چرا غصه گویی کنیم ؟

غصه گویی ساده ترین وارزان ترین شیوه ی نمایشی است که امکان اجرای آن برای هر خانواده ای وجود دارد علاقه ی عموم به غصه گویی ورضایت خشنودی همه از این شیوه  ی نمایشی دلایل زیاد ی دارد از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد

1.                        صمیمیتی که بین غصه گو ومخاطب هایش بوجود می اید

2.                        غصه گویی می تواند بدون وسیله ومقدمات در هر خانه ای به صورت شخصی وخانوادگی اجرا شود

3.                        قصه زبان مشترک همه ی ملت ها برای انتقال ارزشهای اخلاقی وآداب ورسوم از نسلی به نسل دیگر بوده وبهترین راه بیان آرزو هامی باشد

4.                        غصه ها نشان داده اند که در دنیاپهناور افرادی با خلق وخووارزشهای متفاوت نیز وجود داشته اند وبه همین دلیل غصه وغصه گویی همیشه عواملی بوده اند که تحمل دیگران وعقاید شان را ممکن ساخته اند

5.                        غصه گویی مایع نشاط ووسیله ی تامین سلامت روانی ودرمان ناراحتی ها وآرامش بخش می باشد

6.                        دریک کلام قصه وقصه گویی خوب ودلنشین می باشد

در گذشته بخش عمده ای از زندگی افراد را قصه وقصه گویی پر کرده بود وبه قصه گوی می پرداختند پدر دان داویس قصه گوی توانای کارولینیایه شمالی خاطرات خود را در این مورد چینن بیان می کند :

درکودکی زیاد به خانه ی پدربزرگ وماد ربزرگم می رفتم آنها درکلبه ی چوی زندگی می کردند وخانه ی آنها دردل طبیعت بود من هیچ وقت به مادر بزرگم نگفتم که برای قصه بگوید زیرا به رویددهایی که او تعریق می کرد به چشم قصه نگاه نمی کردند وحرفهای اورا به عنوان رویدادهایی نگاه می کردند که در زمان های گذشته روی داده بودند رویدادهایی که معمولا بایکی بود ویکی نبود ویا روزی بود روزگاری بود شروع می شد

امروزه دردنیا ی مدرن وصنعتی نمی توان همچون گذشته   زندگی کرد وخانواده ها ی روستایی باجمعیت زیاددرحال از بین رفتن است ولی با اینکه امروزه وسایل سرگرمی مدرن وفریبنده ای دراختیار کودکان و نوجوانان می باشد بچه ها وحتی قصه گوهای حرفه ای این امر را به صورت تجربی دریافته اند بسیاری  ازروانشناسان به فایده های قصه گویی درآثارخود پرداخته اند مثلا گفته اندکه در زمان قصه گویی صمیمیت واعتماد متقابلی بین قصه گو وشنوندگانش ایجا د می شود صمیمیت واعتمادی که مرز واقعیت ها ی زمان ومکان رامی شکند وتا دنیای رویا ها وجاده ها وخیالها ادامه پیدا می کند .

اهمیت قصه وقصه گویی موضوعی نیست که فقط درزمان ما مورد توجه قرار گرفته باشد ودربسیاری از متون ادبی کهن مطالب واشاره هایی هست که نشان می دهد که قصه گویی به عنوان یک برنامه ی آرامش بخش وتامین کننده ی بهداشت روانی از قرنهاپیش مورد توجه قرار گرفته است

چه وقت برای قصه گویی مناسب است ؟

1.                   هنگام خواب : قصه گویی در شب وپیش ازخواب یکی از بهترین زمانها برای قصه گویی است حتی در شعر وشاعران بسیار قدیمی نمونه هایی است که به این موضوع اشاره دارد درقرن هیجدهم ونوزدهم میلادی درخانه های ثروتمندان آسیا وارپا قصه گوهای خانوادگی وجود داشت که کار آنها قصه گویی برای اعضای خانواده قبل ازخواب بود واگر یکی از اعضا ی خانواده دچا ربی خوابی می شد قصه گو وظیفه داشت بیدار بماند وبرای او تاهنگام خواب قصه بگوید قصه هایی که هنگام شب  خوانده می شود بهتر است که ابتدا باصدای بلند خوانده شود وبلند خواندن قصه پیش زا خواب واصولا قصه گویی برای بچه ها پیش از خواب باید ازسن شش تا نه ماهگی شروع شود (کیمل وسگال )

خواند یک شعر ساده ولالایی هایی که آرامش بخش بوده ومفاهیمی همچون امیدواری ،خانه ،شب وزیبایی های طبیعت را می رساند هنگام قصه گویی قبل از خواب می تواند خیلی  تاثیر گذار باشد برای نمونه شعر زیر از این دسته می باشد :

گل زیبای خورشید :

لا لا لالا کبوتر /نزن د رآسمان پر /که می خواهد بخوابد /گل زیبای مادر /لالالالابچه آهو /نرو این سو وآن سو/که می خواهد بخوابد /گل زیبای خوشبو /لالالالالالالا/گلم خوابیده حالا /گلم خوبیده تا باز /بخندد صبح فردا (افسانه شعبان نژاد )

2- کنار آتش : قصه گویی درکنار آتش جاذبه ای خاص دارد ووقتی که گروهی بر گرد آتش می نشیند حالتی اسرا رآمیز .خیال انگیز دارند که در چنین محفلی کسی که قصه می گوید باید از شنوندگان قصه اش اطمینان داشته باشد زیرادرچنین محافلی بیشتر قصه های هیجان انگیز وترسناک کاربرد دارد اگر به راستی قصه ترسناک باشدشنوندگان باید اطمینان داشته باشندکه راوی آنهارادرنهایت به فرجامی خوش وشیرین خواهدبرداین نوع قصه گویی برا ی شبهای اردو مناسب است

3- هنگام مسافرت :ضرب المثلی است که میگوید " همسفر راکوتاه میکند "واقیت این است که هر هم سفری را ه را کوتاه نمی کند بلکه همسفرهای خوش سخن وقصه دان وخاطره پرداز هستندکه ملال سفر را کم می کنند

گاهی می توان داستانهایی راکه بچه ها درخانه شنیده اندبه خوبی آب وتاب داد ودر سفرها دوباره تعریف کرد ...حتی می توان با بهره گیری ازقدرت تخیلی ازاتفاقات روزانه قصه های حیرت انگیز ساخت .توصیه ی من به همه ی کسانی که زیاد به مسافرت می روند این استکه قصه های کوتاهی را که پایان ها ی غیر منتظره دارند به خاطر بسپارند اگر این داستاها همراه با یک بازی نمایشی گفته شود بسیار کار ساز است

4- نشست های خانوادگی ،گردشها وانجمن ها : بعضی از خانواده ها وفامیلها هر از گاهی د ریک نشست فامیلی یکدیگر رامی بینند مثلاماهی یک بار همه د رخانه ی پدربزرگ گرد می آیند وتجدید دیدار می کنند قصه گویی در چنین محافل خوبی برای قصه گویی می باشد همچنین برای کودکان که بامرگ یکی از نزدیکان روبرو شده اند قصه گویی درباره ی متوفی کمک بزرگی به پذیرفتن سالتم تر یان واقعیت می کند طبیعی استکه در اجتماعات خانوادگی داستانها به صورتی غیر رسمی وساده گفته شود اگر داستانهایی که در این گونه موارد گفته می شود گویای تاریخ خانواده باشد موثر تر است زیراشنوندگان قصه خودشان با حادثه های چینن داستانی پیوند خورده ان

5- روزها،جشنها ومراسم مذهبی : تشریفات مذهبی تا حدود زیادی از تشریفات پیچیده وموضعی تشکیل شدهاست فلسفه ودلیل این تشریفات بیشتر دهان به دهنان وسینه به سینه به مارسیده است ودرمیان اقوام وطوایف ونژادهای مختلف فرق می کند داستان گویی نقش مهمی در انتقال سینه به سینه ی دلایل تشریفات مذهبی داشته است در روزهایی که عنوان مذهبی دارند بهترین فرصتها پیش می آید تا با بیان آن روزها فرزندانمان را با ارزشهای مذهبی ومعنوی خود آشنا سازیم برای خانوادههای مسیحیبهترین ایام نقل داستانها ی مذهبی عید پاک وکریسمس وروزهای پیش از آغاز این دوجشن است اغلب کتابهای اسمانی سرشارازقصه هایی است که به صورت مستقیم وغیر مستقیم گویای اسرار وارزشهای اخلاقی ومعنوی است برای مسلمانها نیز روزهای زیادی وجوددارد که می توان به بیان قصه  مخصوص پرداخت  وآنها رابا ارزشها واعتقادات اسلامی آشنا کرد مثلا درعید قربان فرصت مناسبی پیش می آید برای بردن گل وشیرینی به خانه   وایجاد انگیزه برای طرح داستان حضرت اسماعیل (ع)

6- دیگر ایام ویژه : 1- سالروز تولد بچه ها که مامی توانیم بخشی ازجشن را به گفتن قصه بپردازیم 2- جشن تکلیف ،ختنه سوران وروزهای جشن فرصت مناسبی برای گفتن وشنیدن قصه می باشد

7- همیشه وهر روز : نباید منتظر این باشیم که ساعت یا روز فرابرسد یا سالروزرویدادی پراهمیت پیش بیاید تابر مبنای قصه گویی برای بچه هایتان راترتیب دهید در روزهای عادی هم ساعاتی برای قصه گویی مناسب است ووالدین باید اهمیت این ساعت هارا دریابند اگر شما ازکسانی هستید که والدینی خوبی نداشته اید که برای شما قصه بگویند پس سعی کنید که شماوالدین خوبی باشید واین ناکامی را به نسل جدید انتقال ندهید از هر فرصتی برای قصه گفتن استفاده کنید شاید آن فرصت همین الان باشدپس همین الان برای بچه هایتان قصه بگویید

چه نوع قصه هایی برای گفتن مناسب است ؟

1-           قصه هایی پیرامون تاریخ وسرگذشت خانواده : مهمترین داستانهایی که باید در محافل خانوادگی گفته شود قصه هایی هستند که باید به نسل های بعد انتقال پیدا کنندمثلا داستان تولد یا مرگ افراد برجسته داستان لحظه های حساس تاریخ خانوادگی وملی ،قصه های عامیانه ویا رخدادهای فکاهی یا مهمی که برای برخی از افراد خانواده اتفاق افتاده است همچنین  داستانهایی که دلایل انجام آداب ورسوم خاص خانوادگی را بیان می کند ویا نفرت وعلاقه ی خانواده را به فرد یا مورد مشخصی توجیه می کند از این قبیل داستانها هستند

2-           قصه های عامیانه ،افسانه هاواسطورها :

افسانه ها وقصه های عامیانه گذشته ها ی پر فراز ونشیب داشته اند زمانهایی بوده که درآن قصه های قهرمانی رواج داشته است ،همچنین دوره های تاریخی دیگر نیز بوده که در آنها جادوگران،شاهان واشباح مورد توجه مردم قرار گرفته است .این تغییر وتحولات به دلیل تغییر در شیوه ی زندگی مردم بوده است در زمان مانیز افکار وعقایدمتفاوتی درباره ی قصه ها وجود دارد .بعضی ازمردم عقیده دارند که قصه های خیالی وقصه های ترسناک ارزش چندانی ندارند وگاه مضر هم هستند بعضی دیگر به این باور رسیده اندکه چنین قصه هایی دارای تاثیر محکم وقوی در بچه هستند وبرای گسترش ذهن وقدرتمند کردن تخیل نقش کلیدی دارند

3-           داستانهای سرگرم کننده :بعضی از داستانها داریا پیام ویا معنویت خاصی نیستند حرف خاصی ندارند وبه تقویت باریک بینی در پدیده ها ی محیط یا زبان کمکی نمی کنند چنین داستانهایی اغلب برای وقت گذرانی گفته می شود وگاهی ممکن است درمیان داستانهایی پر مفهوم بر بخورند .بسیاری ازداستانها ی فکاهی وحقه بازی ازاین قبیل هستند

4-           داستانهایی ک به کمک شنوندگان گفته می شود :کودکان علاقه ی زیادی دارند هنگام شنیدن قصه در نقش یکی از شخصیت های قصه ظاهر شوند این داستانها می توانند بر پایه ی واقعی ویا قصه ای باشند هرچند قصه گوبیشتر داستان وقصه خوانده باشد وتخیل قویتری داشته باشد در اجرای قصه به شیوه موفق تر خواهد بوداینگونه از قصه گویی مناسب قصه گویان وشنوندگانی است که به اغراق وقهرمان پروری دارند .

5-           داستانهایی که به کمک اجسام گفته میشود :مسلما قصه گوهای قدیمی با نقاشی برروی سنگ وبرف وزمین ویا با استفاده از طنابهایی که به صورت عجیبی گره می خوردند ویا با استفاده از تکه های چوب واستخوان سعی در اجرای وعرضه ی بهتر قصه ها داشته اند روش آویزان کردن اجسام با طناب درمیان ساکنان جزایر اقیانوس کبیر رایج بوده است ،در استرلیا ودرقطب داستانها از طریق کشیدن این اشکال بر روی برف وخاک تعریف می شده است .استرالیایی ها باانگشت واسکیموها با چاقو شکل هایی رابرروی زمین می کشیدند .هر داستانی چاقوی مخصوص خود را داشت وچاقوی هر داستانی را بزرگ خانواده تزیین می کرد وبه دختران بزرگ قبیله می داد تابا استفاده ازآن برروی خاک وبرف نقاشی بکشند وداستان بگویند

امروزه درعصر ماهم از اجسامی که برای بخاطر آورده خاطرات وگفتن قصه استفاده  می کنند برای مثال عکس های آلبومهای قدیمی ، لباسهای قدیمی ،جواهرات ووسایلی که از اجداد ما باقی مانده هست همه اجسامی هستند که هر کدام برای گفته شدن داستان خودشان مورد اسفاده قرا میگیرند

چگونه قصه بگوییم ؟

قصه گفتن در محیط خانه وخانواده ها ساده تر از قصه گویی در محیطهای رسمی یا جمعهای بزرگتر است برای موفقیت در قصه گویی راههایی وجود دارد که عبارتند از:

1-           گفتن قصه به صورت کاملا طبیعی

2-           قصه راچند بار به صورت متوالی بخوانید تاتسلط بیشتری پیدا کنید

3-           خواندن روایت ها ی مختلف افسانه ای ومقایسه کردن ترجمه های مختلف از یک قصه

4-           بیان تجربیات وخاطرات شخصی

5-           گوش دادن به قصه گویی قصه گوهای موفق .

اگر شما ازسه قائده ی اساسی زیر پیروی کنید قادر خوهید شد که لااقل برای افراد خانواده ی خودقصه گویی موفق باشید وقصه هایی را با زیبایی ودلنشینی لازم برای نزدیکان خود بگویید:

1-           رفتار وسخنان قصه گوباید طبیعی به نظر برسد تا ساختگی

2-           قصه گو نبایدبا مبالغه در رفتار وسخنان خود ،به تعریف قصه بپردازد مگر اینکه قصه اش فقط به هدف سرگرمی وتفریح گفته شود

3-           قصه گو بایدقصه ای را برای گفتن انتخاب کند تا به موضوع ومحتوای آن به صورت واقعی یا سمبلیک  ایمان واعتقاد داشته باشد