریک پذیری وعصبانیت ، لرزش دست وبیرون زدن کره چشم از نشانه های این بیماری است 
•    منابع ید : غذاهای دریایی ونمک هایی که به آن ید یا ترکیبات آن اضافه شده باشد
5- ویتامین ها :
ویتامین ها گروهی از ترکیبات آلی هستند که اگر چه در تولید انرزی ویا سازندگی بافتها بطور مستقیم وبخودی خود نقشی بعهده ندارند اما بمقدار جزئی برای رشد وبقای طبیعی بدن مورد نیاز است
•    نقش ویتامین ها در بدن :
  1  - رشد
 2 - تولید مثل
 3 - حفظ سلامتی بدن
 4- تغذیه عادی یا نرمال برای آزاد ساختن انرزی متابولیسم ذخائر انرزی در بدن ، متابلیسم اسیدهای آمینه ، اسیدهای چرب ومواد معدنی
 5- فعالیت طبیعی دستگاه گوارش 6- واکنشهای عصبی وروانی
 6- مقاومت در برابر عفونت ها
•    ویتامین ها بر حسب آنکه در چربی یا آب محلول باشند به دو دسته تقسیم می شوند :
•    ویتامین های محلول در چربی : ویتامین های A،D،E،K
•    ویتامین های محلول در آب : ویتامین های گروه B1 ) B، B2 ، B6 ،B12 ، PP،اسید فولیک ، اسید پنتوتنیک ، بیوتین ) و ویتامین C

•    ویتامین A :
•    از نقش های مهمش دخالت در توانایی دید انسان بخصوص در تاریکی ، دخالت در سلامت پوست وجلوگیری از خشک شدن پوست و رشد استخوان

 عوارض کمبود ویتامین A:
1- بالا رفتن میزان عفونت ها دربدن
2- سوء تغذیه
3- خشکی چشم
4-شب کوری
مصرف زیاد ویتامین Aنیز برای بدن مضر است به طوری که باعث خشکی پوست ریزش مو ، مسمومیت کبدی وحتی منجر به مرگ می شود

•    مهمترین منابع غذایی ویتامین A : شیر ، پنیر ، کره ، زرده تخم مرغ ، روغن کبد انواع ماهی ها ، ویا پیش ساز ویتامین A (کاروتن ) وارد بدن می شود وبعد تبدیل Aمی شود مثل کاهو ، سبزی ، آلو، طالبی ، هویج ، گوجه فرنگی ، ذرت ، کدو ، سیب زمینی ، زردآلو 

•    ویتامین  :Dاین ویتامین عامل آنتی راشیتیک (ضد نرمی استخوان ها ) بوده واز طریق افزایش جذب کلسیم وفسفر ، به تامین رشد طبیعی استخوان ها واعضاءبدن کمک می نماید 
   در صورت عدم تامین احتیاجات بدن از نظر ویتامین D بیماری  نرم استخوانی بروز می نماید که در کودکان به راشیتیسم ودر بزرگسالان به استئو مالاسی معروف است .

   مصرف زیاد ویتامین  D باعث ضعف ، بی اشتهایی ، سردرد وتهوع ، اسهال واستفراغ ودر مراحل پیشرفته تر باعث اختلال در اعمال کلیوی می شود .

•    منابع مهم ویتامین : D ویتامین D مورد نیاز بدن از دو راه تابش مستقیم نور آفتاب ومنابع غذایی تامین می گردد از نظر منابع غذایی در کره ، شیر، پنیر ، تخم مرغ ،وجگر یافت می شود واز همه مهمتر در روغن کبد ماهی وجود دارد .
•    ویتامین : E به عنوان جزء کامل کننده در ساختمان غشاء سلولی به کار می رود واز طرفی به عنوان آنتی اکسیدان موجب محدودیت یا جلوگیری از پراکسیداسیون چربیها می شود. در انسان محرومیت طولانی این ویتامین همولیز را افزایش می دهد یعنی سلول ها گلبول های خونی اش را از دست می دهد ودیگر حالت خونی ندارد وحالت مایع می شود
•    کمبود ویتامین E می تواند عاملی برای کم خونی ، خشکی پوست ضمنا مصرف بیش از حد این ویتامین در مواردی باعث ناراحتی های گوارشی گردیده است .
•    منابع مهم ویتامین :E روغن های نباتی از قبیل ذرت ، بادام کوهی ، سویا ،پنبه دانه ،افتاب گردان و جوانه گندم

•    ویتامین K : وجود این ویتامین در بدن برای تولید فاکتور های انعقاد خون بیار ضروری بوده و در صورت کمبود ان زمان انعقاد خون و پیدایش لخته دچار تاخیر میگردد .
•    منابع مهم ويتامين K : برگ تازه سبزيها مثل كلم ، كاهو ، اسفناج  




•    ويتامين هاي محلول در آب :
گروه B :
•    B1 : نقش ويتامين B1 در بدن ، دخالت در متابوليسم كربوهيدراتها
 كمبود ويتامين B1 موجب ناراحتيهاي مغزي و عصبي مي شود .
علائم كمبود ويتامين B1 : ازدست دادن اشتها ، شلي عضلات ، افسردگي و تغييرات عصبي
بيماري كه به دنبال كمبود ويتامين B1 است بربري ناميده مي شود كه علائم آن به صورت ضعف در دست و پا و علائم عصبي ظاهر مي شود .
ويتامين B2 : نقش ويتامين B2 در تكثير سلول ها ، تشكيل گلبولهاي قرمز خون ، متابوليسم اسييد هاي چرب و تاثير بر تنظيم فعاليت غده تيروئيد است .
عوارضي كه در اثر كمبود ويتامين B2 ايجاد مي شود : ترك گوشه دهان ، زخمي كه درلبها ايجاد مي شود ، خشكي و تجمع چربي در پوست ، زبان قرمز و شكاف دار ، اختلالات گوارشي ، ترس از نور ، ريزش اشك ، احساس خشكي  و خارش چشم
منابع ويتامين B2 : جگر ، دل و قلوه ، شير و پنير ، گوشت ، تخم مرغ و سبزيجات 
ويتامين  B6به عنوان مكمل در ساختمان اسيدهاي آمينه و در متابوليسم اسيدهاي چرب نقش دارد .

كمبود ويتامين  B6باعث كاهش رشد ، تشنج ، كم خوني و ضايعات پوستي مي شود .

منابع ويتامين B6 : جگر ، گوشت ، بادام زميني ، زرده تخم مرغ ، شير ، غلات سبوس دار و ماهي
ويتامين B12براي رشد طبيعي بدن و سلامت بافت هاي عصبي و تشكيل خون ضروري است .

كمبود ويتامين B12 موجب كم خوني شديد و كشنده مي شود .
افراديكه رژيم غذاييشان گياه خواري است بيشتر دچار كمبود اين ويتامين مي شوند

تنها غذاهاي حيواني داراي ويتامين B12 هستند .

منابع ويتامين B12 : جگر ، گوشت ، قلوه ، ماهي ، تخم مرغ ، شير و پنير 
•    ويتامين Cنقش آن در توليد رشته هاي كولاژن براي رباطها و تاندونها و عضلات است و به جذب آهن كمك مي كند و مقاومت بدن را در مقابل بيماريها افزايش مي دهد .

از علائم كمبود ويتامين C خستگي و ضعف ، بي حالي ، گرفتگي عضلات ، درد استخوان ، درد و ورم مفاصل ، تاخير در بهبود زخم ها ، تورم و خونريزي از لثه  كه در مجموع به اين بيماري اسكوربوت گويند .

منابع ويتامين C : مركبات ، سبزيجات برگ سبز، گوجه ، گيلاس و غذاهاي حيواني 


•    تغذيه نوزدان و شيرخواران
   تامين و حفظ سلامت نوزادان و شيرخواران و ايجاد شرايط لازم جهت ادامه رشد و تكامل مطلوب در آنان ، از مسايل بسيار اساسي است كه نقش تغذيه ، غيرقابل انكار مي باشد .
•    تغذيه نوزادان و شيرخواران با شير مادر
   تغذيه يكي از مهمترين وظايف مادر نسبت به فرزند خويش است و طبيعي ترين غذا براي نوزاد ، شير مادر است . برتري شير مادر نسبت به ساير شيرها ، تنها از نظر تركيب و مقدار مواد غذايي نيست بلكه آب حياتي است با اثرات عاطفي و رواني فراوان و حاوي فاكتورها و مواد مصونيت بخش بيشمار .
   احساس صميميت بين مادر و فرزند و مبادله مهر مادري و فرزندي و احساس عاطفي و رواني در موقع تغذيه با شير مادر به نحو بارزي در طرفين تجلي مي يابد .
•    نظر اسلام درباره تغذيه با شير مادر
  در رواياتي كه از اهل بيت به ما رسيده ، در همه موارد بر تغذيه با شير مادر تاكيد شده است . در قران مجيد در سوره بقره قسمتي از آيه 232 آمده است ‹مادران بايد فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند ، براي كسانيكه بخواهند دوران شيرخوارگي را تمام كنند . › در سوره طلاق آيه 6 مي فرمايد ‹ در مورد زنهايي كه طلاقشان داده ايد چناچه بچه هايتان را برايتان شير مي دهند ، مزدشان را بدهيد ، با آنها به عدل رفتار نمائيد و اگر شير دادن برايشان دشوار است ، زن ديگري را دايه فرزند خود بگيريد .›
حضرت محمد پيشواي بزرگ بشريت مي فرمايند : ‹ آيا خشنود نيستيد وقتي يكي از شما از شوهرش آبستن است و شوهرش خشنود است ، ثواب كسي را دارد كه روز ، روزه بدارد و شب براي عبادت به پاخيزد . هنگاميكه زايمان كند ، هر جرعه اي كه از شير او درايد و هر دفعه كه پستان او مكيده شود براي هر جرعه شير و هر مكيده شدن ثوابي دارد و اگر براي مراقبت از طفل خود ، شبي بيدار ماند پاداش او همان است كه هفتاد بنده را در راه خدا آزاد كرده است . ›  
•    مزاياي تغذيه با شير مادر
 مزاياي شير مادر را از ابعاد مختلفي كه به كودك ، مادر و مزاياي اجتماعي – اقتصادي مربوط مي گردند .
•    مزاياي مربوط به كودك
 1 – شير مادر تا پايان 4 و حتي 6 ماهگي تمام نيازهاي غذايي كودك را تامين مي كند .
2 – آغوز ( كلستروم يا ماك ) يا شير روزهاي اول كه زردرنگ و غليظ است حاوي مواد مفيد و ارزنده اي است كه اولين و بهترين واكسن براي حفاظت كودك بر ضد بيماريهاي عفوني است . و خاصيت از بين بردن ميكروبها و ويروس ها را دارد . 
3 – شير مادر در ماههاي اول تولد نوزاد را از ابتلا به بسياري از بيماري ها حفظ مي كند .

   4 – ميزان ابتلا به آسم ، اگزما و انواع آلرژي در شيرخواراني كه با شير مادر تغذيه شده اند بسيار كمتر گزارش شده است .
   5 – مشكل افزايش كلسترول در بزرگسالي و بالارفتن خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي و عروقي در اين نوزادان كمتر است .
   6 – چربي و پروتئين شير مادر از ساير شيرها بهتر جذب و هضم مي شود .
   7 – تركيبات شير مادر همراه با رشد شيرخوار تغيير پيدا مي كند .
   8 – به علت وجود آب كافي در شير مادر ، تشنگي نوزاد هم برطرف مي شود .
   9 – شير مادر 1 سوم انرژي و مواد مغذي مورد نياز كودك در سال دوم زندگي كودك را تامين مي كند .
   10 – ميزان سديم و پروتئين شير مادر به حدي است كه به كليه هاي نوزاد كه هنوز كامل نشده آسيبي نمي رساند .
11 – شير مادر پاكيزه ، داراي درجه حرارت مناسب و عاري از آلودگي ميكروبي است .
12 – تغذيه با شير مادر رابطه عاطفي بين مادر و فرزند را بيشتر مي كند .
13 – جذب كلسيم شير مادر به سبب نسبت مناسب كلسيم به فسفر ، بهتر انجام مي شود .
14 – به دليل وجود عواملي مانند لاكتوفرين و اسيديته بيشتر شير مادر ، جذب آهن شير مادر بمراتب بهتر صورت مي گيرد .
15 – اسهال در نوزادانيكه از شير مادر تغذيه مي شوند به مراتب كمتر است .
16 – شير خواراني كه از شير مادر تغذيه مي كنند كمتر دچار مشكلات دنداني ناشي از پستانك و تغذيه مصنوعي مي شوند .
•    مزاياي مربوط به مادر
1 - تغذيه شيرخوار منحصرا با شير مادر و به طور مكرر در شبانه روز ، عادت ماهيانه مادر و امكان تخمك گذاري وي را به تعويق مي اندازد .
2 – جمع شدن و برگشت رحم به اندازه طبيعي
3 – كم كردن اضافه وزن ، چون از چربي ذخيره شده دوران بارداري براي ساخت شير استفاده مي شود .
4 – احتمال ابتلا به سرطان پستان و تخمدان در زنان شيرده بسيار كمتر است .
5 – وضع روحي و عاطفي بهتر مادر به دليل تماسهاي مكرر با نوزاد


•    مزاياي اقتصادي – اجتماعي شير مادر
1 – هزينه خريد شيرخشك و غذاهاي آماده براي شيرخواران محروم از شير مادر بمراتب بيشتر از ميزان هزينه اي است كه مادر براي تغذيه صحيح خود و شيردهي موفقيت آميز لازم دارد .
2 – كودكانيكه با شير مادر تغذيه مي شوند ، چون كمتر دچار بيماري مي گردند ، هزينه درمان آنها به طور مشخصي كاهش مي يابد .

•    تركيبات شيميايي شير مادر و مقايسه آن با شير گاو
شير مادر داراي پروتئين كمتري نسبت به شير گاو است و مقدار آن تقريبا 1 سوم شير گاو مي باشد . از نظر مواد قندي ، شير مادر داراي لاكتوز بيشتري نسبت به شير گاو بوده و از لحاظ املاح و مواد معدني ، شير گاو غني تر از شير مادر است .
همين تفاوتها در تركيب شيميايي شير مادر با ديگر شيرها ، موجب گرديده كه در مجموع شير مادر را مناسب ترين ، كاملترين ، سالمترين ، طبيعي ترين و اقتصادي ترين غذا براي دوران شيرخواري دانسته و به عنوان شير استاندارد برگزيده اند . 
•    روش تغذيه با شير مادر
1 – تغذيه با شير مادر بايد بلافاصله بعد از تولد شروع شود و اولين غذاي نوزاد ، شير مادر باشد .
2 – مكيدن هاي مكرر شيرخوار ، مقدار شير مادر را مطابق نياز و رشد كودك افزايش مي دهد .
3 – طول مدت شيردهي از هر پستان و فواصل شيردهي بايد مطابق ميل نوزاد باشد ؛ و طبق تنظيم برنامه دقيق شيردادن مثلا هر 3 يا 4 ساعت يكبار نباشد .
4 – مادر در هر وضعيتي كه راحت است ، مثلا خوابيده يا نشسته ، مي تواند به شيرخوار شير بدهد .
5 – بعد از شير دادن ، شيرخوار بايد به طريق ايستاده در بغل مادر قرار بگيرد و با ملايمت به پشت او زده شود تا هواي بلعيده شده از معده او خارج شود .و بعد از آن شيرخوار را روي شكم يا پهلوي راست بخوابانيد تا هم كار تخليه معده تسريع شود و هم احتمال برگرداندن شير كاهش يابد .
•    چند نكته مهم
1 – بهترين راه براي تشخيص كافي بودن شير مادر ، افزايش وزن شيرخوار براساس منحني رشد است كه با مراجعه به پزشك يا مراكز بهداشتي – درماني و با وزن كردن ماهيانه شيرخوار ، اين كار ميسر است .
2 – نوزاد در روزهاي اول ، كمي وزن از دست مي دهد . اين پديده طبيعي است و جاي نگراني نيست و نبايد آن را به حساب كمبود شير مادر گذاشت .
3 – مدفوع نوزادي كه از شير مادر تغذيه مي كند شل تر و دفعات آن نيز بيشتر از دفعات اجابت مزاج نوزادي است كه از شيرخشك تغذيه مي شود .
•    موارد منع تغذيه با شير مادر
-    شقاق يا ترك خوردگي نوك پستان
-    ابتلاي مادر به پاره اي از عفونتهاي حاد
-    التهاب و عفونت پستان از جمله موارد منع موقت و
-    عفونتهاي شديدو طولاني و مزمن
-    اختلالات رواني
-    تشنج و صرع ازجمله موارد منع دايم تغذيه با شير مادر هستند . 
•    نكاتي درباره دوشيدن شير
   - بهتر است قبل ازدوشيدن شير مادر 10 تا 20دقيقه استراحت كند.ويك ليوان شير ،آبميوه ، چاي كم رنگ يا يك كاسه سوپ بخورد .مايعات گرم بيشتر از مايعات سردبه ترشح شير كمك مي كند .
  - وسيله دوشيدن شير بايد تميز باشد .
  - موقع دوشيدن شير محيط بايد آرام و ساكت باشد و مادر در وضعيت راحتي قرار گرفته باشد .
  - موقع دوشيدن شير اگر مادر به كودك فكر كند يا در كنار كودك باشد به ترشح شير كمك مي كند .
  - براي بهتر جريان گرفتن شير بهتر است يك حوله گرم و مرطوب به مدت 5 تا 10 دقيقه روي پستان يا نوك آن قرار گيرد ، حمام كردن و ماساژ دادن نيز به اين كار كمك مي كند .
•    جمع آوري ، ذخيره ، فريز و ذوب كردن شير
-    ظروف جمع آوري شير را قبلا جوشانده و پس از خنك شدن مورد استفاده قرار دهيد .
-    ظروف پلاستيكي بهتر از ظروف شيشه اي هستند به خاطر لكوسيتها يا گلبولهاي سفيدي كه در شير مادر وجود دارند به جدار شيشه مي چسبند و خاصيت خود را از دست مي دهند .
-    شير دوشيده شده را بلافاصله در يخچال يا فريزر قرار دهيد ؛ اگر امكانش نبود در درجه حرارت محيط خانه به شرطي كه دور از آفتاب و گرماي چراغ يا شوفاژ باشد تا 4 ساعت قابل استفاده است و ديگر قابل فريز كردن يا در يخچال گذاشتن نيست .
-    شير دوشيده شده را مي توان تا 48 ساعت در يخچال نگهداري كرد و يا 30 دقيقه در يخچال گذاشته ، سپس آن را فريز كرد . ظرفي كه براي فريز كردن بكار مي رود بايد فقط 3 چهارم آن پر از شير باشد تا جاي يخ زدن داشته باشد .
-    بهتر از روي ظرف شير تاريخ دوشيدن را هم ثبت كرد .
-    در صورتي كه شير مادر در قسمت جايخي يخچال ( قسمت فريزر بالاي يخچال ) نگهداري شود ، چنين شيري تا 2 هفته و در فريزرهاي معمولي منفي 18 درجه سانتي گراد تا 3 ماه و در فريزرهاي صنعتي منفي 32 درجه سانتي گراد تا 6 ماه قابل استفاده است .
-    هنگام ذوب كردن شير فريز شده ، ظرف محتوي شير را بايد زير آب ولرم به آرامي حركت داد تا يخ آن باز شود و حداكثر تا 30 دقيقه بعد از ذوب شدن مصرف نمود .
-    هيچگاه نبايد شير يخ زده را روي چراغ يا درجه حرارت اتاق ذوب كرد ؛ همچنين نبايد شيري را كه ذوب شده دوباره فريز كرد .



•    تغذیه مادر وکودک
•    تغذيه مادر و كودك :
اثر مستقيم تغذيه بر تندرستي انسان از ديرباز شناخته شده است . انسان از قرنها قبل با تجربه و آزمايش پي به روش صحيح تغذيه برده و در طي هزاران سال ، افراد انساني تغذيه نموده و رشد كرده اند و آنهايي كه در اثر همان تجارب ، تغذيه صحيحي داشته اند از زندگي سالم تر و طولاني تري برخوردار بوده اند .
بنابراين تغذيه اگر چه يك امر كاملا طبيعي است ليكن اگر تنوع و تعادل در آن رعايت نگردد اختلالات تغذيه اي چه از طريق كمبود و چه از نظر زياده روي پيش خواهد آمد كه عواقب ناشي از گرسنگي و سوء تغذيه در جهان امروز به مراتب تاسف بارتر است .
•    تعريف علم تغذيه :
   تغذيه علمي است كه از تركيبات ، ساختمان و متابوليسم مواد غذايي در بدن و رابطه آنها با رشد و نمو و تكامل بدن انسان و موجودات زنده بحث كرده و راههاي سنجش و ارزيابي كيفي و كمي غذاها را توصيف مي كند . لذا تغذيه ، علم بررسي چگونگي عمل مواد مغذي و ارتباط آنها با يكديگر و تناسب مقادير آنها در سلامت و بيماري است .
•    تقسيم بندي مواد غذايي :غذاها را از روي تركيبات شيميايي و خواص تغذيه اي آنها به 5 دسته عمده تقسيم مي شوند :
1 – مواد قندي
2 – چربيها
3 – پروتئين ها
4 – مواد معدني
5 – ويتامين ها
كه مواد قندي و چربيها به مواد انرژي زا ، پروتئين ها به مواد سازنده بافت ها ، مواد معدني و ويتامين ها به مواد محافظ معروفند .
•   
Carbohydrates
هيدراتهاي كربن يا مواد قندي :
•    اين مواد كه از 3 عنصر كربن ، هيدروژن و اكسيژن تشكيل شده اند ، قسمت اعظم انرژي رژيم غذايي انسانها را تامين نموده و به علت ارزاني و داشتن تنوع ، بيش از نيمي از غذاي روزانه اكثريت مردم را تشكيل مي دهند .بنابراين نقش اصلي اين مواد به عنوان منبع انرژي است .

•    هيدراتهاي كربن را براساس نسبت پيچيدگي و اندازه مولكول آنها در 3 گروه مونوساكاريدها ، دي ساكاريدها ، پلي ساكاريدها تقسيم بندي مي نمايند .
 
•    مونوساكاريدها :
   قندهاي ساده اي هستند كه در ميان هيدراتهاي كربن كوچكترين مولكول را دارا بوده و براي جذب شدن به تغييرات شيميايي و يا هضم احتياج ندارند .

   گلوكز ، فروكتز و گالاكتوز از مهم ترين مونو ساكاريدها به شمار مي آيند .
 هيدراتهاي كربن به صورت مونوساكاريد قابل جذب بدن هستند .

•    دي ساكاريدها :
 دي ساكاريدها نظير ساكارز ، لاكتوز و مالتوز از دو مولكول مونوساكاريد تشكيل شده اند .
•    پلي ساكاريدها :
 پلي ساكاريدها نظير نشاسته ، گليكوژن و سلولز كه از اتصال چندين مولكول مونوساكاريد بوجود آمده اند .
   براساس توصيه شوراي تحقيقات جهاني تغذيه ، حداقل مصرف 100 گرم كربوهيدرات در روز از نظر پيشگيري از بروز بيماريها و اختلالات متابوليكي و جلوگيري از تجزيه پروتئين هاي بدن به منظور جبران كمبود انرژي ، لازم و ضروري است .
  
   منابع غذايي حاوي كربوهيدراتها ، قند و شكر ، عسل ، ميوه هاي شيرين ، گندم ، برنج ، ذرت ، جو و ساير غلات و حبوبات ، سيب زميني ، هويج ، چغندر و مانند اينها از جمله مواد قندي مهم به شمار مي آيند .
•   

•    اختلالات ناشی ازسوخت ساز کربوهیدراتها

•    درشخص سالم مقدارقندخون درحالت ناشتا درحدود 80تا یکصد میلی گرم در 100میلی لیتر خون است .نیم تا یک ساعت پس ازصرف غذای حاوی هیدراتهای کربن ،قند خون افزایش می یابد وممکن است حداکثر به 160 الی 170 میلی گرم در یکصد میلی لیتر برسد
•    بیماری قند از رایج ترین اشکالات است دراین بیماری هورمون انسولین که جهت ورود گلوکز به داخل سلول لازم است وجود ندارد ویا کم است بنابراین سلول نمی تواند گلوکز را از جریان خون به میزان طبیعی بردارد و مورد استفاده قرار دهد .این امر سبب افزایش گلوکز در خون می گردد واگر این مقدار به بیش از 160 میلی گرم در یکصد میلی لیتر برسد ،گلوکز از راه ادرار دفع می شود .
•    وجود گلوکز در ادرار دلالت بر امکان بیماری قند می کند ودر این صورت کربوهیدرات مصرفی می بایستی تنظیم شود تا مانع تغییر میزان آن درخون گردد.  
•    بیماری دیابت با نشانه هایی چون پرخوری ،پرنوشی وپرادراری وبا علایم افزایش قند خون وپیدایش قند وبالاخره استون در ادرار همراه است .
•    کاهش قند خون که در نتیجه گرسنگی طولانی یا پس از تزریق مقدار زیادی انسولین ویا برخی بیماریهای غدد مترشح داخلی ممکن است بروز نماید که با علایمی چون ضعف عمومی وبیحالی ودر موارد شدید با حالت اغماء همراه است


•    2- چربیها

•    براساس توصیه شورای تحقیقات جهانی تغذیه,لازم است 20 تا 25 درصد کالری در غذای روزانه به وسیله چربی ها تامین گردد . همچنین به منظور حفظ سلامت بدن بهتر است مقدار چربیها ی اشباع نشده بیش از چربیهای اشباع شده انتخاب و مصرف گردد . روغنهای مایع نظیر روغن زیتون ، ذرت و افتابگردان حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع بیشتری هستند.   
•    اختلالات ناشی ازسوخت ساز چربیها

•    افزایش چربی خون :
•    افزایش چربی خون عبارت است ازافزایش غلظت چربیهای سرم خون است 

•    تصلب شرابین
•    عارضه ای است که با تغییرات استحاله ای لایه داخلی شریانها همراه است در این عارضه مواد چربی در دیواره داخلی شریانها رسوب می کنند
•    چاقی
•    چاقی به معنی ذخیره شدن چربی اضافی دربدن است اگر مقدار غذایی که خورده می شود بیشتر از میزانی باشد که بدن برای ایجاد انرزی موردنیاز خود مصرف می کند، غذای اضافی بصورت چربی در بافت چربی ذخیره می شود ومنجر به چاقی می شود
•    و ممکن است فشارهای  روحی روانی نیز باعث چاقی شود
•    3- پروتئین ها

•    نقش پروتئین ها در تامین رشد ونگهداری بافتها ،تنظیم موازنه آب ،نگهداری  PHخون وشرکت در ساختمان آنزیمها ،برخی از هورمون ها وپادتنها حائز اهمیت فوق العاده است .
•    رقم 8/0 گرم پروتئین به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن در افراد بالغ را می توان به عنوان حدود تقریبی در نظر گرفت .
•    اختلالات ناشی از سوخت وساز پروتئین ها

•    بیماری فنیل کتونوریا از مهمترین آنها به شمار می رود بعضی نوزادان به طور مادر زادی قادر به تولید آنزیم های لازم جهت متابولیسم فنیل آلانین نمی باشند .
•    بیماری هموسیستین اوریا نیز از فراوانترین اختلالات مادرزادی است در این بیماری آنزیم متیوناز (وابسته به ویتامین B6 است )وجود ندارد وبا عقب افتادگی ذهنی ،اسکلت غیر عادی واشکالات بینائی همراه است
•    اختلالات ناشی از کمبود پروتئین

•    از اختلالات اساسی تغذیه ای که در نتیجه کمبود مواد پروتئینی در بدن بروز می نماید کوارشیورکور وماراسموس قابل ذکرند .در کواشیورکور با وجود کمبود کالری کافی در رزیم اما ماراسموس حالتی است که به موارد کمبود کالری که غالبا با کمبود پروتئین نیز همراه است اطلاق می شود .

•    نشانه های اولیه کمبود پروتئین عبارتند از کاهش وزن بدن ، وقفه در نمو ،خستگی وبیحالی ،تحریک پذیری ،تاخیر در التیام زخم ،کاهش مقاومت در برابر عفونت وتشنجات مداوم عضلانی ، در اثر ادلمه کمبود پروتئین اختلالات دیگری چون ورم ، بی کفایتی کبد ، کاهش غلظتروتئین های خون ،کمخونی ،ورقه ورقه شدن پوست ،تغییر رنگ موها وریزش آنها نیز ظاهر می شود .
•    4- مواد معدنی
•    این گروه از مواد غذایی شامل تعداد ی عناصر غذایی می باشند که به صصورت املاح معدنی در غذای انسان وجود دارد
•    اهم وظایف برخی از مواد معدنی مهم در بدن انسان به شرح زیر است :
•    کلسیم : شرکت در ساختمان دندان واستخوان ها ، تنظیم آهنگ وریتم طبیعی ضربان قلب ، کنترل تحریک پذیری عصبی وعضلانی .مهمترین نشانه های کمبود کلسیم عبارت از نرمی استخوانی به شکل راشی تیسم ،پوک استخوانی وهیپوکلسیمی می باشد .
•    منابع کلسیم : زرده تخم مرغ ، حبوبات ، غلات ، گردو، انواع کلم ها ومارچوبه و...
•    فسفر : این عنصر مانند کلسیم در ساختمان دندانها واستخوان ها وارد می شود به علت توزیع زیاد فسفر در غذاهای مختلف دلیلی مبنی بر کمبود فسفروجود ندارد کمبود ممکنست در افرادیکه مقاذیر زیادی آنتی اسید مصرف می کنند مشاهده شود .
•    منابع فسفر : گوشت ،ماهی ، طیوروتخم مرغ و...
  پتاسیم  : تحریک پذیری عصبی وعضلانی را کنترل وتنظیم می نماید . به علت وفور زیاد پتاسیم در غذاهای مختلف دلیلی مبنی بر کمبود پتاسیم وجود ندارد اما در شرایط محرومیت کامل غذایی ،ضایعات شدید بافتی مانند سوختگی های شدید وبیماری کلیوی ،ضعف شدید عضلانی
  منابع پتاسیم: گوشت ،ماهی ،غلات ، میوه وسبزیجات و...







چرا غصه گویی کنیم ؟

چرا غصه گویی کنیم ؟

غصه گویی ساده ترین وارزان ترین شیوه ی نمایشی است که امکان اجرای آن برای هر خانواده ای وجود دارد علاقه ی عموم به غصه گویی ورضایت خشنودی همه از این شیوه  ی نمایشی دلایل زیاد ی دارد از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد

1.                        صمیمیتی که بین غصه گو ومخاطب هایش بوجود می اید

2.                        غصه گویی می تواند بدون وسیله ومقدمات در هر خانه ای به صورت شخصی وخانوادگی اجرا شود

3.                        قصه زبان مشترک همه ی ملت ها برای انتقال ارزشهای اخلاقی وآداب ورسوم از نسلی به نسل دیگر بوده وبهترین راه بیان آرزو هامی باشد

4.                        غصه ها نشان داده اند که در دنیاپهناور افرادی با خلق وخووارزشهای متفاوت نیز وجود داشته اند وبه همین دلیل غصه وغصه گویی همیشه عواملی بوده اند که تحمل دیگران وعقاید شان را ممکن ساخته اند

5.                        غصه گویی مایع نشاط ووسیله ی تامین سلامت روانی ودرمان ناراحتی ها وآرامش بخش می باشد

6.                        دریک کلام قصه وقصه گویی خوب ودلنشین می باشد

در گذشته بخش عمده ای از زندگی افراد را قصه وقصه گویی پر کرده بود وبه قصه گوی می پرداختند پدر دان داویس قصه گوی توانای کارولینیایه شمالی خاطرات خود را در این مورد چینن بیان می کند :

درکودکی زیاد به خانه ی پدربزرگ وماد ربزرگم می رفتم آنها درکلبه ی چوی زندگی می کردند وخانه ی آنها دردل طبیعت بود من هیچ وقت به مادر بزرگم نگفتم که برای قصه بگوید زیرا به رویددهایی که او تعریق می کرد به چشم قصه نگاه نمی کردند وحرفهای اورا به عنوان رویدادهایی نگاه می کردند که در زمان های گذشته روی داده بودند رویدادهایی که معمولا بایکی بود ویکی نبود ویا روزی بود روزگاری بود شروع می شد

امروزه دردنیا ی مدرن وصنعتی نمی توان همچون گذشته   زندگی کرد وخانواده ها ی روستایی باجمعیت زیاددرحال از بین رفتن است ولی با اینکه امروزه وسایل سرگرمی مدرن وفریبنده ای دراختیار کودکان و نوجوانان می باشد بچه ها وحتی قصه گوهای حرفه ای این امر را به صورت تجربی دریافته اند بسیاری  ازروانشناسان به فایده های قصه گویی درآثارخود پرداخته اند مثلا گفته اندکه در زمان قصه گویی صمیمیت واعتماد متقابلی بین قصه گو وشنوندگانش ایجا د می شود صمیمیت واعتمادی که مرز واقعیت ها ی زمان ومکان رامی شکند وتا دنیای رویا ها وجاده ها وخیالها ادامه پیدا می کند .

اهمیت قصه وقصه گویی موضوعی نیست که فقط درزمان ما مورد توجه قرار گرفته باشد ودربسیاری از متون ادبی کهن مطالب واشاره هایی هست که نشان می دهد که قصه گویی به عنوان یک برنامه ی آرامش بخش وتامین کننده ی بهداشت روانی از قرنهاپیش مورد توجه قرار گرفته است

چه وقت برای قصه گویی مناسب است ؟

1.                   هنگام خواب : قصه گویی در شب وپیش ازخواب یکی از بهترین زمانها برای قصه گویی است حتی در شعر وشاعران بسیار قدیمی نمونه هایی است که به این موضوع اشاره دارد درقرن هیجدهم ونوزدهم میلادی درخانه های ثروتمندان آسیا وارپا قصه گوهای خانوادگی وجود داشت که کار آنها قصه گویی برای اعضای خانواده قبل ازخواب بود واگر یکی از اعضا ی خانواده دچا ربی خوابی می شد قصه گو وظیفه داشت بیدار بماند وبرای او تاهنگام خواب قصه بگوید قصه هایی که هنگام شب  خوانده می شود بهتر است که ابتدا باصدای بلند خوانده شود وبلند خواندن قصه پیش زا خواب واصولا قصه گویی برای بچه ها پیش از خواب باید ازسن شش تا نه ماهگی شروع شود (کیمل وسگال )

خواند یک شعر ساده ولالایی هایی که آرامش بخش بوده ومفاهیمی همچون امیدواری ،خانه ،شب وزیبایی های طبیعت را می رساند هنگام قصه گویی قبل از خواب می تواند خیلی  تاثیر گذار باشد برای نمونه شعر زیر از این دسته می باشد :

گل زیبای خورشید :

لا لا لالا کبوتر /نزن د رآسمان پر /که می خواهد بخوابد /گل زیبای مادر /لالالالابچه آهو /نرو این سو وآن سو/که می خواهد بخوابد /گل زیبای خوشبو /لالالالالالالا/گلم خوابیده حالا /گلم خوبیده تا باز /بخندد صبح فردا (افسانه شعبان نژاد )

2- کنار آتش : قصه گویی درکنار آتش جاذبه ای خاص دارد ووقتی که گروهی بر گرد آتش می نشیند حالتی اسرا رآمیز .خیال انگیز دارند که در چنین محفلی کسی که قصه می گوید باید از شنوندگان قصه اش اطمینان داشته باشد زیرادرچنین محافلی بیشتر قصه های هیجان انگیز وترسناک کاربرد دارد اگر به راستی قصه ترسناک باشدشنوندگان باید اطمینان داشته باشندکه راوی آنهارادرنهایت به فرجامی خوش وشیرین خواهدبرداین نوع قصه گویی برا ی شبهای اردو مناسب است

3- هنگام مسافرت :ضرب المثلی است که میگوید " همسفر راکوتاه میکند "واقیت این است که هر هم سفری را ه را کوتاه نمی کند بلکه همسفرهای خوش سخن وقصه دان وخاطره پرداز هستندکه ملال سفر را کم می کنند

گاهی می توان داستانهایی راکه بچه ها درخانه شنیده اندبه خوبی آب وتاب داد ودر سفرها دوباره تعریف کرد ...حتی می توان با بهره گیری ازقدرت تخیلی ازاتفاقات روزانه قصه های حیرت انگیز ساخت .توصیه ی من به همه ی کسانی که زیاد به مسافرت می روند این استکه قصه های کوتاهی را که پایان ها ی غیر منتظره دارند به خاطر بسپارند اگر این داستاها همراه با یک بازی نمایشی گفته شود بسیار کار ساز است

4- نشست های خانوادگی ،گردشها وانجمن ها : بعضی از خانواده ها وفامیلها هر از گاهی د ریک نشست فامیلی یکدیگر رامی بینند مثلاماهی یک بار همه د رخانه ی پدربزرگ گرد می آیند وتجدید دیدار می کنند قصه گویی در چنین محافل خوبی برای قصه گویی می باشد همچنین برای کودکان که بامرگ یکی از نزدیکان روبرو شده اند قصه گویی درباره ی متوفی کمک بزرگی به پذیرفتن سالتم تر یان واقعیت می کند طبیعی استکه در اجتماعات خانوادگی داستانها به صورتی غیر رسمی وساده گفته شود اگر داستانهایی که در این گونه موارد گفته می شود گویای تاریخ خانواده باشد موثر تر است زیراشنوندگان قصه خودشان با حادثه های چینن داستانی پیوند خورده ان

5- روزها،جشنها ومراسم مذهبی : تشریفات مذهبی تا حدود زیادی از تشریفات پیچیده وموضعی تشکیل شدهاست فلسفه ودلیل این تشریفات بیشتر دهان به دهنان وسینه به سینه به مارسیده است ودرمیان اقوام وطوایف ونژادهای مختلف فرق می کند داستان گویی نقش مهمی در انتقال سینه به سینه ی دلایل تشریفات مذهبی داشته است در روزهایی که عنوان مذهبی دارند بهترین فرصتها پیش می آید تا با بیان آن روزها فرزندانمان را با ارزشهای مذهبی ومعنوی خود آشنا سازیم برای خانوادههای مسیحیبهترین ایام نقل داستانها ی مذهبی عید پاک وکریسمس وروزهای پیش از آغاز این دوجشن است اغلب کتابهای اسمانی سرشارازقصه هایی است که به صورت مستقیم وغیر مستقیم گویای اسرار وارزشهای اخلاقی ومعنوی است برای مسلمانها نیز روزهای زیادی وجوددارد که می توان به بیان قصه  مخصوص پرداخت  وآنها رابا ارزشها واعتقادات اسلامی آشنا کرد مثلا درعید قربان فرصت مناسبی پیش می آید برای بردن گل وشیرینی به خانه   وایجاد انگیزه برای طرح داستان حضرت اسماعیل (ع)

6- دیگر ایام ویژه : 1- سالروز تولد بچه ها که مامی توانیم بخشی ازجشن را به گفتن قصه بپردازیم 2- جشن تکلیف ،ختنه سوران وروزهای جشن فرصت مناسبی برای گفتن وشنیدن قصه می باشد

7- همیشه وهر روز : نباید منتظر این باشیم که ساعت یا روز فرابرسد یا سالروزرویدادی پراهمیت پیش بیاید تابر مبنای قصه گویی برای بچه هایتان راترتیب دهید در روزهای عادی هم ساعاتی برای قصه گویی مناسب است ووالدین باید اهمیت این ساعت هارا دریابند اگر شما ازکسانی هستید که والدینی خوبی نداشته اید که برای شما قصه بگویند پس سعی کنید که شماوالدین خوبی باشید واین ناکامی را به نسل جدید انتقال ندهید از هر فرصتی برای قصه گفتن استفاده کنید شاید آن فرصت همین الان باشدپس همین الان برای بچه هایتان قصه بگویید

چه نوع قصه هایی برای گفتن مناسب است ؟

1-           قصه هایی پیرامون تاریخ وسرگذشت خانواده : مهمترین داستانهایی که باید در محافل خانوادگی گفته شود قصه هایی هستند که باید به نسل های بعد انتقال پیدا کنندمثلا داستان تولد یا مرگ افراد برجسته داستان لحظه های حساس تاریخ خانوادگی وملی ،قصه های عامیانه ویا رخدادهای فکاهی یا مهمی که برای برخی از افراد خانواده اتفاق افتاده است همچنین  داستانهایی که دلایل انجام آداب ورسوم خاص خانوادگی را بیان می کند ویا نفرت وعلاقه ی خانواده را به فرد یا مورد مشخصی توجیه می کند از این قبیل داستانها هستند

2-           قصه های عامیانه ،افسانه هاواسطورها :

افسانه ها وقصه های عامیانه گذشته ها ی پر فراز ونشیب داشته اند زمانهایی بوده که درآن قصه های قهرمانی رواج داشته است ،همچنین دوره های تاریخی دیگر نیز بوده که در آنها جادوگران،شاهان واشباح مورد توجه مردم قرار گرفته است .این تغییر وتحولات به دلیل تغییر در شیوه ی زندگی مردم بوده است در زمان مانیز افکار وعقایدمتفاوتی درباره ی قصه ها وجود دارد .بعضی ازمردم عقیده دارند که قصه های خیالی وقصه های ترسناک ارزش چندانی ندارند وگاه مضر هم هستند بعضی دیگر به این باور رسیده اندکه چنین قصه هایی دارای تاثیر محکم وقوی در بچه هستند وبرای گسترش ذهن وقدرتمند کردن تخیل نقش کلیدی دارند

3-           داستانهای سرگرم کننده :بعضی از داستانها داریا پیام ویا معنویت خاصی نیستند حرف خاصی ندارند وبه تقویت باریک بینی در پدیده ها ی محیط یا زبان کمکی نمی کنند چنین داستانهایی اغلب برای وقت گذرانی گفته می شود وگاهی ممکن است درمیان داستانهایی پر مفهوم بر بخورند .بسیاری ازداستانها ی فکاهی وحقه بازی ازاین قبیل هستند

4-           داستانهایی ک به کمک شنوندگان گفته می شود :کودکان علاقه ی زیادی دارند هنگام شنیدن قصه در نقش یکی از شخصیت های قصه ظاهر شوند این داستانها می توانند بر پایه ی واقعی ویا قصه ای باشند هرچند قصه گوبیشتر داستان وقصه خوانده باشد وتخیل قویتری داشته باشد در اجرای قصه به شیوه موفق تر خواهد بوداینگونه از قصه گویی مناسب قصه گویان وشنوندگانی است که به اغراق وقهرمان پروری دارند .

5-           داستانهایی که به کمک اجسام گفته میشود :مسلما قصه گوهای قدیمی با نقاشی برروی سنگ وبرف وزمین ویا با استفاده از طنابهایی که به صورت عجیبی گره می خوردند ویا با استفاده از تکه های چوب واستخوان سعی در اجرای وعرضه ی بهتر قصه ها داشته اند روش آویزان کردن اجسام با طناب درمیان ساکنان جزایر اقیانوس کبیر رایج بوده است ،در استرلیا ودرقطب داستانها از طریق کشیدن این اشکال بر روی برف وخاک تعریف می شده است .استرالیایی ها باانگشت واسکیموها با چاقو شکل هایی رابرروی زمین می کشیدند .هر داستانی چاقوی مخصوص خود را داشت وچاقوی هر داستانی را بزرگ خانواده تزیین می کرد وبه دختران بزرگ قبیله می داد تابا استفاده ازآن برروی خاک وبرف نقاشی بکشند وداستان بگویند

امروزه درعصر ماهم از اجسامی که برای بخاطر آورده خاطرات وگفتن قصه استفاده  می کنند برای مثال عکس های آلبومهای قدیمی ، لباسهای قدیمی ،جواهرات ووسایلی که از اجداد ما باقی مانده هست همه اجسامی هستند که هر کدام برای گفته شدن داستان خودشان مورد اسفاده قرا میگیرند

چگونه قصه بگوییم ؟

قصه گفتن در محیط خانه وخانواده ها ساده تر از قصه گویی در محیطهای رسمی یا جمعهای بزرگتر است برای موفقیت در قصه گویی راههایی وجود دارد که عبارتند از:

1-           گفتن قصه به صورت کاملا طبیعی

2-           قصه راچند بار به صورت متوالی بخوانید تاتسلط بیشتری پیدا کنید

3-           خواندن روایت ها ی مختلف افسانه ای ومقایسه کردن ترجمه های مختلف از یک قصه

4-           بیان تجربیات وخاطرات شخصی

5-           گوش دادن به قصه گویی قصه گوهای موفق .

اگر شما ازسه قائده ی اساسی زیر پیروی کنید قادر خوهید شد که لااقل برای افراد خانواده ی خودقصه گویی موفق باشید وقصه هایی را با زیبایی ودلنشینی لازم برای نزدیکان خود بگویید:

1-           رفتار وسخنان قصه گوباید طبیعی به نظر برسد تا ساختگی

2-           قصه گو نبایدبا مبالغه در رفتار وسخنان خود ،به تعریف قصه بپردازد مگر اینکه قصه اش فقط به هدف سرگرمی وتفریح گفته شود

3-           قصه گو بایدقصه ای را برای گفتن انتخاب کند تا به موضوع ومحتوای آن به صورت واقعی یا سمبلیک  ایمان واعتقاد داشته باشد

 

 

 

 

ساختار آموزش و پرورش كودكان و دانش آموزان آسيب ديده بينايي

ساختار آموزش و پرورش كودكان و دانش آموزان آسيب ديده بينايي


آموزش افراد آسيب ديده بينايي در كشور ما از سابقه درازي برخوردار بوده است در تاريخ ادب و هنر ايران زمين با افراد فرهيخته اي چون فارابي، رودكي ، مواجه مي شويم كه با توجه به آموخته هايشان در روزگار خود داراي مقام علمي خاص بوده اند. ذكر اين مطلب، روشن مي كند كه تعليم و تربيت نابينايان با آموزش خط به آنها دو مقوله جدا از يكديگر بوده و به طور همزمان وارد كشور ما شده است.
    آموزش نظامند و نوين تقارن با ورود خط بريل به ايران از حدود سال 1300 با ورود كشيش آلماني « پاستور كريستوفل» و تأسيس مدرسه ويژه نابينايان در تبريز آغاز مي شود. او پس از آن در سال 1340 اولين آموزشگاه ويژه نابينايان به همت شهروند ايراني در اصفهان با نام « سازمان آموزش ابا بصير» تأسيس مي نمايد و در سال 1343 نيز نخستين آموزشگاه نابينايان در تهران تأسيس مي گردد. اما متأسفانه در رابطه با تعيين ساختار آموزش و پرورش اين افراد هيچگونه اقدامي بعمل نمي آيد. پس از تأسيس اداره كل آموزش و پرورش استثنايي در سال 1347 نيز در اين رابطه حركتي صورت نپذيرفته است.
    ضمناً با تأسيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي در سال 1370 كه گامي بلند در مسير تعليم و تربيت كودكان استثنايي بود همچون گذشته به اين مهم پرداخته نشد و اين خلاء همچنان باقي ماند تا سرانجام خوشبختانه در هفدهمين جلسه شوراي سازمان آموزش و پرورش استثنايي مورخ 22/4/79 ساختار آموزش و پرورش كودكان و دانش آموزان آسيب ديده بينايي به تصويب رسيد.
    بر اساس ماده يك مصوبه مذكور« هدف ويژه از آموزش و پرورش اين گروه دستيابي آنان به خود اتكايي، بهزيستي و سازگاري شخصي و اجتماعي است».
    حصول اين هدف از طريق شناسايي، ارزيابي و تشخيص به موقع و مداوم، مشاوره و آموزش هدفدار والدين، توانبخشي مبتني بر محور آموزش مهارتهاي رواني حركتي، شناختي و اجتماعي» ذكر گرديده است. همانگونه كه ملاحظه مي شود در اين هدف به سه نكته اساسي در زندگي افراد آسيب ديده بينايي به درستي توجه شده است يعني: 1- خوداتكايي در همه ابعاد زندگي، بهزيستي همه جانبه در شأن انساني آنها و سازگاري در دو بعد فردي و اجتماعي كه دستيابي به اهداف مزبور از طريق شناسايي، ارزيابي و تشخيص به هنگام و مداوم و به دنبال آن مشاوره و آموزش مستمر و متناسب، شرايط والدين و نيز توانبخشي مبتني بر محورهاي آموزش مهارتهاي رواني حركتي، شناختي و اجتماعي، ميسر خواهد بود.
    در ماده 2 اين مصوبه، دوره هاي تحصيلي براي كودكان و دانش آموزان آسيب ديده بينايي مشتمل بر چهار دوره پيش دبستاني، ابتدايي راهنمايي تحصيلي و متوسطه در نظر گرفته شده است.
    در مصوبه مذكور آمده است كه مدت زمان دوره پيش دبستاني براي اين افراد شامل: از بدو تولد تا چهار سالگي و برنامه دو ساله آمادگي، خواهد بود.
    در بخش اول تاكيد بر آموزش كودك و والدين هر دو مي باشد. تا كودك به وسيله والدين و در محيط طبيعي پرورش يابد، و در پايه هاي آمادگي كه متشكل از آمادگي يك « 4 تا 5 سالگي» و آمادگي دو « 5 تا 6 سالگي» است. تاكيد بر آموزش نوآموزان توسط مربي و همراهي والدين است. در رابطه با گذراندن دوره آمادگي به اين نكته نيز توجه شده است كه كودكان مستعد مي توانند اين دوره را در عرض يك سال سپري نمايند.
    در ماده 4 مصوبه، بر آموزش نظامند و مداوم والدين كودكان و نوآموزان پيش دبستاني تاكيد شده است. در بخشي از اين ماده به اين مطلب اشاره شده كه : « ... آموزش كودك به روش طبيعي در اين مرحله به طور عمده از طريق والدين صورت خواهد گرفت» بنابراين جاي اميدواري است كه اگر مشكل بينايي كودكان به موقع تشخيص داده شده باشد و والدين آنها با برقراري ارتباط مداوم با مراكز پيش دبستاني و بهره مندي از آموزش هاي هدفمند و برنامه ريزي شده بتوانند ياور بهتر و آگاه تري براي كودك خويش بوده و توان حداكثر كمك ممكن به او را جهت جبران مشكل بينايي داشته باشند.
    در ماده 5 مصوبه آمده است كه دوره هاي تحصيلي بعدي يعني، دوره هاي دبستان، راهنمايي تحصيلي و متوسطه براي اين گروه از دانش آموزان همانند دوره هاي تحصيلي دانش آموزان عادي است. در اين راستا و در تبصره اين ماده تأكيد شده كه اولويت در اتخاذ شيوه آموزش افراد داراي مشكل بينايي بر آموزش تلفيقي است. اميد است با تصويب آيين نامه آموزش تلفيقي همراهي بيشتر آموزش عادي و نيز فراهم آمدن امكانات بيشتر آموزشي، روز به روز به تعداد دانش آموزان تلفيقي و گسترش مباني آموزشي آن افزوده گردد تا همچون گذشته و حتي بيش از آن شاهد موفقيت دانش آموزان آسيب ديده بينايي در مراحل مختلف تحصيلي باشيم.
    

 

تاریخچه آموزش و پرورش کودکان نابینا در ایران

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز : روز 15 اکتبر مصادف با (24 مهرماه) از سوی سازمان علمی و فرهنگی یونسکو به عنوان " روزجهانی نابینایان " یا " عصای سفید " نامگذاری شده است.

به گزارش روز سه شنبه گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از روابط عمومی آموزش و پرورش استثنایی این نامگذاری تبلور قابلیت ها، توانمندیها و شان و منزلت اجتماعی نابینایان است تا با اغتنام از این فرصت کوتاه نگرشی مطلوب در جامعه نسبت به نابینایان به وجود آید.نخستین تلاش ها در زمینه آموزش نابینایان درایران به سال 1299 شمسی مربوط می شود.در این سال کارتعلیم و تربیت دانش آموزان نابینا با جذب 5 دانش آموزنابینا در مدرسه ای در تبریزآغاز شد. وتوسط شخصی به نام "پاستور ارنست کریستوفل "توسعه یافت.
آموزشگاه نابینایان تبریز که تنها مرکز آموزش نابینایان در ایران محسوب می شد تا سال 1319 مشغول ارایه خدمات آموزشی و تربیت حرفه ای به نابینایان بود، و تعداد دانش آموزان نابینای تحت پوشش آن به 45 نفرمی رسید. در سال 1325 نیز خانمی انگلیسی به نام" گون گستر" آموزشگاهی برای دختران نابینا به نام نور آیین در شهر اصفهان تاسیس کرد.
کریستوفل آغازگرآموزش نابینایان در ایران که با شروع جنگ جهانی دوم مجبور به ترک ایران شده بود پس از پایان جنگ به ایران بازگشت وآموزش پسران نابینا را به عهده گرفت.با شروع آموزش نابینایان در اصفهان تعدادی از پسران نابینای تبریز به اصفهان آمدند و همچون دختران دانش آموز آموزشگاه نورآیین از امکانات خوابگاهی وحرفه ای ویژه نابینایان استفاده کردند.در همین زمان بودکه کریستوفل با همکاری یکی از فرهنگیان پرسابقه اصفهان ،خط برجسته نقطه ای را درتطبیق با الفبای فارسی اصلاح وتکمیل کرد. او کتابهای درسی دوره ابتدایی را به خط ویژه برگرداند وتعدای از کتابهای غیر درسی را نیز به خط بریل فارسی تبدیل کرد.گفتنی است خط فارسی بریل که درست مطابق حروف فارسی ماست درپنجاه سال پیش توسط یک آلمانی درست شده و از آن زمان رواج دارد.
نخستین کلاس درس نابینایان در تهران،سال 1329 درآموزشگاه رودکی تشکیل شد.آن روز 59 تن از اطفال نابینای دختر و پسردر یک اتاق روی نیمکت نشسته بودند وبا ترس ونگرانی به آینده مجهول خود می اندیشیدند.
نه خود اطفال باور می کردند که ممکن است سواد پیدا کنند و نه اشخاص بینای اطراف آنها چنین تصوری داشتند.
در سال 1337 یکی از پیشکسوتان آموزش وپرورش تبریز،آموزشگاهی به صورت ملی و غیرانتفاعی تاسیس کرد.این آموزشگاه سه گروه ازکودکان استثنایی از جمله نابینایان را در آن مجموعه جایگزین کرد.
دراین مجموعه دانش آموزان از کارگاه های کفاشی وحصیر بافی استفاده می کردند.وطبق آمارسال تحصیلی 56 حدود 29 دانش آموز نابینا درآن مشغول تحصیل بودند.
نقطه شروع آموزش نابینایان در فارس به سال 42 یعنی 5 سال قبل از تاسیس دفتر آموزش کودکان استثنایی مربوط می شود. درآن سال،کلاسی مخصوص آموزش نابینایان تحت نظر اداره کل فرهنگ استان تاسیس شد .و در سال 1349 ،آموزشگاه شوریده شیرازی افتتاح وشروع به کارکرد.
پس از تعطیلی آموزشگاه رودکی تهران درسال 1340،دکتر محمد خزایلی که خود نابینا بود انجمن حمایت وهدایت نابینایان را تاسیس کرد واین انجمن بهانه ای شدتا با جمع آوری امکانات انسانی و مالی آموزشگاهی را در خانه ای قدیمی در خیابان ظهیر الاسلام تهران تاسیس کند.ساختمان جدید آموزشگاه در سال50 مورد بهره برداری قرار گرفت که مجهز به کلاسهای آموزشی،کارگاهی،ورزشی،آزمایشگاه وناهارخوری وکتابخانه بریل بود.هم اکنون کلیه دوره های آموزشی ابتدایی،راهنمایی ومتوسطه در این آموزشگاه برقرار وکلاسهای حرفه ای وهنری وآموزش بزرگسالان دایر است.ناگفته نماند دکتر محمد خزایلی ابتکار راه اندازی کلاسهای شبانه برای افراد بزرگسال وشاغل در ایران را از آن خود کرده است.
آموزشگاه نابینایان شهید محبی فعالیت آموزشی خودرا با 33 دانش آموز در سال 1343 شروع کرد.ساختمان این آموزشگاه مطابق توانایی ها ونیازهای دانش آموزان نابینا طراحی و اجراشده است .یک سوم کارکنان آموزشگاه را افراد نابینا ونیمه بینا که از دانش آموختگان همین آموزشگاه هستندتشکیل می دهد.وبیش از سه چهارم فارغ التحصیلان این آموزشگاه به دانشگاهها ومراکز آموزش عالی راه پیدا می کنند.
همزمان با تشکیل دفتر آموزش کودکان استثنایی درسال 1347،تعداد 344 دانش آموز نابینا در آموزشگاههای از پیش تاسیس شده نورآیین وکریستوفل اصفهان،شهید محبی وخزایلی تهران،استثنایی تبریزو رودکی اهواز مشغول تحصیل بودند.
درسال 1348 یعنی یک سال پس از تشکیل دفتر آموزش استثنایی،آموزشگاه نابینایان ابابصیردراصفهان وبه دنبال آن در سال 56 آموزشگاه محمد خیابانی در شهر ری وسپس در سال 58 آموزشگاه نابینایان پاسداران ودختران نرجس در شمال تهران ایجاد گردید.
پس از تشکیل دفتر آموزش استثنایی در زمینه تولید وتهیه وسایل کمک آموزشی و ملزومات آموزشی و ابزار توان بخشی نابینایان تلاشهای بسیار صورت گرفت.یکی از قدمهای مثبت وعلمی که با شروع به کار دفترآموزش کودکان استثنایی در زمینه آموزش دانش آموزان نابینا برداشته شد تلفیق دانش آموزان نابینا در بین دانش آموزان عادی است.
با تاسیس سازمان آموزش وپرورش استثنایی،گروه آموزشی نابینایان و نیمه بینایان شروع به فعالیت نمود. برای این گروه از دانش اموزان چهار دوره پیش دبستانی،ابتدایی،راهنمایی تحصیلی ومتوسطه پیش بینی گردید.و به آموزش تلفیقی اهمیت خاصی داده شد.این گروه از دانش آموزان که با شروع فعالیت سازمان در سال تحصیلی71-70تعداد2067 نفر را تشکیل می دادند،در سال 77-76 به 3445 نفرافزایش یافت.واینک تعداد 5078 دانش آموز نابینا ونیمه بینا در 492 کلاس در کشورمشغول تحصیل هستند.
همچنان که گفته شد در بین گروه های مختلف استثنایی،نابینایان در زمینه روش آموزش تلفیقی موفق ترین گروه بوده است.در سال 1374 طرح آموزش تلفیقی نابینایان ودستورالعمل های آن از سوی گروه آموزشی نابینایان مورد تجدید نظر قرار گرفت وبه مدارس عادی واستثنایی ابلاغ شد.
با ابلاغ این طرح مدارس عادی موظف به پذیرش دانش آموزان نابینا به صورت تلفیقی در کلاس های مخت%

10 نکته درباره مطالعه

10 نکته درباره مطالعه 3.0

عنوان: 10 نکته برای کمک به کودکان جهت مطالعه کردن

متن:

نکاتی برای بچه های کودکستانی تا کلاس 3

1. در آغوش گرفتن و کتاب خواندن. اوقات آرامی که با هم می گذرانيد وقت های بسيار خوبی برای نزديک شدن... و کتاب

خواندن هستند. زمان هايی که شما کودک را در آغوش می گيريد يا کنار هم هستيد می توانند به اندازه خود مطالعه مهم

باشند. اين اوقات را هيجان انگيز سازيد: همراه با متن به صدايتان زير و بم بدهيد و بگذاريد کودک صفحات را يک در ميان

بخواند. همانطور که در حال خواندن هستيد، لغت ها يا مفاهيم جديد را برايش توضيح بدهيد.

2. کتابخانه های عمومی فضاهای بسيار خوبی هستند، مرتب به آنها سر بزنيد. کتابخانه ها منابع بسيار خوبی در اختيار

دارند، مانند – کتاب ها، بازيهای کامپيوتری، دی وی دی، سی دی، مجلات، روزنامه ها و امکانات استفاده از اينترنت.

همچنين برنامه های بسيار خوبی مانند گروه های کتاب خوانی برای کوچکترها و باشگاه های تکاليف خانگی برای بچه های

بزرگتر دارند. اگر به يک کتابخانه عمومی دسترسی داريد، با مسئول کتابداری آنجا صحبت کنيد و ببينيد چه برنامه های

دارند.

3. آشپزخانه خود را بخشی از "محيط مطالعه" خود کنيد. تعدادی آهنربای مخصوص يخچال آماده کنيد تا بچه ها بتوانند لغت

ها و جمله های کوتاه بسازند.

لغت ها همه جا هستند – 4. یارب یتصرف ره زا ندناوخدينک هدافتسا دوخ کدوک اب . تسا تاغل زا زيربل امش کدوک یايند–لبت ،اهرتسوپ ،اه هزاغم ،اه نابايخ رد مئلاع ،سکلف نرک یاه هبعج یور هريغ و تسه ورتم رد هک یتاغي . یم هک اجک ره دوخ کدوک هب ار اهنآ و دينک اديپ یديدج یاه تغل ديناوت یم ،ديورديهدب داي.

5. بازيها می توانند ابزارهای آموزشی فوق العاده ای باشند. بازی های تخته ای يا بازی های با ورق مانند بينگوی لغات يا

کارتهای حافظه و شعرخوانی می توانند ابزارهايی بسيار سرگرم کننده ای برای آموختن درباره لغت ها، صدای حروف، و

مطالعه باشند. با اين ابزارها می توانيد به کودک خود نشان بدهيد که ياد گرفتن می تواند چقدر سرگرم کننده باشند. برای

تهيه بازی های دست دوم تقريباً نو می توانيد به نمايشگاه های مدارس محلی يا مغازه های دست دوم فروشی مراجعه کنيد.

شما حتی می توانيد بازی های خودتان را درست کنيد، مثلاً می توانيد عکس هايی از روزنامه ها و مجلات ببريد، بعد لغت

های متناظر را روی کارت ها بنويسيد و از کودک بخواهيد عکس ها را با لغت ها جور کند.

کامپيوترها هم برای خواندن خوب هستند! 6. یم رتويپماک یولج ار یدايز یليخ تقو اه هچب هک دنتسه نيا نارگن اه یليخ دراد دوجو اه هچب یارب رتويپماک اب ديدج یاه ناتساد قلخ و هعلاطم شزومآ یارب یبوخ یليخ یاه یزاب اما ،دننارذگ . ردیئاه هتسب لابند هب هناخباتک و اه هاگشورف ناشن هک ديشاب "نيدلاو دييات دروم "دشاب هدش جرد نآ یور . یاه تياس بو لثم یياه تياس ،دينک اديپ ار اه هچب صوصخم TVOKids وCanadian Geoillustrated for Kids بوخ یليخ اه یزاب اه تياس نيا رد ،دنتسهئديزادرپب اهنآ هب دوخ کدوک اب هارمه ديناوت یم هک تسه ی. کتاب بهترين هديه است. 7. دنهدب وداک باتک ،یزاب بابسا یاج هب ديهاوخب ناتسود و ليماف زا . هعلاطم یياناوت حطسدييوگب اهنآ هب دراد تسود هک ار یتاعوضوم و کدوک . ون ًابيرقت یاه باتک ديناوت یم سرادم یاه هاگشيامن و اه یجارح رددينک تسرد لزنم رد یا هناخباتک دوخ یارب و هدرک اديپ.

8. اشتراک مجلات را بگيريد. هيچ چيزی جای هيجان دريافت نامه و بسته پستی را نمی گيرد. برای کودکان خود اشتراک

مجلاتی را بگيريد که برای سن شان مناسب است و هيجان و شادی آنها را هر بار که شماره جديد با پست می آيد، شاهد

باشيد. از مجلات خيلی خوب برای کوچکترها می توان به Chirp® و Chickadee® اشاره کرد.

9. الگوی خوبی برای مطالعه باشيد. اگر بچه ها شما را در حال مطالعه ببينند، سعی می کنند کار شما را تقليد کنند. طولی

نمی کشد که خودشان متوجه می شوند که مطالعه چقدر می تواند سرگرم کننده، جالب توجه و کاری مخصوص "بزرگترها"

باشد و انجامش خواهند داد.

10. کتاب ها، مجلات و روزنامه ها را در دسترس بگذاريد. یسرتسد ات ديراذگب هناخ نميشن نلاس اي هناخزپشآ رد یا هبعج دشاب تحار تايرشن و باتک هب.END THE SENTENCE AFTER ACCESSso they can just pull them out when they feel like it .

نکته ويژه: مربيان معتقدند که توسعه مهارت های خواندن و نوشتن و بهبود آنها محصول فعاليت های متنوعی است. بعنوان مثال، اگر

پدر و مادر يک کودک به زبان های رسمی کانادا صحبت نمی کنند و کتاب ها و مطالبی به زبان مادری خودشان برای کودک می

خوانند، مهارت خواندن کودک تقويت می شود. کودکان از اين تجربه خواندن سود خواهند برد.

جهت کسب آگاهی بيشتر درباره راه های کمک به کودک جهت مطالعه کردن A : Helping Your Child Learn to Read

کمک به کودک جهت مطالعه کردن: راهنمای والدين) را دانلود کنيد. ) Parent’s Guide

© Queen's Printer for Ontario, 2007__

منابع كارشناسي ارشد تكنولوژي آموزشي

ضرایب دروس امتحانی
تکنولوژی آموزشی ضریب ضريب 3
روش ها و فنون تدریس ضريب 3
زبان عمومی و تخصصی ضريب 2
روانشناسی تربیتی ضريب 2
مقدمات برنامه ریزی آموزشی و درسی ضريب 2
سنجش و اندازه گیری در تعلیم و تربیت ضريب 1

تکنولوژی آموزشی
مبانی نظری تکنولوژی آموزشی، نوشته دکتر هاشم فردانش، انتشارات سمت.
مقدمات تکنولوژی آموزشی، نوشته دکتر محمد احدیان، انتشارات بشری.
مقدمات تکنولوژی آموزشی، نوشته دکتر خدیجه علی آبادی، انتشارات دانشگاه پیام نور.
مقدمات تکنولوژی آموزشی حمصی و شهین دخت عالی

درس روش ها و فنون تدریس
الگو های تدریس 2004، نوشته برون جویس. مارشا ویل و امیلی کالهون، ترجمه کتر محمد رضا بهرنگی، انتشارات کمال تعلیم و تربیت.
مهارت های آموزشی و پرورشی(جلد اول)، نوشته دکتر حسن شعبانی، اتشارات سمت.
مهارت های آموزشی (جلد دوم)، نوشته دکتر حسن شعبانی، اتشارات سمت.
کلیات روش ها و فنون تدریس، نوشته امان الله صفوی، اتشارات معاصر.
برنامه ریزی آموزشی و درسی
مقدمه ای بر برنامه ریزی آموزشی و درسی، نوشته دکتر علی تقی پور ظهیر، انتشارات آگه.

برنامه ریزی آموزشی، تالیف گروه مشاوران یونسکو، ترجمه دکتر فریده مشایخ، انتشارات مدرسه.

برنامه ریزی درسی مدارس، نوشته الف لوی، ترجمه دکتر فریده مشایخ، انتشارات مدرسه.

برنامه ریزی آموزشی، نوشته دکتر یحیی فیوضات، انتشارات ويرايش.
اصول برنامه ریزی درسی، نوشته دکتر کروش فتحی واجارگاه، انتشارات ایران زمین.مبانی برنامه ریزی آموزشی، نوشته دکتر بهرام محسن پور، انتشارات سمت.

درس روانشناسی تربیتی

منبع این درس:
روانشناسی پرورشی نوین، روانشناسی یادگیری و آموزش (ویراست ششم)، نوشته دکتر علی اکبر سیف، انتشارات دوران.
سنجش و اندازه گیری
کتاب سنجش ، اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی دکتر علی اکبر سیف.

مبانی روان سنجی و روان آزمایی، نوشته دکتر پاشا شریفی، اتشارات رشد.
زبان عمومی و تخصصی
چنانچه روی زبان عمومی تکیه شود و در کنار آن از متون تخصصی استفاده شود روش مناسبی است. در ضمن پاورقی منابع امتحانی دارای واژه هایی است که یادگیری آنها شما را در این آزمون یاری می کند. همچنين منابع زير را نيز استفاده فرماييد:

زبان تخصصی علوم تربیتی (1)، نوشته دکتر محسن طالب زاده، انتشارات سنجش.
زبان برای دانشجویان علوم اجتماعی (1)، نوشته دکتر

 

ای بابا

 شش سال اوّل زندگی:
• گریه نکن
• شیطونی نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذیّت نکن
• روی دیوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پریز برق نکن
• دمپایی بابا رو پات نکن
• به خورشید نگاه نکن
• شبها تو جات جیش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن



2- دوره دبستان:

 
• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
• پات رو تو جامیزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک‌کن رو خیس نکن
• حیاط مدرسه رو کثیف نکن
• با دخترهای شمسی خانوم آمپول بازی نکن
• دست تو کیف بغل دستیت نکن
• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
ATARIبازی نکن

3- دوره راهنمایی:
• ترقّه بازی نکن
SEGAبازی نکن
• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جیبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
• عکس لختی تماشا نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن

4- دوره دبیرستان:
• با کامپیوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دیر نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خیابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• فیلم سوپر نگاه نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن
• چشم‌چرونی نکن

5- دوره دانشگاه:
• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
?? ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غیبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خیابون‌ها رو متر نکن
• تو سیاست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دیر نکن
• با مأمور پلیس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبایلت رو Reject نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستین کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن

6- دوره سربازی:
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زیاد نکن
• از اوامر سرپیچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غیبت نکن
• به آینده فکر نکن
• درگیری ایجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن
• با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن

7- دوره شوهر بودن:
• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن
• به زنت خیانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Singleمعرفی نکن
• به زنهای دیگه نگاه نکن
• موبایلت رو قایم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن
• ریسک نکن
• بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن

8- دوره پدر بودن:
• بچّه رو تنبیه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن
• به بچّه توهین نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشویق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

9- دوره پیری:
• برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
• با زنت بی‌وفایی نکن
• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسیدی، نصیحت نکن
• به آینده فکر نکن

10- دوره پس از مرگ !
• حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت می‌خواد بکن....
• ......بکن
• ....... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ...... بکن
• ...... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ..... بکن
• ..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!!

درد دل

اینو بدون که یه چشم همیشه باید توش اشک باشه ، وگرنه میسوزه . یه دل همیشه باید توش غم باشه ، وگرنه می شکنه . یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسیر میشه . یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه . یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه . یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی چسبه . یه دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره . یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سر در گمه . یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه . یه دیوار باید به یه تیر تکیه کنه وگرنه میریزه . یه چشم اشک آلود ، یه دل غم آلود ، یه کبوتر عاشق ، یه قناری خوش آواز ، یه لب خندون ، یه صورت شاد ، یه جاده با انتها ، یه دفتر نقاشی ، یه قلب پاک ، یه دیوار استوار ، فقط یه جا معنی داره ، جائی که : چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچیکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطراتت من باشم ، پاکی قلبت رو با سلام عشقم معنی کنم

درد ودل

زندگي پر از سواله مي دونم
رسيدن به تو خياله مي دونم
تو ميگي يه روزي مال من ميشي
اما موندت محاله مي دونم
تو ميگي شبا دعامون مي کني
چشمه چات زلاله مي دونم
توي آسمون سرنوشت ما
ماه کامل هلاله مي دونم
تو ميگي پرنده شيم بريم هوا
غصه ما دو تا باله مي دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله مي دونم
طاقتم ديگه داره تموم ميشه
صبر تو رو به زواله مي دونم
آره ميري و نمي پرسي که اين
دل عاشق در چه حاله مي دونم

درد و دل

من لبریزم از لحظات ناب یک حادثه.

صدای باد زمستانی باز در دلم طنین می افکند.

تنها در خلوت زمستانی خود نشسته ام...

فکرم را دور میکنم از تمامی هیاهوی نکبت بار زندگی...از غم...از هر چه بدیست...

می خواهم به لحظات خوشی فکر کنم. به لحظه های ناب عشق...

به صدای عاشقانه ی پرندگان گوش کنم. روحم را رها می کنم...پرواز می دهم به باغ پرگل خیال...

پیراهن حریر گلدار بر تن با موهایی پریشان شده در باد.

شاخه گلی در دست...انگار به انتظار مانده ام...

نفس می کشم..چقدر سبک شدم..

همرا با پریهای خیال عشق میورزم..قدم می زنم...

بوی خوش عشق به مشامم می رسد.هوا عطر آگین از توست ...

مست میشوم...می بارم از شوق. در دل میتپم...تو می آیی...

با مردانگیت که بار هر چه غم است از بین می برد.

با قامتت که تکیه گاه را در خود نشان میدهد.با نگاه مهر بانت که تمامی دلتنگیهایم را نوازش می کند...

با نوازش دستهایت که عشق را بر تنم زمزمه می کند....

و آغوشت که انتهای هر چه خوبی ومهر بانیست.

و آمدنت که پایان می دهد انتظار شیرینم را ..

و نبض پر اضطرابم که برای عشق تو با شادی می زند...

نم نم باران عشق سرازیر میشود.

چهرهامان خیس از عشق

خیس از مهر ... در نگاه هم رشد میکنند....

کلبه عشق َکمی آنطرف تر انتظارمان را میکشد...

پا به پای تو به سوی کلبه می آیم.

آرامش....

عشق......

من و تو....

بروم

با تمام دلبستگي هايم بايد روزي بروم
روزي كه در تمام شبهاي مرده ي زندگيم حتي به خواب هم نمي ديدم
رفتن از جايي كه در هوايش نفس كشيدم
عاشق شدم
و
تمام از دست داده هايم را به دست آوردم
عاشق دلي شدم به نرمي ولطافت ابرها
ابري كه وقتي مي گرئيد و مي باريد
وجود تشنه ام را سيراب مي كرد...

اموزش و پرورش پیش دبستانی

انواع مدرسه هاي نابينايي:

 مدرسه هاي شبانه روزي:

 اولين روشي که براي تعليم نابينايان در نظر گرفته شد، مدارس شبانه روزي بود. اين مدرسه ها بيشتر براي افرادي است که  به غير از نابينايي، معلوليت ديگري نيز دارند و يا محل سکونتشان آنقدر از مدرسه دور است که ناچار بايد در اين مدرسه ها تحصيل کنند.

دانش آموزان نابينا تمام اوقات خود را - چه براي شرکت در کلاس و چه زندگي عادي-  در اين نوع مدرسه ها مي گذرانند و گاهي درصورت امکان در مدرسه هاي ديگر نيز شرکت مي کنند.

در اين  نوع مدرسه ها  آموزش فردي  بيشتر صورت مي گيرد و آموزش   به دليل تمرکز بيشتر معلم بر کار خود، بهتر انجام مي شود. بعضي خانواده ها نيز به دليل عدم آشنايي با روحيه نابينايان و نوع رفتار با آن ها،  اين مدارس را ترجيح مي دهند.

تا نيمه قرن بيستم مدارس شبانه روزي بر ساير روش ها ترجيح داده مي شد، اما از آن زمان  به بعد روش هاي ديگري نيز ارايه گرديد. يکي از اين  روش ها مدرسه هاي روزانه و ديگري روش تلفيقي است.

مدرسه هاي  روزانه:

 اين مدرسه ها مانند مدرسه هاي  روزانه عادي مي باشند که دانش آموزان ساعات معيني را  به مدرسه مي روند و ساعات ديگر را به منزل باز گشته و به کارهاي ديگر مي پردازند.  

 مدرسه هاي روزانه بنابردلايل زير ترجيح داده مي شوند:

1- زندگي در خوابگاه مانع رشد سالم مي شود.

2-  جدايي از افراد عادي،  نابينايان  را از تجربيات مستقيم بسياري محروم مي کند.

3 - آنها مي توانند زمان  بيشتري را در کنار خانواده هايشان سپري کنند و مشکلات عاطفي و رواني ناشي از زندگي در مدرسه هاي شبانه روزي را از بين ببرند.

روش تلفيقي:

هر يک از دانش آموزان نابينا مي توانند در مدارس عادي تحصيل کنند. در اين روش دانش آموز در مدارس عادي همراه با دانش آموزان ديگر و با همکاري معلمان رابط (سيار) به تحصيل مي پردازد

0 آموزش تلفيقي در ايران از سال 1374 ه.ش، ابتدا بصورت آزمايشي در اصفهان آغاز شد وکم کم در استان هاي ديگر نيز رايج شد.

ضرورت آموزش تلفيقي:

بنابه دلايل زيرگسترش آموزش تلفيقي ضروري به نظر مي رسد :

1- عدم امکان گسترش و تأسيس مراکز نابينايان درمناطق مختلف با توجه به آمار و پراکندگي دانش آموزان

2- کمبود نيروي انساني متخصص

3- با توجه به تعداد و انواع مختلف افراد استثنايي، تهيه امکانات مناسب براي همه آنها ميسر نيست.

4- ورود بيشتر افراد نابينا به جامعه و فرهنگ سازي. 

دوره هاي  تحصيلي

طبق اساس نامه سازمان آموزش و پرورش استثنايي ماده 2، آموزش و پرورش ويژه کودکان و دانش آموزان آسيب ديده بينايي داراي چهار دوره پيش دبستاني، ابتدايي، راهنمايي و متوسطه است.

دوره پيش دبستاني

 ماده 3- دوره پيش دبستاني  شامل دو برنامه است:

1- از بدو تشخيص تا چهار سالگي 

2-  برنامه دو ساله آمادگي

سن ورود به دوره آمادگي حداقل 4 سال تمام است. درمورد نوآموزاني که از توانمندي هاي لازم بر خوردارند، مي توان طول دوره آمادگي را کاهش داد.

 ماده4-  مرحله تشخيص تا چهارسالگي بر آموزش والدين استوار است و راهکارهاي

توان بخشي و آموزش و پرورش کودک آسيب ديده بينايي به آنان آموزش داده مي شود.

دوره ابتدايي

طبق ماده 8، اين دوره شامل 7 پايه تحصيلي است.

 و  برطبق ماده 9، در پايان  آن گواهي نامه پايان دوره ابتدايي اعطا مي شود.

دوره مهارتهاي حرفه اي

اين دوره شامل  3 پايه  تحصيلي است که (طبق ماده 11) برنامه آموزشي آن شامل آموزش مهارتهاي شناختي، سازشي، مذهبي و حرفه آموزي مي باشد و (طبق ماده 12) در پايان اين دوره به فارع التحصيلان  گواهي نامه اي اعطا مي شود که پس از تأييد شوراي عالي آموزش و پرورش، معادل پايان دوره راهنمايي خواهد بود و با توجه به هماهنگي به عمل آمده با وزارت کار و امور اجتماعي داراي ارزش استخدامي خواهد بود.