جبار با نوشتن كتابهای دیگر همچون بازیچه الفبا (1311) و دستور تعلیم الفبا (1314) و الفبای سربازان (1323) و الفبای خود آموز برای سالمندان (1326) و اسرار تعلیم و تربیت یا اصول تعلیم الفبا (1327) روش تركیبی را به تكامل رساند بنابر این علیرغم گذشت این همه سال به عنوان مترقی ترین روش آموزشی همچنان در مدارس ایران مورد استفاده قرار می گیرد .

 

  جبار كه همیشه از مشاهده هر گونه نو آوری در آموزش كودكان استقبال می كرد به دنبال بازدید از كودكستان خانزادیان كه متعلق به ارامنه تبریز بود و در سال 1297 شمسی تاسیس گردید و با تشویق مدیر كل فرهنگ آذربایجان اولین كودكستان تحت پوشش وزارت معارف باغچه اطفال را در مقصودیه كوچه انجمن در 23 اردیبهشت 1303 شمسی راه اندازی كرد و كلمه باغچه بان را به عنوان نام خانوادگی خویش برگزید و به جبار باغچه بان معروف شد .

 

  در آن زمان كودكستان در ایران مفهوم غریب و ناشناخته ای داشت چون هیچگونه وسایل تربیتی برای كودكان از قبیل كارهای دستی و بازی و نمایشنامه و سرود و شعر و قصه و غیره وجود نداشت. جبار به ابتكار خود اینگونه وسایل را با دست و فكر و قلم خود تهیه می كرد و با استفاده از قصه های عامیانه كه از بچگی به یاد داشت برای بچه ها نمایشنامه و شعر می سرود و چیستان می ساخت و دكوراسیون صحنه های نمایش بچه ها را نیز ترتیب می داد. لذا كارش در كودكستان با وجود مشكلات و مخالفتهای زیاد بالاخره به صورت موفقیت آمیز پیش رفت و مورد استقبال والدین كودكان قرار گرفت و بایست جبار باغچه بان را از پیشگامان ادبیات كودكان ایران دانست .

 

  با این حال باغچه بان چون از كار آسان روی گردان بود و همواره به دنبال موقعیتی می گشت تا توانایی و استعداد نهفته خود را در زمینه های تازه و دشوار بیازماید. لذا ورود باغچه بان به صحنه آموزش ناشنوایان به طور اتفاقی و بدون یك برنامه از قبل تعیین شده صورت گرفت .

 

  استاد جبار باغچه بان در آموزش ناشنوایان

  جباردر سال 1303 شمسی تابلوی كوچك را با اعلانی بدین مضمون در درب كودكستان زد: " در باغچه اطفال كلاسی برای تعلیم نوشتن و خواندن و حرف زدن به بچه های كرولال گشایش یافت و هر طفل كرو لالی می تواند به طور مجانی در این كلاس تحصیل كند. از ساعت چهار تا نه بعد از ظهر برای اسم نویسی به دفتر باغچه اطفال مراجعه كنید "

 

  صدای این اعلان مانند انفجار بمبی توجه عموم دانشمندان و فرهنگیان تبریز را به خود جلب كرد و جنجالی بر پا ساخت. تقریبا همان بلایی كه در آغاز دعوی نبوت به سر هر پیغمبری آمده بود به سر جبار نیز آمد. خوشبختانه ثبات قدم باغچه بان بی نتیجه نماند چون دو روز بعد از اعلام اعلان دو فرزند آقای قزوینی و لطفعلی رعدی آذزخشی كه كرولال مادر زاد بودند اسم نویسی كردند. پس از شش ماه در باغچه اطفال جشنی برای امتحان این سه كودك كرو لال برپا شد. در این جشن تمام فرهنگیان و دانشمندان تبریز و علمای خارجی و اعضای كنسولگری ها حضور داشتند و در حیاط بزرگ باغجه اطفال كه محل نطق محمد خیابانی بود جایی برای گذاشتن یك صندلی دیگر باقی نمانده بود و علاوه بر دیوارهای حیاط درختان خانه های همجوار هم آدم بار آورده بودند. خلاصه امتحان شروع شد بچه ها برای مردم درس خواندند و در تخته سیاه دیكته نوشتند. لذا تقدیرها و تمجیدها از زمین می جوشید و از آسمان می بارید. مردم از دست زدن و هورا كشیدن سیر نمی شدند. به این ترتیب آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران آغاز گردید البته با دشواری زیاد. باغچه بان بعد از موفقیت در تعلیم به سه كودك كرو لال در تبریز به فكر تالیف كتاب الفبای دستی مخصوص ناشنوایان در سال 1303 شمسی افتاد. اهمیت كارش در این است كه با اینكه در زمینه تعلیم و تربیت كودكان ناشنوا هیچ تجربه ای نداشته و هیچ گونه دوره ای را طی نكرده بود بعد از اندیشه و تلاش زیاد موفق به كشف اسرار صداهای زبان شد و آن را به دو گروه صداهای تنفسی و حنجره ای و هریك از آنها را به دو دسته صداهای امتداد پذیر و غیر امتداد پذیر تقسیم كرد. این كشف معمای تعلیم و اصلاح تعلیم و اصلاح تلفظ كودكان كرو لال را برای باغچه بان حل كرد.او برای اینكه صدا را برای طفل كر محسوس كند از حواس بینایی و لامسه اش مدد گرفت و الفبای دستی باغچه بان را اختراع كرد كه تلفظ هر حرف را با شكل انگشتان و محل گذاشتن دست بر سینه و یا نگاهداشتن آن در مقابل دهان نشان می دهد و به خاطر تاكید زیاد بر روی تلفظ و لبخوانی به الفبای گویای باغچه بان شهرت یافت و با چاپ در كتاب الفبای گویا به سال 1329 شمسی به تكامل رسید .

 

  باغچه بان در اواخر سال 1306 شمسی به طور موقت از تعلیم به كرو لالهای تبریز دست كشید و به شیراز رفت و در اولین كودكستان شیراز واقع در خیابان دو میل شروع به فعالیت كرد كه از پربارترین دوره های زندگی اش محسوب می شود و كتابش تحت عنوان زندگی كودكان كه شامل اشعار و سرودهای كودكانه و چیستانها می باشد به سال 1308 شمسی در شیراز چاپ شد كه به عنوان نخستین كتاب غیر درسی كودكان ایرانی در تاریخ ادبیات كودكان ایران شناخته شد. او در كودكستان شیراز هفت نمایشنامه مخصوص كودكان تحت عنوان پیر و ترب / گرگ و چوپان / خانم خزوك / مجادله دو پری / شیر و باغبان / شنگول و منگول / آتشدان زرتشت را نوشت كه نخستین ادبیات نمایشی كودكان ایران به شمار می آید. در این دوره كتاب بازیچه دانش به سال 1311 شمسی تالیف شد كه شامل طرح چند نوع بازیچه برای پرورش قوای فكری و تقویت حافظه كودكان می باشد. باغچه بان چون همواره به فكر مسئله تعلیم به كرو لالها بود در سال 1311 شمسی كه به تهران آمد به دنبال تاسیس دبستان مخصوص كرولالها رفت .

 

  استاد جبار باغچه بان در تهران

  باغچه بان با تشویق دوست خویش دكتر بهره مند در روزنامه اطلاعات آذرماه 1311 شمسی اعلانی به شرح زیر داد :

  " مقتضی است كسانی كه دارای اطفال كرولال هستند و مایلند اطفالشان در مدت كمی نوشتن و خواندن و حرف زدن آموخته و از فقر و بدبختی كه آتیه ایشان را تهدید می كند نجات یابند. از این تاریخ عصرها از ساعت 3 الی 6 بعد از ظهر برای ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه فرمایند. اطفالی كه از نقاط دور دست از قبیل ولایات و ایالات فرستاده می شوند با شرایط خصوصی به طور شبانه روزی پذیرایی خواهند شد. بدیهی است آقایان مراجعه كنندگان در مراجعه به این موسسه تسریع خواهند فرمود زیرا وقتی كه عده اطفال به حد كافی رسید طفل دیگری قبول نخواهد شد. نشانی : تهران خیابان ناصر خسرو مطب دكتر هوشمند . "

  سوفیا لبنان و ادیك بارسقیان از اولین شاگردان بودند كه اسم نویسی كردند و تا آخر سال سه چهار نفر همچون رضا قلی شهیدی هم به تعداد شاگردان جبار باغچه بان اضافه شد . پس از هشت ماه تدریس در خانه پدر سوفیا لبنان جشن امتحانی برای شاگردان ناشنوا فراهم شد و آقای وزیر از مشاهده درس و نتیجه امتحان بچه های كرولال بسیار متعجب شدند و مقرر نمودند از همان تاریخ ماهانه به دبستان اعانه داده شود لذا كار باغچه بان رو به بهبودی رفت و او توانست امتیاز دبستان كرولالهای باغچه بان را در آغاز سال 1313 شمسی بگیرد و سپس دستگاهی تحت عنوان تلفن گنگ یا گوشی استخوانی را اختراع كند كه كرولالها با گرفتن میله آن به دندان می توانند از طریق استخوان فك صورت ارتعاشات صوتی را دریابند و بشنوند . این دستگاه جالب در 18 فروردین همان سال تحت شماره 118 در اداره ثبت شركتها و علائم تجارتی و اختراعات ثبت گردیده است .

 

  در آخر سال دهم فعالیت دبستان كرولالهای باغچه بان ( 1322 شمسی ) تعداد شاگردان ناشنوا به سی نفر رسید لذا در این وضع كار باغچه بان بسیار سنگین و توان فرسا بود كه شاید در دنیا كم سابقه باشد. سرانجام او به فكر افتاد كه جمعیتی برای حمایت كودكان كرولال را تاسیس كند تا ضمن ایجاد مرجع و ملجا كودكان كرولال فقیر بودجه ای برای تربیت معلمان مورد نیاز فراهم نماید. بدینوسیله اساسنامه جمعیت حمایت كودكان كرولال در سال 1323 شمسی به ثبت رسید .

 

  شوق روزنامه نگاری همواره در باغچه بان زنده بود تا اینكه بعد از اخذ موافقت نامه وزارت فرهنگ به تاریخ 14/12/1322 شمسی بار دیگر قلم در دست گرفت و به نشر اولین شماره مجله زبان در اول بهمن 1323 شمسی پرداخت. او به درستی اعتقاد داشت كه پایداری و استقلال شئون یك ملت بسته به چگونگی فرهنگ اوست و تا فرهنگ اصلاح نشود امور كشور اصلاح نخواهد شد و این مهم فقط از عهده معلمان بر می آید و بس. این نكته با توجه به آن روزگار بی سابقه بود .

 

  مجله مذكور بعد از نشر 16 شماره در اردیبهشت 1326 شمسی متوقف شد و باغچه بان به خاطر درگیری با مسائل روز افزون مربوط به كرولالها دنبال آن كار نرفت. او همیشه دوست داشت از هر راهی كه به نظر می آمد به ناشنوایان هویت و شخصیت مستقلی ببخشد و بدین منظور گروهی از فارغ التحصیلان كرولال را دعوت كرد و به آنان پیشنهاد داد تا كانونی كه تمام اعضا و نیز هئیت مدیره آن كرولال باشند تاسیس شود. بنابراین كانون كرولالها به سرپرستی رضا قلی شهیدی در سال 1327 شمسی شروع به كار شد اما به دلیل نداشتن محل دائمی و درآمد بعد از دو سه سال متوقف شد. سپس اساسنامه دبستان كرولالهای باغچه بان در 14 اسفند 1328 شمسی به تصویب رسید و در آن برنامه آموزش پنج سال ابتدایی كه توسط باغچه بان نوشته شده است دیده می شود .

 

  اولین ساختمان مخصوص شاگردان ناشنوا در یوسف آباد

  چون دبستان كرولالهای باغچه بان واقع در خیابان انقلاب خیابان رامسر بیشتر از چهار كلاس نداشت به همت هئیت مدیره جمعیت حمایت كودكان كرولال در سال 1334 شمسی كلنگ نخستین ساختمان مخصوص ناشنوایان در زمینی در نبش میدان كلانتری منطقه یوسف آباد زده شد و در آغاز سال تحصیلی 1336-1337 شمسی به مرحله بهره برداری كامل رسید. بدینوسیله میدان كلانتری در تاریخ آموزش و پرورش ناشنوایان ایران نقشی ممتاز و فراموش نشدنی یافته و با نام دبستان كرولالهای باغچه بان عجین شده است .

  اولین دوره یك ساله تربیت معلم به سال 1335 شمسی در دبستان باغچه بان تشكیل شد و به خاطر تداوم برگزاری این دوره تحت نظارت دخترش ثمینه باغچه بان خیال آن بزرگمرد از این بابت آسوده گردید و تمام همت خویش را صرف دو كتاب ارزشمند تحت عنوان روش آموزش كرولالها و حساب كرد كه شامل آخرین نظریات آموزشی اش می باشد و در سالهای 1343 و 1344 شمسی به چاپ رسید. سرانجام سازمان برنامه و بودجه به امور مالی دبستان كرولالهای باغچه بان توجه بیشتر كرد و دكتر عبدامجید مجیدی در اسفند 1344 شمسی دستور مهم تاریخی صادر كرد كه از اول سال 1345 شمسی كد بودجه ای در بودجه كل كشور به نام آن دبستان گشایش یابد. این دستور تاریخی بدون شك باغچه بان را كه تمام هم و غم خود را صرف جمع آوری اعانه برای مدرسه خویش می كرد و از شاگردان كرولال به طور رایگان ثبت نام می كرد خوشحال و سرافراز ساخت. او در این دوره جمعیت سلام را برای بزرگداشت نیكوكاران در زمان حیاتشان تاسیس كرد و جزوه ارزشمند آدمی اصیل را در بیان ارزش نیكی و نیكوكاری منتشر كرد تا از این راه فرهنگ قدرشناسی و نیكوكاری را در جامعه ترویج بدهد زیرا بدرستی تشخیص داد كه تا این گونه فرهنگ نباشد از پیشرفت خبری نیست .

  باغچه بان عاشق زندگی و تجلیات آن بود و تا لحظه آخر زیبایی های جهان را می ستود و به آن درود می فرستاد و سر انجام با آن همه كوشش و تلاش بی نظیر در سن 80 سالگی پس از یك بیماری كوتاه چهار روزه در حالیكه افكار و اعمال پاكش مورد تائید مقامات فرهنگ دوست و افراد خیر قرار گرفته بود به تاریخ چهارم آذر سال 1345 شمسی چشم از جهان فانی فرو بست و ناشنوایان ایران را در اندوهی ابدی فرو برد .

  در مجموع می توان گفت باغچه بان مردی خود ساخته و مبتكر و خلاق و فعال بود كه بدون داشتن تحصیلات تخصصی و عالی و بر خلاف مدعیان امروزی با فكری آزاد و اندیشه ای بارور در راه مقاصد انسان دوستانه خود پیش رفت و همانگونه كه خود گفته است هر آنچه می دانست محصول جهاد فكر و عرفان او بود .

 

  بعد از در گذشت جبار باغچه بان مدیریت دبستان كرولالهای باغچه بان بر عهده دختر بزرگش ثمینه باغچه بان گذاشته شد كه در گسترش آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران نقش مهمی داشت .