يادگيري از ديدگاه يونسكو در قرن 21 به چهار بخش تقسيم مي‏شود. نخست، يادگيري براي دانستن كه در علوم پايه نشأت مي‏گيرد (حوزه و حيطه دانش/ آگاهي). دوم، يادگيري براي انجام كار (حوزه و حيطه توانش/ مهارت)، سوم، يادگيري براي با هم زيستن (حوزه و حيطه پرورش/ بالندگي) و چهارم يادگيري براي بودن (حوزه و حيطه بينش/ چشم‏انداز).

يونسكو قرن 21 قرن «قدرت فرهنگ» معرفي كرده است. يونسكو نقش آموزش و پرورش را براي بر داشتن فاصله‏هاي طبقاتي و تبعيض‏ها مهم دانسته و سرمايه‏گذاري در آموزش عمومي و آموزش و پرورش را نزديكترين راه براي تحقق عدالت اجتماعي و مردم‏سالاري مي‏داند.

جايگاه آموزش و پرورش در قرن 21

سازمان يونسکو در سال 1993 کميسيون بين المللي مستقلي را در زمينة آموزش و

پرورش براي سدة بيست و يکم تشکيل داد. رياست اين کميسيون به عهدة ژاک دلور بود و

گروهي از مشاوران برجسته از چهار گوشة جهان با او همکاري داشتند. وظيفة کميسيون

طرح انديشه هاي نوآورانه در زمينة آموزش و پرورش بود، به گونه اي که از رهگذر آن

نظام هاي تعليم و تربيت بتوانند با مسايل آينده، به طور بايسته و شايسته رو به رو شوند.

 

ژاک دلور دست آوردهاي کميسيون بين المللي آموزش و پرورش براي قرن بيست و يکم

را چنين بازگو مي کند: در آستانة سدة بيست و يکم، آيندة جامعة بشري تأمل و بحث هاي

شديدي را برانگيخته است. هر چند پيشرفت دانش، به ويژه علم و فن آوري (تکنولوژي)،

 اميد پيشرفت هاي بسياري را براي جامعة انساني در آينده برانگيخته است، اما رويدادهاي

اخير هر آن به ما گوشزد مي کند که جهان معاصر در معرض چه خطرهاي جدي و چه

انحراف هايي قرار دارد و تا چه اندازه در برابر تعارض ها آسيب پذير است. بنابراين

آموزش و پرورش يک ضرورت است، ضرورتي آرمان گرايانه. پيشرفت جامعة انساني

وابستگي شديدي به آموزش و پرورش دارد. به علاوة آموزش يکي از قدرتمند ترين سلاح

هايي است که ما براي ساختن آينده از آن برخورداريم يا بخواهيم متواضعانه تر سخن

بگوييم. آموزش و پرورش ابزاري است قدرتمند براي هدايت ما به سوي آينده.

 

وظيفة کميسيون بين المللي يونسکو براي آموزش و پرورش در قرن بيست و يکم، پاسخ به

اين پرسش شد، که چگونه آموزش و پرورش مي تواند نقشي پويا و سازنده در پرورش

افراد و جوامع براي سدة بيست و يکم ايفاء کند. آموزش و پرورش در رشد فردي و

اجتماعي نقش اساسي ايفاء مي کند.

 

آموزش و پرورش درمان معجزه آسا يا فرمول جادويي براي باز کردن درها به سوي

 دنيايي که آرمان ها تحقق مي پذيرند نيست، بلکه يکي از راه هاي اصولي و قابل دسترسي

 است که رشد انسان ها را عميق تر و هماهنگ تر مي کند و همگام با آن فقر، محروميت،

جهل، ظلم و جنگ را کاهش مي دهد. قرن آينده که با استيلاي يکپارچگي جهاني دست به

گريبان است، با خود تنش هاي ديرپايي را به همراه خواهد آورد که بايد بر آنها غلبه کرد.

 

تنش هايي بين جهاني شدن و محلي ماندن، همگاني شدن و انفرادي ماندن، سنت گرايي و

نوگرايي، ملاحظات کوتاه مدت و بلند مدت، رقابت و برابري فرصت ها، توسعة نامحدود

دانش و ظرفيت محدود بشر در جذب آن و معنويات و ماديات.

 

در برابر گوناگوني فرهنگ ها و نظام هاي اجتماعي، هر قدر هم که وسيع باشند، يک

چالش همگاني وجود دارد و آن از نو ساختن آرمان مردمي (دموکراتيک) شدن است، تا

بتوان پيوستگي اجتماعي ايجاد کرد و از آن محافظت نمود. در اين راستا، يادگيري در طول زندگي يکي از کليدهاي پيروزي در رويارويي با چالش هاي قرن بيست و يکم است.

کميسيون بين المللي آموزش و پرورش براي قرن بيست و يکم به مسؤوليت رئيس قبلي کميسيون اروپا، ژاک دلور، در اين گزارش پيشنهاد مي کند تکيه بر چهار ستون بنيادين که زيربناي آموزش و پرورش را تشکيل مي دهند، تمامي جوامع را قادر خواهد ساخت تا به سوي آرمان شهري عزيمت کنند که در آن هيچ يک از استعدادها که همچون گنجينه اي در نهاد هر انساني نهفته است، بي استفاده باقي نماند. اين چهار ستون عبارتند از:

- يادگيري براي زيستن

 - يادگيري براي دانستن

- يادگيري براي انجام دادن

- يادگيري براي با هم زيستن