به نظر من بهترین هنر برای کودک نقاشی و کاردستی است برای اینکه کودک به راحتی و آزادانه تفکرات خود را می کشد یا درست می کند.

کارگاه نقاشی کودکان نه برای این به وجود می آید که کودکان یک هنر مند واقعی ببار آیند بلکه برای پرورش و بروز استعدادهای آنان بهترین شیوه ،همین نقاشی است که آنان را با محیط اطراف خود آشنا می کند.

 

در نقاشی برای سنین پایین نباید موضوعی داده شود یا اینکه به آنها مدلی برای کشیدن تحمیل شود خود کودک در نقاشی برداشتی آزادانه از دنیای خودش دارد و چه بسا با دادن موضوع یا مدل جلوی شکوفایی استعداد و بروز خلاقیت او را بگیریم و اگر مو ضوعی به کودکی دادیم که درباره آن نقاشی کند نباید دخالتی در کار کودک داشته باشیم منظورم  این نیست که کودک را به حال خود رها کنیم تا نقاشی کند بلکه ما نیز در خلال کار نحوه درست رنگ آمیزی ، درست گرفتن قلم و قلم مو را به او یاد بدهیم روش کار من در کارگاه نقاشی برای کودکان به اینصورت است که اگر موضوعی را مطرح می کنم در مورد آن به بحث و گفت و گوی مختصری با کودکان انجام می دهم مثلا اگر موضوع ، میوه ها باشد در مورد رنگ آنها بحث می کنیم که فلان میوه به رنگ قرمز یا نارنجی ویا زرد می باشد و یا چند نمونه برای آنها می کشم البته بعد از کشیدن میوه ها آنها را پاک می کنم که فقط در ذهن آنها تداعی چند میوه شود ، بعد از این کار کاغذ نقاشی را در اختیار آنها قرار می دهم تا شر وع به نقاشی کنند در حین کار بچه ها یاد گرفته اند که کنجکاوانه سؤالاتی بپرسند و جواب بگیرند که آیا می توانم سبدی از میوه بکشم، یا سیب را با رنگ آبی رنگ آمیزی کنم در چنین مواقعی آنها را آزاد می گذارم که خودشان به نتیجه ای برسند و این نتیجه نیز برای آنها خیلی خوشحال کننده است  معمولا در کانون پرورشی فراخوان هایی برای مسابقات نقاشی از مرکز فرستاده می شود برای کار کردن این فراخوان ها همیشه سعی کرده ام فقط موضوع فراخوان را به بچه ها بگویم و قبل از آن در مورد موضوع فراخوان با هم بحث و گفت و گویی داریم و سپس شروع به کار می کنیم ، بچه ها از اینکه می خواهند در مسابقه شرکت کنند اطلاعی ندارند .در یک جلسه که یکی از بچه ها از مسابقه اطلاع پیدا کرده بود وقتی کاغذ نقاشی را به او دادم از اینکه می خواست در مسابقه نقاشی فلان کشور شرکت کند حراسان بود وحتی در پایان گفت نمی توانم نقاشی ام را تمام کنم در صورتی که همین کودک قبلا در چندین مسابقه نقاشی شرکت کرده بود و حتی در نقاشی از استعداد خوبی نیز برخوردار بود ولی از ترس اینکه می خواهد در مسابقه نقاشی بین المللی شرکت کند نتوانست کارش را به پایان برساند..

امید است که بتوانم با کمک همکارانم در مراکز استان  راهکارهایی را برای شناخت هنر کودکان به شما بگویم

 

 

 

مختصری در مورد آموزش نقاشی کودکان

 

 

از نظر جوانان ،هنرمند باید درست مثل یک دوربین عکاسی همه چیز را عیناً شبیه به خودش ترسیم کند .اما کودکان و خردسالان برعکس به نظر می رسد که بیشتر جذب رنگ ،نور،شکل می شوند تا شباحت به مدل.پژوهشی که در یکی از شهر های فرانسه انجام گرفته بود،نشان می داد که کودکان سنین 5الی 6ساله آثار نقاشان  معاثر را که غالباً انتزاعی هستند بسیار دوست دارند .در حالی که کودکان 7الی 8 ساله تابلوهای بدوی و 9ساله تا سنین بلوغ منظره  و صورت های واقع گرا را ترجیح می دهند. به گفته سوبس کودکان تا 9ساله به طرف رنگهای زنده کشیده  می شوند ولی پس از این سن ،زمینه های کمرنگ را ترجیح می دهند.به نظر می رسد نه تنها سن بلکه محیط نیز در ارجحیت دادن هنری کودکان موثر است.بنابرین میان کودکان و بزرگ سالان شیوه های مختلفی برای درک زیبایی در هنر وجود دارد .واین مسئله فقط به عوامل تکاملی بستگی ندارد. بلکه به تحت الشعاع بودن بیشتر بزرگسالان به فرهنگ عمومی هم مربوط است.کودک نیز به مرور که بزرگ می شود در وجود او تکامل حس زیبا شناسی در جهت خواستهای سیاق اجتماع پدید می آید.اگر به کودکان امکان شناخت محیط های گوناگون و کسب تجربه در جهات مختلف داده شود حس زیبا شناسی او تقویت خواهد شد. تمام این موضوع ها نشان می دهد که کودک چون دارای تجارب کمی است به شیوه مخصوص به خود ،در بیان اشکال مختلف هنری از آنها لذت ببرد که در محیط او وجود دارد .

 

 

 

ابزارهای نقاشی برای کودکان :

 

اولین کار این است که لوازم هنری مورد نیاز کودک را در اختیارش قرار داد.اگر وسایلی که در اختیار کودک قرار می گیرد مناسب او نباشد ،باعث می شود که کودک دلسرد شود.بطور مثال نباید نقاشی کودک را به کشیدن طراحی با مداد محدود کرد ،بلکه بایدطریقه استفاده از رنگهایی چون  ،پاستل ، گواش ویا مداد رنگی را به کودکان یاد داد . باید سعی کرد از رنگهایی چون  گواش ،چون براحتی روی کاغذ قرار می گیرد بیشتر استفاده شود. و باید به کودک بیاموزیم که از پاک کن و خط کش کمتر استفاده کند تا قدرت ذهن و دستانش در کشیدن نقاشی بیشتر شود . کاغذ نقاشی به نظر من کاغذ اشتناخ مناسب باشد مرغوب بودن کاغذ اشتنباخ به این است که رنگ را خوب به خود جذب می کند.  اصطحکاک قلم مو بر روی کاغذ باید خیلی کم باشد تا کودک براحتی به هر طرف که بخواهد خطوطی ترسیم کند .

 

 

بیان موضوعات آزاد هنری برای کودکان :

 

هدف از فعالیت هنری باروری عاطفی و غنای فکری هنرمند است. در عرصه نقاشی از نظر کودک ، چگونه اجرا شدن یک کار نقاشی نسبت به نتیجه و محصول کار اهمیت بیشتری دارد.کودک باید توانایی کسب تجارب مخصوص به خود داشته باشد و زمانی که یک کاری انجام می دهد احساس می کند،کاری مربوط به خود انجام داده.و به همین دلیل بزرگسالان نباید در ذهن کودک دخل و تصرفی داشته باشند  یا بخواهند آثار آنها را در جهتی خاص هدایت کنند یا بین چند کودک به یکی از آنها جایزه بدهند. در عوض بزرگسالان باید وسایلی را فراهم کنند تا کودکان براحتی بتوانند از آنها استفاده کنند و محیطی برای آنها فراهم کنند که کودک برای خلاقیت تشویق شود و خود تجاربی بدیهی و زیبا شناسانه پیدا کند . پس نتیجه می گیریم که تحمیل یک موضوع اجباری مثلاً وادار کردن تمام شاگردان یک کلاس به کشیدن منظره ، کار اشتباهی است .منظور من این نیست که یک مربی باید کاملاً کودک را به حال خود رها کند بلکه باید در حین کار او را به شیوه های صحیح کار آشنا سازد. وامکاناتی را برا او فراهم کند تا بتواند در محیطی محرک که خود را کاملاً راحت حس می کند ، از ژرفای وجودش ، به فعالیت بپردازد. در ضمن یک مربی هیچ وقت نباید با انتقادات منفی و مخرب باعث دلسردی کودک شود .

 

 

نقاشی از روی مدل وکپی کردن :

 

 

گاهی اوقات به بچه ها گفته می شود که از روی فلان مدل بکشید یا  روی فلان شکل کپی کنید و این به خلاقیت کودک آسیب می رساند و به طور ناگهانی قدرت خلاقیت را از او می گیرد. نباید فکر کنیم که به هر قیمتی شده کودک باید معیار ها و ادراک ها هنری معینی داشته باشد. باید به این نکته توجه داشته باشیم که کودکان هر کدام دارای خلق و خو و روحیات مخصوص به خود هستند. اگر کودکی از نقاشی های دیگران کپی بردارد می توان گفت که به خود و کار خودش اطمینان ندارد یا چیزی برای ارائه به دیگران ندارد و این کارها باعث می شود که کودک کم کم خسته شود و چه بسا ماءیوس و از کار خود دست بکشد و آن را ناتمام رها کند        

آموزش خلاق کودک محور چيست؟

 

امروزه در بسيارى از كشورهاى پيشرفته آموزش خلاق كودك‌محور به سياست و برنامه‌ى اصلى سامانه‌ى آموزش و پرورش تبديل شده است. آموزش خلاق كودك‌محور بر فلسفه‌ى آموزش مشاركتى و هميارى کودکان و آموزگاران و مربيان استوار است. در اين شيوه‌ى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هيجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مى‌شود و به ويژه بر رشد هيجانى و اجتماعى که بنيادهاى پرورش کودک را مى‌سازند، تاکيد مى‌شود.

در شيوه‌ى آموزش خلاق کودک‌محور، برنامه‌ريزى آموزشى، همسو با برنامه‌هاى پرورشى است. در اين شيوه، آموزش بدون پرورش بى‌معنا و بى‌هدف است. برنامه‌هاى آموزشى از پايين و با توجه به رغبت و گرايش کودکان طراحى مى‌شوند. در حالى كه در شيوه‌ى سنتى آموزش، پرورش سياست‌ها و برنامه‌ريزى‌‌هاى آموزشى از بالا به پايين و دستورى است، به رغبت و گرايش کودکان توجه نمى‌شود و جاى پرورش در اين گونه از آموزش همواره خالى است.

در آموزش و پرورش مشاركتى، ديدگاه‌ها و گرايش‌هاى ياد‌گيرندگان، سبب مى‌شود که آموزگاران و مربيان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جريان يادگيرى سمت و سو دهند. در اين شيوه انديشه و هنر کودکان شکوفا مى‌شود. آموزش خلاق كودك محور تراز رغبت كودكان را مهم‌ترين اصل در فرايند يادگيرى مى‌شناسد. تا زمينه‌هاى مناسب براى رغبت كودكان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى كه همه چيز با رغبت كودكان برنامه‌ريزى شود، آموزش به جريانى آرامش‌دهنده و بالنده تبديل مى‌شود. در اين وضعيت است که انگيزه‌هاى کودکان براى يادگيرى افزون مى‌شود.

گونه‌ى آموزش خلاق كودك محور، واگرايانه است. در حالى كه آموزش و پرورش سنتى، برپايه‌ى همگرايى و يکسان ديدن همه‌ى کودکان برنامه‌ريزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر كودك يک جهان متفاوت است که نيازها و گرايش‌هاى ويژه‌ى خود را دارد. برآيند چنين آموزشى به طور طبيعى کودکان خلاق‌ترى خواهند بود که توانايى درک بهتر و گشودن آسان‌تر رازهاى طبيعت و زندگى را دارند.

•  انديشه‌ها و تخيل‌هاى متفاوت، نقطه‌ى آغاز خلاقيت است. خلاقيت پديده‌اى دور از دسترس نيست، اگر گوهر وجودى كودكان را كشف كنيم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجسته‌ترين کارکرد بازى آزاد سازى انرژى‌هاى نهفته‌ى كودك و شکفتگى شخصيت اوست.