ان غنچه كه از باد زمان زخمي داشت                          از نوع نگاه ما به ان زخمي داشت

چون فرصت گل شدن به او ما ندهيم                             عطر خوش او چو شد نهان زخمي داشت

 

آموزشگاه توحید

 

اولين مشكلي كه در اين اموزشگاه خيلي از افراد دچار سردر گمي مي شوند اين بود كه يك تابلو يا سر دري كه معرف اين اموزشگاه باشد نبود . اين مدرسه در سال 1372تاسيس شده است و حدود 85 دانش اموز دارد اين اموزشگاه در دو طبقه است كه به طور روزانه اداره مي شود طبقه ي پايين ان مربوط به دختران با نام پيوند و طبقه ي بالاي ان مربوط به پسران با نام توحيد مي باشد داري 4 كلاس اول است و دوم و سوم هر كدام يك كلاس و كلاس چهارم دو كلاس دارد در اين مدرسه از خدمات گفتار درمان و مشاور و سرپرست بهره مند هستند اين اموزشگاه از ساعت 8-12ميباشد در 4 زنگ كه هر كدام 45 دقيقه است و تنها زنگ اول ان يك ساعت مي باشد چون بازدهي بچه ها بيشتر مي باشد و ساعت تفريح هم 15دقيقه مي باشد.

هزينه هاي خاصي از اين بچه ها گرفته نمي شود و فقط براي كتاب و بيمه از انها هزينه گرفته مي شود .

كلاس اول سطح يك 9 نفر دانش اموز ،سطح دو8 نفر دانش اموز،به كلاس سطح سوم نرفتيم و سطح 4 تعداد 8 نفر بودند اما شرايط كلاس خيلي ساده و نحوه ي چيدن كلاس ها مربعي شكل و معمولا در چهار زاويه ي كلاس صندلي وجود داشت در كلاس از تخته سياه و از تصاويري كه از كتاب درسي گرفته شده بود مزين شده بود كتاب فارسي سال اول انها در سه جلد طراحي شده است.

كلاس سوم:اولين كلاسي بود كه وارد شديم كه معلم نداشت در اين كلاس 6نفر بودند ودر فضاي كلاس روي ديوار برنامه ي كلاسي و جدول الضرب ونقشه ي ايران و عكس امام بوددرس جلسه ي  كتاب فارسي انهادر مورد پرستار بوده و زماني كه كتاب فارسي را از انها گرفتم درس هاي ان عبارت بودند از :مدرسه خرگوش،غذاي مفيد ،چراغ راهنما ،جشن مفيد و.........درس 13 پرستار بود كه تا اينجا به انها درس داده شده بود.

تفاوت كتاب هاي اينها با بچه هاي معمولي در اين بود كه از تصاوير بيشتري استفاده شده بود و از مفاهيم ساده تري برخوردار بود.

در كلاس 7تا نيمكت وجود داشت كه 5تا كنار هم و دوتاي ديگر در گوشه هاي كلاس بودند

از تمرين هاي كتاب رياضي انها:1.يك خطي به طول 5سانتيمتر رسم كنيد 2.جمع و تفريق ساده ي اعداد و اعداد را به رقم تبديل كنيد و........

از ويژگي هاي بچه كم توان ذهني مثل اين اموزشگاه دير ياد مي گيرند و زود فراموش مي كنند اين گونه بچه ها از لحاظ لباس پوشيدن و اجتماعي مثل بچه هاي عادي بودند ولي از لحاظ هوشي و تحصيلي از انها ضعيفتر بودند سن افراد كلاس معمولا به هم نزديك نيست و فاصله ي سني زياد است بيشتر بچه ها از قشر پايين جامعه هستند ،در كتاب هاي درسي انها بيشتر از تصاوير استفاده مي شود ،معلم براي اموزش انها از همه ي روش ها استفاده مي كند.

نحوه ي مديريت اين اموزشگاه به صورت تيمي است يك مدير و يك معاون و يك مشاور و يك سرپرست اموزش و يك مربي بهداشت و كادر توانبخشي و......

نحوه ي ادارهي اموزش كودكان استثنايي همانند مدارس عادي است .اما معلمان بايد صبر و حوصله بيشتري داشته باشند و همچنين بايد علاقه مند باشند.

حداقل سن ورود به اين اموزشگاه 6 و حداكثر سن 17مي باشد براي ثبت نام در اموزشگاه محدوده ي مشخصي معين مي شود .

مقطع راهنمايي از سال1381مطرح شده است و شرايط ورود به اين دوره قبولي در ازمون و يا با استفاده از مصاحبه است .

مشاور بيشتر در اين اموزشگاه روي اصلاح و تغيير رفتار دانش اموزان كار مي كند.

 

 

 

 

 

مرکزنگهداری کم توانان ذهنی شهيد بهشتی

 

گزارش بازدید از مرکز نگهداری و توانبخشی کودکان معلول ذهنی شهید بهشتی

 

تاریخ بازديد3/2/ 1387

پیشینه مرکزشهید بهشتی

این مرکز با قدمت 25 سال بصورت شبانه روزی محل زندگی 170 نفر از کم توانان ذهنی با رده سنی 5 تا 65 سال می باشند که عمدتا دارای خانوادهای مشخصی نمی باشند.

در این مرکز همچنین تقریبا از تمامی سطوح هوشی متوسط به پایین وجود دارد.

((این مرکزتحت نظارت سازمان بهزیستی خراسان رضوی می باشد))

 

خانواده های این افراد  چون از عهده نگهداری آنان برنیامده اند آنها را که از جای جای نقاط کشورمان به مشهد مقدس آورده و دراطراف  حرم امام رضا (ع)  رهایشان کرده اند. .

این بچه ها با نامه ی رسمی از طرف قوه قضایی به عنوان بچه های دولت به این مرکز سپرده می شوند

این مرکز به صورت هیات امنایی یعنی با مشارکت مردم اداره می شود و حتی کارکنان جدید این مرکز را هیات امنا انتخاب می کنند.

بچه های این مرکز به 3 گروه آموزش پذیر، تربیت پذیرو حمایت پذیر(خوابگاهی ) تقسیم می شوند که امکانات خاص و جدا گانه ای برای هر کدام از گروهها فراهم شده است.

 گروه آموزش پذیر

 

که پس از صرف غذا در ساعت 7 بوسیله سرویس به مدارس استثنائی می روند و ساعت 12 باز می گردند و در واقع این مرکز خوابگاه آنها می باشد. اگر چه در زمان بازدید ما امتحانات آنها تمام شده بود و آنها بیشتر وقت خود را در کارگاهها در کنار بچه های تربیت پذیر صرف کار های یدی می کردند و بالعکس در زمان حضور در مدارس آنها کمتر در کارگاهها حضور پیدا می کردند

 گروه تربیت پذیر

این گروه با بهره هوشی 35 الی 50 توانایی حضور در مدارس کودکان استثنایی و همچنین بیرون از مرکز را ندارند ، بنابراین بیشتر اوقات خود را صرف بالا بردن مهارت های خود متناسب با علایق و استعداد هایشان  در کارگاهها می کنند و در همین مرکز آموزش های ساده اجتماعی ،بهداشتی و اخلاقی را در کلاس های با امکانات متناسب با درجه IQ خود و سطح سازگاریشان کسب می کنند.

حمایت پذیر

خوابگاه محبت پذیرای 70 نفر از کم توانان با درجه هوشی 25 الی 35 می باشد که دارای یک فضای باز برای این گروه می باشد که در نگاه اول با آنچه در مرکز فتح المبین دیدیم بسیار متفاوت بود بطوری که ما آنها را تربیت پذیر می پنداشتیم و چیزی فراتر از 2 فاکتور عدم کنترل اسفنگتری و درجه IQ را می توانستیم برای آنها به عنوان افراد با درجه عمیق عقب ماندگی متصور شویم

 

در واقع این دسته از افراد در 2 قسمت مجزا از هم در بیرون از ساختمان خوابگاه حضور داشتند یعنی فقط 15 الی 20 نفر از آنها که شدت عقب ماندگی آنها زیاد بوده است از مابقی جدا شده بودند و نکته جالب این بوده است که یکی از همان افراد عقب مانده مسئول تعویض لباس های آن گروه جدا شده بود که براحتی فرمان های مراقبان را مبنی بر نگهداری از آنان عمل می نمود

 

وجود یک تلوزیون خاموش که فقط شب ها قبل ازساعت خواب یعنی 9 شب روشن می شد برای ما بسیار جالب توجه بود .

برای ما رفتار مراقبان این گروه حاکی از تحکم و فریاد زدن و دستوری بودن فرامین بوده و آنها فقط سرکوب می شدند و حتی حق تحرک جسمانی زیاد را نداشتند.

واکنش آن چند مراقب که رفتاری غیراخلاقی و بدور از هیچ گونه شناخت علمی از این طبقه از افراد را نداشتند برایمان تاسف آور می نمود زیرا اگر این افراد بصورت علمی و مداوم آموزش می دیدند مطمئنا این تاثیر محیطی برIQآنان تاثیر گذاشته و بالطبع رفتار های ناسازگار آنها کم می شود واز سوی دیگر برای خود کارکنان زحمت کمتری ببار خواهد آورد.و3 كلاس كاربردي دارد.1.اتاق بازي يا سالن حسي حركتي 2.سالن ورزشي3.سمعي بصري.

کارگاههای آموزشی: 1)کارگاه ساقه کاری  2)کارگاه اسکاچ 3)کارگاه گلیم بافی  4)کارگاه معرق کاری

کارگاه ساقه کاری

تعداد 10 نفر ازگروه تربیت پذیر و آموزش پذیر به مدت 4 ساعت دراین کارگاهها کار می کردند از عمده مزایای کار کردن این گروه این است که آنان هرگز از کار ساده و یکنواخت خسته      نمی شوند

از سوی دیگر آن اعتماد به نفس و اراده و لذتی که در چهره آن بچه ها دیده می شد حاکی از علاقه و اثر گذار بودن کارگاهها در روحیه آنان می بود که این خود باعث کاهش رفتار های ناسازگارانه ی این افراد می شد.

آنان براحتی و خوشحالی کار هایشان را به ما نشان می دادند و از تحسین ما غریبه ها لذت می بردند.

برخی از آنان با دقت زیاد و با بدنی متمایل به جلو که نشان دهنده تمرکز و اشراف بر کار می باشد کار  می کردند.

برخی از بازدیدکنندگان به منظور کمک مالی یا داشتن یادگاری و یا خرید کار هنری از فروشگاه (همان کارگاه کوچک) خرید می کردند.

برای ما دیدن تکه چوب بستنی های بی ارزشی که حالا با مهارت و ذوق هنری به این اشکال در آمده بودند بسیار جذاب بود به گونه ای که در وهله اول با دقت خاصی از نحوه ساخت آنها تجربه کسب می کردیم.

فضای کوچک وعادی آن که اگرچه کولر داشت اما برای یک کارگاه ساخته نشده بود کمی غیر عادی می نمود.

کارگاه اسکاچ

 

تعداد 10 نفر به مدت 4 ساعت بصورت روزانه در این کارگاه که با شنیدن اسم آن تعجب کرده بودیم با علاقه فراوان کارمی کردند و پشتکار بی دریغ آنها مایه خوشحالی و تغییر عقاید ما نسبت به توانایی های آنها شده بود.

 

•         یک دستگاه نخ ریسی با یک کارگر

•         یک لوله که یک کارگر پارچه های شلنگ مانند را        برمیگرداند.

•         یک دستگاه پرس حرارتی که کارگر دیگری اسکاچ های با ابر داخل شده به یک اندازه خاص برش می زد.

•         سه نفر مسئول جلد کردن و زدن برچسب به اسکاچ های آماده شده بودند. کادر اجرایی این کارگاه کوچک بودند

این قسمت جایی بود که ما شادترین و مهربانترین افراد این مرکز رادیده بودیم واین به علت همین فعالیت های هدفمندانه وبرنامه ریزی شده برای اینها بود که آنها را به دقت شناسایی و جدا کرده بودند تا در پشت این دستگاهها کار کنند.

اگر تواناییهای من محدود است

کرانه های قلبم بی مرز است

محبت هایتان را با من قسمت کنید

تا توانائیهایم دو چندان شود .

این نوشته ی بر روی بر چسب های اسکاچ ها بود که ما را بیدار کند به اینکه آنچه ما در فروشگاهها یا در دستهایمان خواهیم دید قطره ای از دریای بیکران تلاشها و علاقه به اثبات وجود گروهی از فراموش شدگان جامعه هستند

کارگاه معرق کاری

تعداد 6 یا7 نفر با بهره هوشی 35 الی 50 که روزانه 4 ساعت در این کارگاه در حال فعالیت بودند.

فعالیت های این کارگاه باعث می شدهماهنگی دو دست و چشمها و همچنین دقت در بچه ها افزایش یابد.

واحد سمعی و بصری

در این واحد فیلم های آموزشی و تفریحی نشان داده می شود .

روزها از صبح تا ظهر حدود 35 الی 45 نفر از این واحد استفاده می کنند.

هر کلاس در هفته 2 با از این واحد استفاده می کند.

علاوه بر نمایش فیلم حدود 12 نفر از افرادی که در وضعیت بهتری قرار دارند از آموزش کامپیوتر نیز بهره مند هستند.

در این واحد تئاتر درمانی و همچنین قصه گویی نیز انجام می شود

زبان آموزی برای آمادگی ورود کودکان به مدارس استثنایی نیز یکی دیگر از فعالیت های این واحد بشمار میرود.

 

 

 

 

دبستان سوم شعبان (شماره 4)

 

در سال 1376تاسيس شده تعداد دانش اموزان ان 119 نفر وحدود 56 نفر در دبستان هاي عادي همراه معلم رابط وجود دارند.اين دبستان در دو طبقه كه طبقه ي اول ان از دو قسمت تشكيل شده است 1.قسمت اموزش وكلاس هاي اول وسوم و بخش گفتار درمان و تربيت شنوايي در اين بخش است .

2.قسمت دوم مربوط به بچه هاي راهنمايي است كه ما به ان قسمت نرفتيم.

و طبقه ي دوم ان را كلاس ها تشكيل مي دهد.

اين مدرسه در مقطع دبستان و دو كلاس راهنمايي (اما كلاس هاي راهنمايي انها به صورت اموزش مهارت هاي حرفه اي است).

كلاس اول را بچه هاي ناشنوا در دو سال و كلاس پنجم هم در دو سال مي گذرانند.ورودي بچه ها از امام رضا است و از جاي ديگري ثبت نام نمي كنند مگر يك عده ي خاصي كه نتوانسته اند اندرزگاه را در امام رضا بنا به دلايلي(مثلا در روستا بوده اند)ثبت نام مي كنند.كلاس اول مقدماتي اولين كلاس است وكلاس امادگي در اين دبستان ندارند و امادگي را در امام رضا طي كرده اند كتاب هاي درسي انها در ابتدا مانند كتاب هاي درسي بچه هاي عادي بوده اما حدود 8سال پيش كتاب هاي مخصوص ناشنوايان بوجود اوردند ولي اين كتاب ها ضرر بزرگي به بچه ها زد چرا كه اين بچه ها بعد از اتمام اين دوره ها به مدارس عادي مي رفتند.و دوباره كتاب هاي انها را به صورت كتاب هاي بچه هاي عادي برگرداندند.

14كلاس ابتدايي دارد كه سه تاي ان كلاس خاص است يعني علاوه بر ناشنوايي معلوليت خاص ديگري هم دارند و چند معلوليتي هستند.در اين كلاس ها تعداد انها 3تا5 نفر است ام كلاس هاي ديگر بين 7 تا 12 نفر است . اين دبستان از خدمات واحد توانبخشي (گفتار درمان،مدد درمان،كار درمان،تربيت شنوا و........بهره مند است. كار گفتار درمان اين است كه توليد صدا ها را به بچه ها اموزش مي دهد و كار تربيت شنوا استفاده باقي مانده شنوايي است بچه هايي كه در اين مدرسه هستند از فقر فرهنگي برخوردارند .در اين دبستان براي بچه ها از صبحانه ي گرم از پولي كه از خيريه بدست مي ايد استفاده مي كنند .

مدرسه ي انها مانند مدرسه ي بچه هاي عادي زنگ دارد و در كلاس ها با لاي تخته سياه لامپ هايي گذاشته اند كه با صداي زنگ روشن مي شود و بچه هايي كه مشكل شنوايي زياد دارند با استفاده از ان تشخيص مي دهند در كلاس املا انها از زبان اشاره استفاده نمي كنند بلكه از حركات لب استفاده مي كنند در رياضي زياد براي انها مشكل نيست اما در درسهايي نظير تاريخ و ديني و مخصوصا انشا زياد مشكل دارند انها به جاي درس انشا اول يك درسي به نام درس كليد زبان دارند .نقاشي كشيدن بچه هاي ناشنوا خيلي خوب است .

از نظر هوشي بچه هاي ناشنوا داراي هوش عمومي معمولي هستند اما از لحاظ هوش كلامي در حد پايين هستند .در اتاق اموزش اطلاعاتي نظير سوالات امتحاني سال هاي قبل و پيك هاي سال هاي قبل وجود داشت سوالات امتحاني انها به صورت تايپ شده در اختيار انها گذاشته مي شود كتاب هاي سال اول انها مثل بچه هاي عادي و كلاسهاي ديگر بجز رياضي و قران كتاب هايشان فرق مي كند زماني كه وارد كلاس پنجم شديم انها با انگليسي به ما سلام كردند ارتباط معلم با بچه ها به صورت كلامي بود و بعضي از انها بخوبي صدا ها را مي شنويدند و معلم اصلا در كلاس از حركات اشاره استفاده نمي كرد .

در كلاس يك تابلو بزرگ وجود داشت كه از همه ي درسها  مطالبي روي ان قرار داده بودند يكي از مشكلات اين دبستان اين بود كه از همه ي فرهنگ ها در اين دبستان حضور داشتند .

و اما اموزش كلاس چند معلوليت بدين صورت بود كه روي ميز كلماتي گذاشته بودند و معلم با اشاره و كلام به دانش اموزان اشاره مي كرد و از دانش اموز مي خواست كه ان كلمه را پيدا كند سن هوشي يكي از اين بچه هاي كلاس 5 بود در حالي كه11 ساله بود.

اموزش كلاس اول به صورت لبخواني بود كلاس در ان زمان 6نفر بود دو نفر از ان كلاس به كلاس اموزش ويژه مي رفتند  و دونفر هم در مدارس عادي رفته بوده اند كه در طرح تلفيقي به اينجا امده بودند.كساني كه در اين كلاس مي شنيدند به راحتي كتاب را مي خواندند اما بچه هايي كه در شنيدن مشكل داشتند در تلفظ هم مشكل داشتند.

اتاق گفتار درماني:كارش ارزيابي مشاوره،درمان و پيشگيري از اختلالات زبان و گفتار است در اين اتاق از نرم افزار گفتار درماني استفاده مي شود  نرم افزار به اين صورت بود تا معلم شروع به حرف زدن مي كرد يك خرس بود كه شروع به تبل زدن مي كرد و يا اينكه اگر صدا زياد بلند مي شد شمع ها خاموش مي شد و اگرميزان شدت صدا كم مي بود شمع ها خاموش نمي شدند.