چند روش مخ زدن
اسمشو روی بازوت خالكوبی میكنی... یه نامه عاشقانه با چند بیت شعر كه با یه سری گل و پرنده تزئین شده، با موتور هوندا سر مسیر دبیرستان گیرش میاری و نامه رُ بهش میدی، بعد تكچرخ میزنی و میری.
روش یاهومسنجری:
خوبیش اینه كه لازم نیس توو چشای طرف نیگا كنی و این برای آماتورها كمك خیلی بزرگیه... از آیكونهای گوگولی مگولی هم میتونی برای رسوندن مفهوم استفاده كنی. بدیش اینه كه بعضی وقتا یه سوء تفاهمایی پیش میاد... خر بیار و باقالی بار كن... این روش توصیه نمیشه.
روش بچه خرخونی:
همون داستان جزوه و اینا كه خودت واردی...
روش خركی:
جلوی یكی از این الگانس ها بوسش كن كه بدونه به خاطرش همه كار میكنی...
روش مذهبی:
به یكی از دوستای متاهلت بگو تا به خانومش بگه كه به دختره بگه كه به باباش بگه كه اگر اجازه بدن آقای احسان خان (مثلاً) به همراه خانوم والده برا امر خیر خدمت برسن.
روش آماتوری:
خیلی كم حرف میزنی... زیاد عرق میكنی... چشتو به چشاش خیره میكنی... بعد هم یه دفعه رو تُ اونور میكنی یه وقت فكر نكنه كه به چشاش خیره شدی. (اونم همین كار رُ میكنه). با هم میرین فیلم مریم مقدس، سالن 1 عصر جدید... دستاتونُ میدین به هم.. تنها چیزی كه نمیبینی فیلمه... ایمیل میزنین... تلفن میزنین... چت میكنین... بیرون میرین... چند ماه همینجوری میگذره تا یه روز توی یه رستوران نزدیك میدون فردوسی میگی میدونی چیه؟ من دیگه نمیتونم بهت نگم من دوستت دارم خیلی زیاد... اونم قشنگترین لبخند دنیا رُ میزنه و میگی جدی میگی!؟؟
(حالا میدونه جدی میگی ها...)
بعد اونم بهت میگه كه میدونسته سه ماهه زور میزنی اینو بگی!!
و یواشكی میگه كه اونم بله... هی جوونی كجایی....
این روش جواب داده. بهترین روشه.از شوخی گذشته، یادمه روی داشبورد یه مسافركش آریاشهر_فاطمی، نوشته بود:
نمیخواهم بگویم دوستت دارم، میخواهم بدانی...
روش یاهومسنجری:
خوبیش اینه كه لازم نیس توو چشای طرف نیگا كنی و این برای آماتورها كمك خیلی بزرگیه... از آیكونهای گوگولی مگولی هم میتونی برای رسوندن مفهوم استفاده كنی. بدیش اینه كه بعضی وقتا یه سوء تفاهمایی پیش میاد... خر بیار و باقالی بار كن... این روش توصیه نمیشه.
روش بچه خرخونی:
همون داستان جزوه و اینا كه خودت واردی...
روش خركی:
جلوی یكی از این الگانس ها بوسش كن كه بدونه به خاطرش همه كار میكنی...
روش مذهبی:
به یكی از دوستای متاهلت بگو تا به خانومش بگه كه به دختره بگه كه به باباش بگه كه اگر اجازه بدن آقای احسان خان (مثلاً) به همراه خانوم والده برا امر خیر خدمت برسن.
روش آماتوری:
خیلی كم حرف میزنی... زیاد عرق میكنی... چشتو به چشاش خیره میكنی... بعد هم یه دفعه رو تُ اونور میكنی یه وقت فكر نكنه كه به چشاش خیره شدی. (اونم همین كار رُ میكنه). با هم میرین فیلم مریم مقدس، سالن 1 عصر جدید... دستاتونُ میدین به هم.. تنها چیزی كه نمیبینی فیلمه... ایمیل میزنین... تلفن میزنین... چت میكنین... بیرون میرین... چند ماه همینجوری میگذره تا یه روز توی یه رستوران نزدیك میدون فردوسی میگی میدونی چیه؟ من دیگه نمیتونم بهت نگم من دوستت دارم خیلی زیاد... اونم قشنگترین لبخند دنیا رُ میزنه و میگی جدی میگی!؟؟
(حالا میدونه جدی میگی ها...)
بعد اونم بهت میگه كه میدونسته سه ماهه زور میزنی اینو بگی!!
و یواشكی میگه كه اونم بله... هی جوونی كجایی....
این روش جواب داده. بهترین روشه.از شوخی گذشته، یادمه روی داشبورد یه مسافركش آریاشهر_فاطمی، نوشته بود:
نمیخواهم بگویم دوستت دارم، میخواهم بدانی...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۸۸ ساعت 10:38 توسط حميد
|