روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همه مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان.

 

گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم..

 

 فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد.

اگه خدا تا لبه ی پرتگاه بردت بدون یا از پشت گرفتتت یا همون لحظه پروازو یادت می ده.

 

بسیار عجیب و باورنکردنی است
 اما همین طور که عجیب به نظر می رسد حقیقت دارد
 خداوند همه ما را دوست دارد و درک می کند
 منظورم از ما من و توست
مهربانی او همه را کفایت می کند
 از پیر و جوان گرفته تا
افراد تنها وناتوان
از تند خویان تا متکبران
عشق او حد و مرزی نمی شناسد پس
هرگز گمان مکن که مورد رحمت او واقع نمی شوی
 مهم نیست که چه کسی هستی یا چه شغلی داری
 نام تو نیز در فهرست خداست
مهم نیست که چه گذشته ای داشته ای
 به خدا اعتماد کن تا حقیقت این کلمات را دریابی
به سختی کارت فکر نکن فقط آنرا در دست خدا بگذار زیرا
آن زمان که همه رهایت می کنند هنوز در آغوش او هستی
 خدا هنوز هم دوستمان دارد
 از آغاز جهان شیفته مان بوده و
 همیشه هم خواهد بود!